مرگ مورگان

Morgan's Passing

  • قیمت : ۱۰,۸۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود
  • انتشارات: افراز افراز
    نویسنده:
مشخصات کتاب مرگ مورگان
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-243-349-0
تعداد صفحه :456
سال انتشار شمسی :1390
سال انتشار میلادی :1980
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :---

برنده ی جایزه جانت هیدینگر کافکا سال 1980

معرفی کتاب مرگ مورگان اثر آن تایلر | ایران کتاب

مورگان گاور در فروشگاه سخت افزار های کولن در بالتیمور شمالی کار می کند. او همسری مهربان و با محبت و هفت دختر دارد، اما با ورود به میانسالی و دیدن تار های خاکستری مویش، خانه و زندگی اش را کسل کننده و ملالت آور می یابد. مورگان با عروس و دامادی جوان و دوست داشتنی آشنا می شود که در شرایط سختی قرار دارند و هر سه ی این شخصیت ها درمی یابند که قلب و احساسات هیچ کس، از آسیب ها و گزند ها در امان نیست. رمان مرگ مورگان، داستان سردرگمی های شیادی است که مخاطب اثر به دلیل معصومیت ذاتی اش، نمی تواند از او متنفر شود. دغدغه های مردی میانسال و نگاهی واقع گرا و قابل باور آن تایلر در این رمان، خواندنی است. داستانی مملو از احساس تلخ شخصیت هایش که با لحظاتی خنده دار و روایتی جذاب همراه است. این رمان، بر اساس زندگی یک شخصیت واقعی در دهه ی هشتاد میلادی نوشته شده و یکی از مطرح ترین آثار آن تایلر محسوب می شود.

کتاب مرگ مورگان

نکوداشت های کتاب مرگ مورگان
An almost flawless story of love...Morgan emerges as a true hero.
یک داستان عاشقانه ی کم نقص... مورگان به شکل یک قهرمان واقعی به تصویر کشیده شده است.
Los Angeles Times Los Angeles Times

An impressive, irresistible novel.
رمانی تأثیرگذار و بسیار جذاب.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Extremely enchanting.
بسیار دلپذیر.
Times Times

قسمت هایی از کتاب مرگ مورگان (لذت متن)
مشکل پدر بودن این است که بچه ها، پدرشان را خیلی خوب می شناسند. در برابر آن ها نمی شود کوچک ترین واقعیتی را وارونه جلوه داد.

نگاهی به آینه انداخت و گفت: «باید یک سری تصمیمات جدید بگیرم.» بعد کلید برق جالباسی را زد و با دیدن لباس هایش به این فکر افتاد که امروز چه کسی باشد. کنار بلوز و دامن های چروک بانی، انبوه لباس های تنگ مورگان هم آویزان بودند: لباس ملوانی، لباس سربازی، لباس قایق رانی... انگار این لباس ها را از بین وسایل دور ریخته شده ی یک اپرا جمع کرده بود. بالای لباس ها هم کلاه هایش دیده می شدند: شش کلاه که در طبقه ی بالای جالباسی قرار داشتند. یکی از آن ها را برداشت و سرش گذاشت.

شاید بتوان گفت مورگان مردی بود که تکه تکه شده بود یا شاید هم همیشه تکه تکه بود. اصلا شاید از روز اول، قطعات بدنش را سرهم نکرده بودند. انگار اعضای بدنش را خیلی بد به هم چسبانده بودند. دست و پاهای پشم آلود و لاغرش را با آن استخوان های درشتش به شکلی اغراق آمیز به هم وصل کرده بودند.