کتاب به خدای ناشناس

To a God Unknown

  • قیمت : ۷,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب به خدای ناشناس اثر جان اشتاین بک

کتاب به خدای ناشناس، رمانی نوشته ی جان اشتاین بک است که اولین بار در سال 1933 منتشر شد. جوزف وین، در حالی که در تلاش است تا با ایجاد مزرعه ای بارور و سودده در کالیفرنیا به رویای پدر فقید خود تحقق بخشد، به این باور می رسد که درختی باشکوه در مزرعه، دربردارنده ی روح پدر او است. برادرهای جوزف و خانواده هایشان نیز از سوددهی های مزرعه بهره مندند و اوضاع در حال بهتر شدن هم هست؛ تا این که یکی از برادرها که از این اعتقاد غیردینی جوزف ترسیده، درخت را قطع می کند و پس از آن، بیماری و قحطی بر مزرعه سایه می افکند. رمان به خدای ناشناس، داستانی عرفانی است که به تلاش های یک انسان برای کنترل نیروهای طبیعت و درک سرنوشت می پردازد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی به خدای ناشناس


ویژگی ها کتاب به خدای ناشناس

جان اشتاین بک برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1962

مشخصات کتاب به خدای ناشناس
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-96736-7-7
تعداد صفحه :258
سال انتشار شمسی :1385
سال انتشار میلادی :1933
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

جان اشتاین بک، صدای انسان های ستم دیده در دنیای مدرن

آثار اشتاین بک، به جای فراهم آوردن فرصتی برای فرار از دنیای پیرامون، مخاطبین را به رویارویی با واقعیت دعوت می کنند.

نکوداشت های کتاب به خدای ناشناس
An extraordinary novel.
رمانی خارق العاده.
Barnes & Noble

A beautiful story about belief and faith.
داستانی زیبا درباره ی باور و ایمان.
Andrew Liptak

Mysterious and grand.
اسرارآمیز و باشکوه.
Tune My Heart

بخش هایی از کتاب به خدای ناشناس (لذت متن)
خدایا با من مهربان باش؛ حداقل تا وقتی که بفهمم چه هستم.

خوانیتو خیره شده بود و با انگشت هایش کارد بلندی را که از کمرش آویزان بود، لمس می کرد، اما روماس فقط خندید و به طرف جوزف برگشت و با لحنی تحقیرآمیز گفت: «خوانیتو به خودش می گوید که بالاخره یک روز با این کارد یک نفر را خواهم کشت، همین طوری به خودش مغرور است اما خوب می داند که جراتش را ندارد و همین امر باعث می شود که زیاد به خودش نبالد.» بعد رو به خوانیتو کرد: «برو یک تکه چوب بردار تیز کن و بیا و غذایت را بخور، بعدا می توانی درباره ی کاستیلی بودن صحبت کنی، خاطر جمع باش که هیچ کس تو را نمی شناسد.»

آقای وین، او دروغ می گوید. حرف هایش همه دروغ است و اگر این دروغ را باور کنی یک دروغ دیگر خواهد گفت. یک هفته بعد هم پسرعموی ملکه ی اسپانیا خواهد شد. این جا خوانیتو یک ارابه ران است، یکی از آن ارابه ران های حسابی ولی من نمی توانم شاهزاده بودنش را تحمل کنم.