تجربۀ توسعۀ کره جنوبی، به عنوان یکی از معدود موارد موفق در تاریخ معاصر که توانسته است توأمان به رشد اقتصادی شتابان، کاهش فقر، کنترل نابرابری و گذار به دموکراسی دست یابد، همواره به مثابه یک «معمای جذاب» در ادبیات توسعه مطرح بوده است. این تجربه، نه یک تصادف تاریخی، بلکه حاصل طراحی آگاهانۀ نهادها، سیاستها و فرم خاصی از حکمرانی بوده است که در کتاب ارزشمند «در تکاپوی حکمرانی خوب» با قلمی تحلیلی و چندبعدی واکاوی شده است. کتابی که همچون تابلویی روشنگر، پیچیدگیهای مسیر توسعۀ یک ملت را از ویرانی جنگ تا رفاه و دموکراسی ترسیم میکند و پرسشهایی بنیادین را پیش روی هر پژوهشگر و سیاستگذار قرار میدهد: چگونه میتوان در عین حفظ اقتدار حکومتی، بستر مشارکت اقتصادی و اجتماعی بازیگران غیردولتی را فراهم کرد؟ چگونه میتوان موتور محرکۀ رشد را به حرکت درآورد، بیآنکه موتور توزیع عادلانه ثروت از کار بیفتد؟ این پرسشها، پرسشهای منحصر به کره جنوبی نیستند. اینها دغدغههای مشترک بسیاری از جوامع در حال گذار، از جمله ایران، هستند. جامعهای که با وجود برخورداری از منابع غنی طبیعی و سرمایۀ انسانی جوان، همچنان با چالشهای ساختاری فقر، نابرابری و بیکاری دستبهگریبان است.
حکمرانی خوب فقط با عقلانیت و خردورزی در چهارچوب منافع ملی و مردمی بدست میآید و نه با تهدید و روضه خوانی و پیشگوییهای پیامبرگونه