ژیژک هیچ دلبستگی، هیچ تعلق خاطری به هیچ جریانهای فکری مثل اگزیستانسیالیسم یا فمینیسم نداره کلا جنبش فمینیسم را جنبش دروغین میدونه. جاهای هایدگر را نقد میکنه. با دلوز هم میانه ای هم نداره. و خودش را یک متفکر ساختارگرا میدونه. بخاطر همین هم با دریدا مخالفه. یکی از منتقدین دریدا و پساساختارگرایی هست. با فوکو زاویه داره. با پدیدارشناسی هم همینطور. هیچ ارجاعی به پدیدار شناسی نداره هر چند به یک ایده ای خاصی ارجاع بده اما یه جور سوءاستفاده است برای توضیح فکر خودش. در میان فیلسوفان تحلیلی به سول کریپکی علاقه داره کسی که اون نام گذاری و ضرورت را مطرح کرده. ژیژک خودش را نماینده سنت فکری میداند که از کانت هگل مارکس فروید لکان نشئت میگیره. این فیلسوفان را میخونه. در موجوع یه مارکس ارتدوکس هستش.