جلد ششم از مجموعه «الحکمهی الاشراقیه»، دربردارنده بخش دوم از کتاب عظیم «المشارع و المطارحات» یعنی علم طبیعیات است. این اثر که به زبان عربی نگاشته شده و ساختار آن بر پایه شش بخش اصلی با عنوان «مشْرع» بنا شده، یکی از کمنظیرترین متون در تاریخ فلسفه اسلامی به شمار میرود. ویژگی منحصربهفرد این کتاب در آن است که برخلاف بسیاری از متون رایج که به طبیعیات صرفا به عنوان دانشی مادی و زمینی نگاه میکنند، نگاهی عمیقا الهیاتی و متافیزیکی به جهان طبیعت دارد. در سنت متداول فلسفه مشاء، علم طبیعیات عموما به بررسی جسم از زاویه قابلیت حرکت و سکون میپردازد و به عنوان یک فیزیک فلسفی، مرز مشخصی با ماوراءالطبیعه دارد؛ اما شیخ اشراق که منظومه فکریاش دو دوره متمایز مشائی و اشراقی را در بر میگیرد، در این اثر و همچنین در شاهکار خود یعنی «حکمت اشراق»، از این نگاه مادی عبور کرده و طبیعت و ماوراءالطبیعه را در یک بستر واحد مورد کنکاش قرار داده است. از دیدگاه سهروردی در حکمت اشراقی، خداوند نور آسمانها و زمین است و این نور به شکلی یکسان بر تمام هستی، از جهان تاریک ماده تا عوالم برین، میتابد. او در واقع فیلسوفی است که به «اصالت نور» باور دارد و تمام پدیدههای عالم هستی را نماد و جلوهای از همین نور یگانه میداند. بر این اساس، در طبیعیات مطلوب او، اشیاء به جای دستهبندیهای مادی، به دو دسته نورانی و ظلمانی تقسیم میشوند و حتی مفاهیمی مانند حرکت و حرارت، چیزی جز تجلی و ظهور نور نیستند؛ نوری که مایه اصلی هستی آنهاست. کتاب «المشارع و المطارحات» در میان آثار تعلیمی سهروردی جایگاهی بسیار کلیدی و مفصل دارد. اگر سیر منطقی نگارشهای او را دنبال کنیم، این کتاب در واقع یک شرح بسیار گسترده و استدلالی بر آثار پیشین او مانند «التلویحات» و «اللمحات» است. او خود سفارش کرده است که جویندگان حکمت، این سه کتاب را به ترتیب بخوانند تا ذهنشان پخته شود و این مسیر، در حقیقت مقدمهای ضروری برای ورود به اقیانوس بیکران «حکمت اشراق» است. سهروردی در زمان نگارش این کتاب دو منبع بزرگ فکری را مد نظر داشته است؛ از یک سو به چارچوب کلی و سبک طرح مباحث در فلسفه مشاء پایبند بوده و از سوی دیگر نگاهی ویژه و انتقادی به طبیعیات کتاب «شفاء» اثر پورسینا داشته است. او در موارد متعددی در قالب پرسش و پاسخ، مبانی مشائیان را به چالش کشیده و نقد میکند. با این حال، آنچه این کتاب را جذابتر میسازد، جوانههای تفکر اشراقی است که در لابهلای استدلالها پنهان شدهاند. سهروردی به خواننده یادآوری میکند که این مباحث نظری ارزش علمی و مدرسهای دارند و بهتنهایی نمیتوانند انسان را به حقیقت ناب هستی برسانند. او بر این باور است فیلسوفی که توانایی خروج از کالبد مادی و به اصطلاح خلع بدن را نداشته باشد، اصولا شایسته نام فیلسوف نیست. این روح تعالیجویانه در بخش طبیعیات نیز کاملا جریان دارد. وی مباحث اصلی را در قالب «فصل» و مباحث پیرامونی را با عناوینی ابتکاری چون ضابط، بحث و تحصیل، بحث و تذکیر، و مباحثه دستهبندی کرده است تا ذهن خواننده را به شکلی نظاممند و پویا، از فیزیک به سوی متافیزیک و روشنایی بیپایان اشراق رهنمون سازد.
درباره شهاب الدین یحیی سهروردی
شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهابالدین، شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید (۵۴۹–۵۸۷ ق / ۱۱۵۴–۱۱۹۱ م) فیلسوف نامدار ایرانی اهل شهر سهرورد شهرستان خدابنده استان زنجان است.