کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند

Rosencrantz & Guildenstern are Dead

مشخصات کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند
مترجم :
شابک : 964-448-182-8
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 144
سال انتشار شمسی : 1381
سال انتشار میلادی : 1966
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 1 مهر

برنده جایزه Tony

از برترین نمایشنامه های ادبیات مدرن جهان

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1990 ساخته شده است.

معرفی کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند اثر تام استاپارد

کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند، نمایشنامه ای نوشته ی تام استاپارد است که نخستین بار در سال 1966 وارد بازار نشر شد. این اثر، یکی از ماندگارترین و اجرا شده ترین نمایشنامه ها در تئاتر معاصر است و توانسته به جایگاهی ثابت در میان برترین آثار نمایشی دست یابد. این شاهکار مدرن، در دنیای نمایشنامه ی هملت اثر شکسپیر می گذرد اما توسط شخصیت هایی سردرگم و مستأصل روایت می شود که در داستان اصلی شکسپیر، کاراکترهایی فرعی بودند. روزنکرانتز و گیلدنسترن در این اثر به یاد ماندنی بالاخره فرصت پیدا می کنند تا نقش اصلی را به عهده بگیرند اما باید این کار را در جهانی به انجام برسانند که بسیار یادآور نمایشنامه ی «در انتظار گودو» اثر ساموئل بکت است؛ در جهانی که واقعیت و وهم در هم می آمیزد و سرنوشت، دو قهرمان داستان را به سوی پایانی تراژیک اما غیرقابل اجتناب هدایت می کند.

کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند

تام استاپارد
تام استاپارد، زاده ی 3 جولای 1937، نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس انگلیسی با اصالتی اهل چک است.استاپارد در هفده سالگی مدرسه را ترک کرد و به عنوان گزارشگر برای روزنامه ی Western Daily Press مشغول به کار شد. او هیچوقت در دانشگاه تحصیل نکرد. استاپارد سپس به روزنامه ی Bristol Evening World پیوست و به عنوان طنزنویس و منتقد آثار نمایشی فعالیت نمود. او در همین زمان پا به دنیای تئاتر گذاشت. استاپارد، آثار متعددی را برای تلویزیون، رادیو، سینما و تئاتر نوشته است.
نکوداشت های کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند
A masterpiece.
یک شاهکار.
The New Yorker

A brilliant, endlessly thought-provoking masterpiece.
شاهکاری درخشان و بی نهایت تفکربرانگیز.
Wall Street Journal Wall Street Journal

Full of philosophizing, nuances and complexities.
سرشار از فلسفه ورزی، ظرافت و پیچیدگی.
Charlotte Observer

قسمت هایی از کتاب روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند (لذت متن)
من در درون که چیزی را نشان نمی دهد، ذاتا آدمی هستم که سکه ی دو سر شیری را بالا میاندازد و برای جبران گذشته ای بیاد نمانده، علیه خودش شرط بندی می کند.

فکر کنم زندگی در جعبه بهتر از زنده نبودن باشد. اینطوری حداقل شانسی داری. می توانی آنجا دراز بکشی و فکر کنی: «خب، حداقل نمردم.»

خوشحال باش؛ اگر خوشحال هم نباشی پس زنده ماندن به چه دردی می خورد؟