کتاب «اعتلای زن و انقلاب آفریقا» که مجموعهای از تاملات و سخنرانیهای شورانگیز توماس سانکارا است، به مثابه مانیفستی برای درک پیوند عمیق میان عدالت جنسیتی و رهایی ملی عمل میکند. سانکارا در قامت رهبر انقلابی بورکینافاسو، در این اثر با صراحت اعلام میکند که پیشرفت یک جامعه بدون حضور فعال و برابر نیمی از پیکره آن، یعنی زنان، سرابی بیش نیست. نویسنده به این نکته کلیدی اشاره دارد که ریشه فرودستی زنان نه در طبیعت، بلکه در ساختارهای پیچیده استعماری، فئودالی و سرمایهداری نهفته است. او با بازخوانی تاریخ مبارزات آفریقا بر این باور است که زن آفریقایی باری مضاعف را بر دوش میکشد؛ او همزمان با زنجیرهای استثمار خارجی و سنتهای سختگیرانه داخلی دست و پنجه نرم میکند. این کتاب که به نوعی وصیتنامه فکری سانکارا پیش از ترور نابهنگام او محسوب میشود، تاکید دارد که انقلاب باید از درون خانهها آغاز شود تا بتواند در سطح ملی به بار بنشیند. محور اصلی تحلیلهای توماس سانکارا در این کتاب، نقد بیپرده نظامهای پدرسالاری است که تحت نام سنت یا فرهنگ، حقوق بنیادین زنان را پایمال میکنند. او با شجاعتی مثالزدنی به مصاف پدیدههایی همچون ازدواجهای اجباری، چندهمسری و نگاه کالایی به زنان در قالب شیربها میرود و آنها را ابزارهایی برای تداوم سلطه بر میشمارد. از دیدگاه این اندیشمند، رهایی زنان صرفا یک هدف اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی و سیاسی برای هر جنبش ضداستعماری است. سانکارا توضیح میدهد که چگونه انقلاب بورکینافاسو تلاش کرد با ایجاد کمپینهای سوادآموزی، واکسیناسیون گسترده و فراهم کردن بستر مشارکت سیاسی، زنان را از حاشیه به متن قدرت هدایت کند. او به جای سخنرانیهای انتزاعی، به اقدامات عملی دولت خود استناد میکند؛ اقداماتی که هدفشان دگرگون ساختن نقشهای کلیشهای بود که زنان را تنها به فضای محدود خانه و کارهای بیمزد و منتسب میکرد. بخش مهم دیگری از این اثر به مسئولیت فردی و جمعی خود زنان در مسیر دستیابی به آزادی اختصاص دارد. سانکارا بر این باور است که حق گرفتنی است و زنان نباید منتظر بمانند تا آزادی به عنوان هدیهای از سوی مردان یا دولت به آنها تقدیم شود. او خواستار سازماندهی مستقل زنان و ایستادگی آنها در برابر هنجارهای فرساینده است. این کتاب نشان میدهد که چگونه مبارزه طبقاتی و فمینیسم انقلابی در جغرافیای آفریقا با یکدیگر گره خوردهاند. نویسنده با زبانی ساده و در عین حال برانگیزاننده، مفاهیم پیچیده جامعهشناختی را به گونهای تبیین میکند که برای تودههای مردم قابل درک باشد. اهمیت این نوشتار در دنیای امروز، به ویژه در حوزههای مطالعات پسااستعماری و حقوق بینالملل، دوچندان شده است؛ چرا که الگویی منحصربهفرد از درهمتنیدگی آرمانهای سوسیالیستی با مطالبات جنسیتی ارائه میدهد. کتاب «اعتلای زن و انقلاب آفریقا» فراتر از زمان و مکان خود، پیامی جهانی دارد: تا زمانی که ستم بر یک گروه انسانی وجود داشته باشد، هیچکس به معنای واقعی آزاد نیست. این متن با رویکردی بیطرفانه و نگاهی به دستاوردهای واقعی یک دوره کوتاه اما درخشان در تاریخ بورکینافاسو، به ما یادآوری میکند که تغییرات بنیادین اجتماعی تنها با دگرگونی در نگرشها نسبت به جایگاه انسانی زنان ممکن میشود. سانکارا با این اثر ثابت کرد که میتوان در اوج مبارزه با قدرتهای جهانی، از حقوق انسانیترین و نزدیکترین بخشهای جامعه نیز با قدرت دفاع کرد و عدالت را به قلب زندگی روزمره مردم برد.
درباره توماس سانکارا
توماس ایزیدور نوئل سانکارا افسر نظامی بورکینابی، انقلابی مارکسیست و رئیس جمهور پان آفریقایی بورکینافاسو از کودتای خود در سال 1983 تا قتلش در سال 1987 بود. طرفداران او را شخصیتی کاریزماتیک و نمادین انقلاب می دانند. به عنوان "چه گوارای آفریقا"