1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. بررسی نمایشنامه «کرگدن» اثر «اوژن یونسکو»

بررسی نمایشنامه «کرگدن» اثر «اوژن یونسکو»

Rhinoceros

نمایشنامه از طریق رویدادهای عجیب و تلاش شخصیت ها برای درک آن، این ایده را مطرح می کند که زندگی در مجموع امری «ابزورد» و توضیح‌ناپذیر است.

نمایشنامه «کرگدن» به شکل عمده به واسطه تجارب شخصی «اوژن یونسکو» در دوران «جنگ جهانی دوم» و به شکل خاص، ظهور «حزب نازی» در آلمان و «گارد آهنین» در رومانی به وجود آمد. «یونسکو» زمانی که «گارد آهنین» در حال به قدرت رسیدن بود، در دانشگاهی در رومانی تحصیل می کرد، و برخلاف برخی جنبش های «فاشیست»، پایگاه اصلی «گارد آهنین» در دانشگاه ها قرار داشت.




در سال 1961، منتقد و استاد دراما، «مارتین اسلین»، کتابی با عنوان «تئاتر ابزورد» را به انتشار رساند، و این عبارت به‌سرعت به نام یک جنبش هنری تبدیل شد. او در این کتاب، «یونسکو» را در کنار سه نمایشنامه‌نویس دیگر—«آرتور آداموف» (خالق کتاب «استاد تاران»)، «ساموئل بکت» (خالق کتاب «در انتظار گودو») و «ژان ژنه» (خالق کتاب «بالکن»)—از چهره های شاخص این جنبش معرفی کرد. جنبش «تئاتر ابزورد» به کاوش در این فلسفه می پردازد که زندگی به شکل ذاتی بی‌معناست. از دیگر نمایشنامه های «ابزورد» جریان‌ساز در دهه 1960 می توان به «روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده‌اند» اثر «تام استاپارد»، و «داستان باغ‌وحش» و «چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟» اثر «ادوارد آلبی» اشاره کرد.




منطق ابزورد

نمایشنامه «کرگدن» در شهری کوچک در فرانسه رخ می دهد، جایی که در طول سه پرده نمایش، تقریبا تمام ساکنان شهر به کرگدن تبدیل می شوند. این نمایش از جهات گوناگون «ابزورد» است، و نه فقط به دلیل پیرنگ عجیب آن. افزون بر بیماری ابزوردِ «کرگدن‌زدگی» که شهر را فرا می گیرد، کاراکترها استدلال هایی کاملا غیرمنطقی و مضحک را مطرح می کنند که برای مخاطبین به شکل آشکار بی‌اعتبار است. 

نمایشنامه از طریق این رویدادهای عجیب و تلاش شخصیت ها برای درک آن، این ایده را مطرح می کند که زندگی در مجموع امری «ابزورد» و توضیح‌ناپذیر است، نه چیزی که بتوان آن را به شکل روشن و منطقی تحلیل کرد. علاوه بر این، ویژگی های اندیشه انسان که انتظار می رود در فهم رازهای جهان یاری‌رسان باشد، از جمله منطق، تعقل و زبان، خودشان به اندازه‌ی پدیده هایی که می کوشند آن ها را توضیح دهند، بی‌معنا و بیهوده‌اند.

نمایشنامه مدت ها پیش از آن که کرگدنی وارد صحنه شود، این نکته را آشکار می کند که کاراکترها، با وجود آن که خود را افرادی منطقی، تحصیل‌کرده و خردگرا نشان می دهند، اصلا این‌گونه نیستند. در پرده نخست، کاراکتری که با عنوان «منطق‌دان» شناخته می شود، به یک پیرمرد نکاتی را درباره قیاس منطقی می آموزد: نوعی استدلال که دو گزاره را در برابر یکدیگر قرار می دهد تا به یک نتیجه‌گیری برسد. «منطق‌دان» می گوید که اگر همه گربه ها چهار پا داشته باشند، و اگر موجوداتی به نام «فریکو» و «ایزیدور» نیز چهار پا داشته باشند، پس «فریکو» و «ایزیدور» هر دو گربه هستند.

