کتاب کتابفروشی کوچک بروکن ویل

The Readers of Broken Wheel Recommend

مشخصات کتاب کتابفروشی کوچک بروکن ویل
مترجم :
شابک : 978-600-8740-60-5
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 448
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 16 آذر

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتابفروشی کوچک بروکن ویل اثر کاتارینا بیوالد

کتاب کتابفروشی کوچک بروکن ویل، رمانی نوشته ی کاتارینا بیوالد است که نخستین بار در سال 2013 انتشار یافت. بروکن ویل در آیووا، تا به حال هیچکس را مثل سارا در خود ندیده است، کسی که راهی طولانی را از سوئد آمده فقط برای این که دوستش ایمی را ببیند. اما وقتی سارا از راه می رسد، درمی یابد که مراسم خاکسپاری ایمی تازه به پایان رسیده است. خوشبختانه، مردم شهر مراقب این گردشگر غیرمعمول هستند—حتی اگر نیاز عجیبش به کتاب ها را درک نکنند. سارا در این شهر، به یاد دوستش، یک کتابفروشی به وجود می آورد. تمام چیزی که سارا می خواهد این است که کتاب های موردعلاقه اش را با مردم بروکن ویل سهیم شود و آن ها را مجاب کند که کتاب خواندن، یکی از لذت های بزرگ زندگی است. اما سارا چند تصمیم غیرمتعارف می گیرد که ممکن است باعث برملا شدن رازهای زیادی شود و شرایط را برای همه ی مردم شهر تغییر دهد.

کتاب کتابفروشی کوچک بروکن ویل

کاتارینا بیوالد
کاتارینا بیوالد، زاده ی سال 1983، نویسنده ای سوئدی است. بیوالد در دوران نوجوانی به صورت پاره وقت در یک کتافروشی کار می کرد. او کتاب های بسیار زیادی در خانه اش دارد و مطالعه را یکی از بزرگترین لذت های زندگی خود می داند.
نکوداشت های کتابفروشی کوچک بروکن ویل
A warm, witty book about friendship, stories, and love.
کتابی گرم و با لطافت طبع درباره ی دوستی، داستان ها و عشق.
Goodreads

A novel to charm all readers, that shows beyond all doubt that it’s books, along with love, that make the world go round.
رمانی که همه ی مخاطبین را مسحور می کند، و نشان می دهد ورای همه ی تردیدها، این کتاب ها هستند که، در کنار عشق، دنیا را به پیش می برند.
Penguin Random House Penguin Random House

A heartwarming tale about literature's power to transform.
داستانی دلگرم کننده درباره ی قدرت ادبیات در خلق دگرگونی.
People People

قسمت هایی از کتابفروشی کوچک بروکن ویل (لذت متن)
از وقتی یادش بود، فکر می کرد که هوای پاییز با کتاب ها خیلی سازگاری دارد، این که هر دویشان به نوعی با پتو، صندلی راحتی و فنجانی بزرگ از قهوه یا چای ارتباط داشتند.

مردم به این شکل عجیب بودند. ممکن بود کاملا به تو علاقه داشته باشند اما به محض این که کتابی را برمی داشتی، تو کسی بودی که بی ادب به حساب می آمد.

هیچ وقت طبق قوانین احمق ها زندگی نکن. چون آن ها تو را به سطح خودشان تنزل می دهند، برنده می شوند و زمان خیلی ناخوشایندی را در این حین سپری خواهی کرد.