1. خانه
  2. /
  3. کتاب زندگی ام را دوست داشتم

کتاب زندگی ام را دوست داشتم

نویسنده: ابی فبیاشی
3.8 از 1 رأی

کتاب زندگی ام را دوست داشتم

I Liked My Life
انتشارات: دیدآور
٪10
150000
135000
معرفی کتاب زندگی ام را دوست داشتم
«زندگی‌ام را دوست داشتم» اثر ابی فبیاشی از جایی آغاز می‌شود که یکی از سه راوی آن دیگر زنده نیست. مدی، همسر بریدی و مادر ایو، پس از مرگ ناگهانی‌اش خانواده‌ای را پشت سر گذاشته که هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای برای آنچه رخ داده ندارد. آنچه بحران را پیچیده‌تر می‌کند این است که تصویر مدی از زندگی خودش با تصوری که بازماندگان ناچارند برای فهم مرگ او بسازند سازگار نیست: او زندگی‌اش را دوست داشته است. عنوان رمان از همین تناقض نیرو می‌گیرد. وقتی کسی که ظاهرا خوشبخت بوده از زندگی بیرون می‌رود، بازماندگان چگونه میان آنچه از او می‌دانستند و واقعیتی که اکنون پیش رویشان قرار گرفته آشتی برقرار کنند؟ رمان، نخستین اثر داستانی فبیاشی، در ۲۰۱۷ منتشر شد و روایت را میان سه صدا تقسیم می‌کند: مدی، بریدی و دختر نوجوانشان ایو. مدی از فضایی میان مرگ و زندگی خانواده‌اش را تماشا می‌کند؛ بریدی با احساس گناه، خشم و بازنگری در ازدواجش درگیر است و ایو هم‌زمان باید با فقدان مادر و آشفتگی‌های دورهٔ نوجوانی کنار بیاید. فبیاشی خود گفته است که این ساختار چندصدایی را برای نشان‌دادن تفاوت شیوه‌های سوگواری انتخاب کرده است؛ فقدان یک نفر در یک خانواده تجربه‌ای واحد تولید نمی‌کند، زیرا هرکس رابطه، خاطره و احساس گناه خاص خودش را با آن حمل می‌کند. حضور مدی پس از مرگ، رمان را به اثری واقع‌گرایانه دربارهٔ سوگ محدود نمی‌گذارد. او همچنان در زندگی بریدی و ایو دخالت می‌کند و حتی می‌کوشد زنی به نام روری را به مسیر آن‌ها نزدیک کند؛ معلمی که خودش تجربه‌ای دردناک در گذشته داشته است. این عنصر فراواقعی بیش از آنکه قواعد جهان پس از مرگ را توضیح دهد، ابزاری روایی برای حفظ صدای مادری است که اگر کاملا حذف می‌شد، فقط از خلال خاطرات دیگران شناخته می‌شد. مدی می‌تواند روایت آن‌ها از خودش را بشنود و خواننده نیز فاصلهٔ میان تصویری که هر عضو خانواده از دیگری دارد و تجربهٔ درونی خود آن شخص را ببیند. این فاصله مهم‌ترین لایهٔ رمان است. بریدی و ایو پس از مرگ مدی گذشته را دوباره بازخوانی می‌کنند: گفت‌وگوهای معمولی، اختلاف‌های خانوادگی و رفتارهایی که زمانی بی‌اهمیت به نظر می‌رسیدند اکنون به نشانه‌هایی احتمالی تبدیل می‌شوند. فبیاشی از این میل انسانی برای یافتن «علت» استفاده می‌کند؛ میل به اینکه تراژدی باید جایی در گذشته توضیحی پنهان داشته باشد. اما رمان در بخش‌های موثرترش نشان می‌دهد سوگ الزاما با کشف یک علت آرام نمی‌شود. پرسش «چرا؟» ممکن است خود به بخشی از رنج تبدیل شود. رابطهٔ پدر و دختر نیز به همین اندازه مهم است. مدی پیش از مرگ تا حد زیادی مرکز عاطفی خانواده بوده و نبودنش ضعف ارتباط بریدی و ایو را آشکار می‌کند. هر دو دیگری را متهم می‌کنند و در همان حال به او نیاز دارند. فبیاشی سوگ را تنها به فقدان فرد مرده محدود نمی‌کند؛ مرگ ساختار خانواده را نیز تغییر می‌دهد و بازماندگان باید رابطه‌ای تازه با یکدیگر بسازند. در این سطح، «زندگی‌ام را دوست داشتم» بیشتر دربارهٔ خانواده‌ای است که باید پس از فروپاشی نظم قبلی دوباره خودش را تعریف کند تا دربارهٔ معمای یک مرگ. مزیت اصلی رمان، همین ترکیب سه چشم‌انداز و لحن عاطفی نسبتا کنترل‌شده است. منتقدان نیز توانایی فبیاشی در نزدیک‌شدن به سوگ بدون افتادن دائمی در احساسات‌گرایی را از نقاط قوت اثر دانسته‌اند. در مقابل، بخش‌هایی که پیرنگ برای رسیدن به افشاگری‌های پایانی پیچیده‌تر می‌شود، به اندازهٔ بخش‌های آرام‌تر و شخصیت‌محور متقاعدکننده نیست. «پابلیشرز ویکلی» و «کرکوس» هر دو به شکلی متفاوت اشاره کرده‌اند که برخی تمهیدهای داستانی و ملودراماتیک اواخر کتاب از قدرت عاطفی مسئلهٔ اصلی کم می‌کنند. رمان در بهترین لحظاتش کمتر می‌پرسد چرا مدی مرد و بیشتر به مسئله‌ای دشوارتر نزدیک می‌شود: ما تا چه اندازه واقعا زندگی نزدیک‌ترین آدم‌هایمان را می‌شناسیم؟ پس از مرگ، خاطرات مرتب می‌شوند، نشانه‌ها معنای تازه پیدا می‌کنند و آدمی که دیگر نمی‌تواند از خودش دفاع کند به مجموعه‌ای از روایت‌های دیگران بدل می‌شود. صدای مدی در رمان، مقاومتی است در برابر همین تبدیل‌شدن؛ یادآوری اینکه حتی کسی که دوستش داشته‌ایم ممکن است زندگی‌ای درونی داشته باشد که هیچ‌گاه تمام آن را ندیده‌ایم.
درباره ابی فبیاشی
درباره ابی فبیاشی
ابی فابیاسچی مدافع حقوق بشر و یکی از بنیانگذاران شبکه Empower Her است، یک سازمان غیرانتفاعی که مسیری را برای بازماندگان قاچاق انسان با اراده برای استقلال هموار می کند. در سال 2012 ابی از پست اجرایی خود در زمینه فناوری پیشرفته استعفا داد تا به دنبال حرفه نویسندگی برود. من زندگی ام را دوست داشتم اولین رمان اوست.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب زندگی ام را دوست داشتم" ثبت می‌کند