هیچ راهی برای تأیید درستی این گفته در اختیار مخاطبین نیست، چون هیچ سرنخی وجود ندارد از این که «فریکو» و «ایزیدور» چه کسانی یا چه چیزهایی هستند، یا حتی اصلا وجود دارند یا نه. به این صورت، «منطق‌دان» نشان می دهد که تحریف و سوءاستفاده از منطق تا چه اندازه آسان است: وقتی پیرمرد می گوید سگ‌اش نیز چهار پا دارد، «منطق‌دان» پاسخ می دهد که سگ پیرمرد در واقع گربه است.

«منطق‌دان» به پیرمرد هشدار می دهد که منطق فقط تا زمانی مفید و کارآمد است که مورد سوءاستفاده قرار نگرفته باشد، در حالی که خود او و پیرمرد دقیقا مشغول انجام همین کار هستند. این امر نه‌تنها نشان می دهد که جهان نمایشنامه «کرگدن»—و به شکلی گسترده‌تر، جهان مخاطبین—در اساس «ابزورد» است، بلکه توجه ما را به این نکته جلب می کند که هر تلاشی برای فهم آن، به شکل ذاتی غیرمنطقی، بی‌نتیجه و به‌آسانی قابل تحریف است.

اگرچه تمام این ماجرا شاید در ابتدا طنزآمیز به نظر برسد، ابزورد بودنِ این منطق به تدریج معنایی تاریک‌تر می یابد، به‌خصوص وقتی دومین کرگدن در میدان شهر، گربه‌ی یکی از اهالی را را زیر پا له می کند. همه افراد حاضر در کافه—از جمله «منطق‌دان»، پیرمرد و صاحبان مغازه های اطراف—بیش از آنکه به فکر گربه و صاحب غمگین آن باشند، سرگرم بحث درباره این موضوع هستند که آیا کرگدن ها یک شاخ داشتند یا دو شاخ، و این که کرگدن های آسیایی و کرگدن های آفریقایی چند شاخ دارند.

این روند در سراسر نمایشنامه ادامه پیدا می کند. برخی کاراکترها درباره این موضوع بحث می کنند که آیا واقعا کرگدن هایی در شهر آزادانه می گردند، و برخی دیگر می کوشند توضیحی منطقی برای این مسئله بیابند که اصلا چرا اهالی در حال تبدیل شدن به کرگدن هستند. در تمام موارد، تلاش برای رسیدن به درکی منطقی و عاقلانه از وضعیت، این واقعیت آشکار را نادیده می گیرد که کرگدن ها واقعا در شهر حضور دارند، و هیچ کدام از این تلاش ها برای توضیح دادن ماجرا به اطلاعات یا درکی تازه منجر نمی شود. همه این ها نشان می دهد که کوشش برای معنا بخشیدن به جهان به این صورت، درنهایت بیهوده است—صرف نظر از این که یک رویداد تا چه اندازه «ابزورد» به نظر می رسد، تلاش برای تحلیل، ارزیابی یا رسیدن به درکی منطقی، به اندازه‌ی خود رویدادِ مورد بحث مضحک و بیهوده خواهد بود.


فاشیسم

نمایشنامه «کرگدن» به شکل گسترده نقدی بر «آلمان نازی» و همچنین حزب و جنبش فاشیستِ «گارد آهنین» (که هم‌زمان در رومانی، زادگاه «یونسکو»، ظهور کرده بود) در نظر گرفته می شود. از آنجا که بیماریِ «کرگدن‌زدگی» استعاره‌ای از رژیم های فاشیستی به شمل کلی است، «اوژن یونسکو» به کاوش در این موضوع می پردازد که چگونه باورهای فاشیستی و تمامیت‌خواه—و درنهایت این‌گونه رژیم ها—شبیه به بیماری‌ای هستند که به تدریج جامعه را از طریق معرفی ایده هایی آلوده می کند که در نگاه نخست چندان هراس‌انگیز به نظر نمی رسد. «فاشیسم» اما سرانجام، مانند بیماری «کرگدن‌زدگی» که کاراکترهای نمایشنامه به آن دچار می شوند، انسان ها را به همدلی و همسویی با باورهایی وادار می کند که در اساس خطرناک و انسانیت‌زدا هستند.

