کتاب گوتیک مکزیکی

Mexican Gothic
کد کتاب : 74852
مترجم :
شابک : ‏‫‭978-6222331658‬‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 412
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 21 تیر

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

بهترین کتاب داستان وحشت گودریدز سال 2020

نامزد نهایی جایزه لوکاس سال 2021

نامزد جایزه برام استوکر سال 2020

معرفی کتاب گوتیک مکزیکی اثر سیلویا م گارسیا

کتاب «گوتیک مکزیکی» رمانی نوشته «سیلویا مورنو-گارسیا» است که نخستین بار در سال 2020 وارد بازار نشر شد. وقتی «نوئمی تابوئادا» نامه ای را از طرف دخترعمویش «کاتالینا» که تازه ازدواج کرده، دریافت می کند، به عمارتی در مناطق روستایی مکزیک می رود تا اطلاعات بیشتری را در این باره به دست آورد. شرایط نامطلوب این عمارت دورافتاده و وضعیت نابسامان «کاتالینا»، باعث شوکه شدن «نوئمی» می شود. وقتی همسر انگلیسی «کاتالینا» یعنی «ویرجیل»، و همینطور پزشک خانواده یعنی «دکتر کامینز» پاسخ هایی مبهم به سوالات «نوئمی» می دهند، او با «فرانسیس» دوست می شود: کوچکترین فرزند پسر در عمارت که می خواهد از میراث خانواده اش بگریزد. همزمان با آشکار شدن سرنخ هایی از گذشته تاریک و خشونت آمیز عمارت، شانس «نوئمی» برای فرار، و همینطور نجات دخترعمویش، کم و کمتر می شود.

کتاب گوتیک مکزیکی

سیلویا م گارسیا
سیلویا مورنو گارسیا (متولد 25 آوریل 1981) رمان نویس ، داستان نویس ، ویراستار و ناشر مکزیکی کانادایی است.مورنو گارسیا در مکزیک بزرگ شد. پدر و مادر او هر دو در ایستگاه های رادیویی کار می کردند. او در سال 2004 به کانادا نقل مکان کرد. مورنو در سال 2016 مدرک کارشناسی ارشدش را در مطالعات علوم و فناوری از دانشگاه بریتیش کلمبیا ، ونکوور به پایان رساند. او در حال حاضر با خانواده اش در ونکوور زندگی می کند.
نکوداشت های کتاب گوتیک مکزیکی
An original escape to an eerie world.
گریزی بدیع به جهانی وهم انگیز.
New York Times New York Times

A new classic of the genre.
یک اثر کلاسیک جدید در این ژانر.
Chicago Review of Books

Fans of gothic classics like Rebecca will be enthralled.
طرفداران آثار کلاسیک گوتیک مانند کتاب «ربه کا»، به وجد خواهند آمد.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب گوتیک مکزیکی (لذت متن)
برخی از راننده ها دور هم جمع می شدند، با هم سیگار می کشیدند و داستان سرایی می کردند. زوج جوان چرتشان گرفت. گذشته از این، می دانستند که تا بعد از ساعت یک نیمه شب، کسی قصد ندارد جشن را ترک کند. بنابراین این زوج جوان ساعت ده شب مهمانی را ترک کردند و در نتیجه رسم و رسومات را زیر پا گذاشتند.

مرد جوان با اضطراب به اطراف نگاهی انداخت و فکر کرد چگونه از آنجا بروند. لباس اسب پوشیده و حالا که مجبور بودند با این لباس سنگین به شهر برگردند، به زحمت افتاده بود.

«نوئمی» به او هشدار داده بود که می خواهد در رقابت بالماسکه برنده شود و از «لارا کوئزادا» و معشوقه اش پیشی بگیرد، بنابراین پسر جوان نیز تمام تلاشش را به کار برد، که البته اکنون با توجه به این که همراهش آنطور که گفته بود لباس نپوشیده بود، کارش کاملا اشتباه به نظر می رسید.