خیانت

Betrayal

  • قیمت : ۱۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: نیلانیلا
مترجم:

معرفی کتاب خیانت اثر هارولد پینتر

کتاب خیانت، یکی از برترین و شناخته شده ترین نمایشنامه های هارولد پینتر به حساب می آید. داستان این نمایشنامه در سال 1977 و با دیدار اِما و جِری آغاز می شود. این دو شخصیت در گذشته رابطه ی عاشقانه ی پنهان و خیانت آمیزی با هم داشته اند و اکنون پس از گذشت زمانی حدود دو سال از پایان آن رابطه یکدیگر را ملاقات می کنند. مخاطب در خلال نُه پرده ی این نمایشنامه، به گذشته و درون اوضاع و احوال رابطه ی پنهانی اِما و جِری برده می شود. پینتر با نگارش کتاب خیانت، با هنرمندی تمام به موضوعاتی چون بی وفایی در ازدواج، دورویی و خودفریبی می پردازد و جهانی را خلق می کند که همزمان عشق را ستایش و نکوهش می کند.

کتاب خیانت


ویژگی های کتاب خیانت

هارولد پینتر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2005

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1983 ساخته شده است.

مشخصات کتاب خیانت
قطع :رقعی
نوع جلد :جلد نرم
شابک :978-964-8573-00-8
تعداد صفحه :128
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1978
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب خیانت
Packed with suppressed tension and confused, unspoken feelings.
آکنده از تنش های سرکوب شده، و احساسات سردرگم و به زبان نیامده.
New York Times New York Times

An exquisite play, brilliantly simple and courageous.
نمایشنامه ای شکوهمند، به شکل درخشانی ساده و شجاعانه.
Newsweek Newsweek

A powerful expression of the chasm between recollection and reality.
نمودی قدرتمند از شکاف عظیم میان خاطرات و واقعیت.
Village Voice

بخش هایی از کتاب خیانت (لذت متن)
رابرت: ... تو انگار خوب متوجه نمی شی. تو انگار متوجه نمی شی که تمام این داستان اصلا برام مهم نیست. درسته که یکی دو بار روی اما دست بلند کردم. اما نه برای این که از اصولی دفاع کنم. این کار من برانگیخته از هیچ دیدگاه... اخلاقی نبوده. فقط دلم می خواسته یه فصل سیر کتک اش بزنم. تنش می خارید... می فهمی؟

اما: من به تو زنگ زدم. نمی دونم چرا. جری: چقدر عجیبه، ما باهم خیلی صمیمی بودیم، مگه نه؟... من و رابرت ... حتی اگه ماه هاست همدیگه رو ندیدیم... ولی توی تمام این سال ها، با وجود همه ی این گیلاس هائی که با هم زدیم، همه این ناهارهایی که با هم خوردیم ... من هیچ وقت متوجه نشدم...حتی هیچ وقت احتمال ندادم ... که می تونه کس دیگه ای... جز تو توی زندگی اش باشه. هیچ وقت.

اما: هیچ وقت قرار نبود همان خانه باشد، مگر نه؟ (مکث) هیچ وقت به آن به عنوان خانه نگاه نکردی، این طور نیست؟ جری: نه، می دانی، آن را فقط یک آپارتمان می دانستم. اما: برای عشق بازی؟ جری: نه، برای عشق ورزیدن. اما: خب، چیز زیادی از آن باقی نمانده، مگه نه؟ (سکوت) جری: فکر نمی کنم عاشق هم باشیم.