کتاب همه فرزندان خداوند بال دارند All God's Chillun Got Wings


  • قیمت : ۵,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب همه فرزندان خداوند بال دارند اثر یوجین اونیل

ایران کتاب ایران کتاب

کتاب همه فرزندان خدا بال دارند، نمایشنامه ای اثر یوجین اونیل است که برای اولین بار در سال 1924 به انتشار رسید. این نمایشنامه بدون شک یکی از جنجال برانگیزترین آثار او است. در اولین پرده از این نمایشنامه، کودکانی سیاه پوست و سفید پوست در خیابان ها مشغول بازی هستند و هیچ اثری از تبعیض نژادی در میان آن ها دیده نمی شود. با پیشروی داستان، مخاطب با بزرگ شدن پسری سیاه پوست و دختری سفید پوست همراه می شود و همزمان، تبعیضات نژادی گسترده ای در میان مردم شهر شکل می گیرد. دختر، از روی بی کسی و تنهایی با پسر سیاه پوست که شخصیتی بلندپرواز دارد و بسیار به او علاقه مند است، ازدواج می کند. اما رنگ پوست آن ها با هم متفاوت است و نه خودشان و نه اطرافیان، نمی توانند از این موضوع چشم پوشی کنند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی همه فرزندان خداوند بال دارند



انتشارات: سبزانسبزان
مترجم: بیتا دارابی
نویسنده: یوجین اونیل یوجین اونیل
مشخصات کتاب همه فرزندان خداوند بال دارند
قطع :پالتویی
شابک :978-600-117-135-2
وزن :100
تعداد صفحه :88
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1924
سری چاپ :2

ویژگی ها کتاب همه فرزندان خداوند بال دارند

یوجین اونیل برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1936

یوجین اونیل برنده ی جایزه ی پولیتزر نمایشنامه در سال های 1920-1922-1928و1957 شده است.

نکوداشت های کتاب همه فرزندان خداوند بال دارند
A sharp analysis of the question of intermarriage between whites and blacks.
تحلیلی هوشمندانه از مسأله ی ازدواج سیاه پوستان و سفیدپوستان.
Eoneill

A work you won't want to miss!
اثری که نمی خواهید آن را از دست بدهید!
Cornell

It immediately earned a significant niche in American theater history.
این اثر، خیلی سریع به جایگاه والایی در تاریخ تئاتر آمریکا دست یافت.
Project Muse

بخش هایی از کتاب همه فرزندان خداوند بال دارند (لذت متن)
جیم: مطمئن باش اونا هیچوقت جرأت نمی کنن تو رو کاکاسیاه صدا کنند. خودم می کشمشون! الا: ازت خوشم میاد. جیم: منم ازت خوشم میاد. الا: می خوای مرد من باشی؟ جیم: آره. الا: پس منم مال تو هستم.

می دونی، چیزی که می خوام بگم اینه که... من همه ی داستان ها رو شنیدم... درباره ی این که با بقیه ی دخترا چیکار می کردی... اونا به من ربطی ندارن، اما اون... الا... اون فرق داره... مثل بقیه نیست.

شورتی: اینجوریه؟ تو چی هستی؟ اونا می گن با جیم کلاغه اینور و اونور می ری. الا: اون تنها دوست من بوده. شورتی: یه کاکاسیاه. الا: تنها مرد سفیدپوست توی دنیا! مهربون و سفید. همه ی شما سیاهید... قلباتون سیاهه.