یکی از نکاتی که نمایشنامه «کرگدن» بارها بر آن تأکید می کند، این است که اگرچه انسان ها دوست دارند تصور کنند هرگز تحت تأثیر چیزی مانند «فاشیسم» قرار نخواهند گرفت، اما در واقعیت به شکلی غافلگیرکننده آسان است که افراد عادی که منطقی و شرافتمند جلوه می کنند، جذب چنین ایدئولوژی شوند. نمایش برای نشان دادن این موضوع، شخصیت هایی را به تصویر می کشد که فاقد پیشینه یا ویژگی های متمایز هستند.

«اوژن یونسکو» به این صورت نشان می دهد که فقط افراد کاملا شرور و پلید نیستند که به ایدئولوژی هایی خطرناک مانند «فاشیسم» گرایش پیدا می کنند و به ترویج آن می پردازند. در عوض نمایشنامه مشخص می کند که هر کسی—از منشی اداره گرفته تا همکاران و حتی صمیمی‌ترین دوستان—ممکن است در برابر چنین گرایش هایی آسیب‌پذیر باشد، صرف نظر از جنسیت، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل یا هر ویژگی دیگر.

به شکل خاص وقتی شخصیت اصلی نمایش، «برانژه»، درمی یابد که کرگدن ها کنترل رادیو و خطوط تلفن را در دست گرفته‌اند و حتی آتش‌نشانان نیز به کرگدن تبدیل شده‌اند، نمایشنامه این نکته مورد توجه قرار می دهد که «فاشیسم» و دیگر ایدئولوژی های افراطی و خطرناک را نباید دست‌کم گرفت. اگر به چنین اندیشه هایی فرصت رشد داده شود، تمام جنبه های تمدن سرانجام آلوده و تسخیر خواهد شد و جامعه درنهایت در گرداب خشونتی غیرقابل‌درک فرو خواهد رفت.

«اوژن یونسکو» از این طریق، به شکل همزمان اقدامات افراد بی‌شماری را محکوم می کند که در آلمان و رومانی اجازه دادند جنبش های فاشیستی قدرت بگیرد و خشونتی هولناک و غیرقابل‌وصف را رقم بزند، و همچنین مخاطبین را تشویق می کند تا با نگاهی تحلیل‌گرانه به دنیای خود بنگرند. او هشدار می دهد که «فاشیسم» ممکن است در هر جایی ظهور کند، اما اگر تعدادی کافی از انسان ها مانند «برانژه» وجود داشته باشند که از توجیه آن در مراحل اولیه خودداری کنند و خشونت ناشی از آن را نپذیرند، شاید بتوان پیش از آن که خیلی دیر شود، جلوی این بیماری را گرفت.





مقالات مرتبط با "بررسی نمایشنامه «کرگدن» اثر «اوژن یونسکو»"
نکاتی از کتاب «زنان کوچک» اثر «لوییزا می آلکوت»
نکاتی از کتاب «زنان کوچک» اثر «لوییزا می آلکوت»

در رمان«زنان کوچک»، دختران خانواده «مارچ» اهمیت عشق، چه در قالب عشق خانوادگی و چه عشق رمانتیک، را می آموزند.

شاهنامه فردوسی را بهتر بشناسیم
شاهنامه فردوسی را بهتر بشناسیم

«شاهنامه»، حماسه ملی ایران، را می توان به سه بخش تقسیم کرد: اسطوره، افسانه و تاریخ.

شعر، نوش‌دارویی برای اندوه
شعر، نوش‌دارویی برای اندوه

«زیگموند فروید» می نویسد: «نه من، بلکه شاعران بودند که ناخودآگاه را کشف کردند.»

بررسی نمایشنامه «اتللو» اثر «ویلیام شکسپیر»
بررسی نمایشنامه «اتللو» اثر «ویلیام شکسپیر»

«شکسپیر» در نمایشنامه «اتللو»، مفهوم «واقعیت غیرقابل اعتماد» را به شیوه های گوناگون به بازی می گیرد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "بررسی نمایشنامه «کرگدن» اثر «اوژن یونسکو»" ثبت می‌کند