کتاب زنبورهای خاکستری

Gray bees

  • 10 % تخفیف
    قیمت : 60,000 | 54,000 تومان

  • موجود
  • انتشارات: افق افق
    نویسنده:
مشخصات کتاب زنبورهای خاکستری
مترجم :
شابک : 978-6003534605
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 464
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 29 دی

معرفی کتاب زنبورهای خاکستری اثر آندری کورکف

سرگئی سرگئیچ ، بازرس ایمنی ، 49 ساله ، او چیزی بیشتر آنکه تنها به زنبور های خود کمک کند تا گرده هایشان را در آرامش جمع آوری کنند نمی خواهد.اما سرگئی در اوکراین زندگی می کند ، جایی که یک جنگ سالها است که در جریان بوده است . مأموریت ساده وی برای زنبورهایش او را در تماس با مبارزان و غیرنظامیان در هر دو طرف خطوط نبرد قرار می دهد: وفاداران ، جدایی طلبان ، اشغالگران روسی و تاتارهای کریمه. زنبورهای خاکستری به همان اندازه که خاطرات نویسنده اوکرینی در سال 2014 بودند ، اما با طنز کورکوف ، در مقابله با بحران به روشی تخیلی تر برخورد می کند.

به گفته ی آمازون:

"چه کسی بهتر از مشهورترین رمان نویس اکراینی - که به روسی می نویسد - برای روشن کردن و ارائه پرتره ای متعادل از دلهره آورترین درگیری های مدرن؟"

کتاب زنبورهای خاکستری

آندری کورکف
آندری کورکف، زاده ی 23 آپریل 1961، نویسنده ای اوکراینی است. کورکف از مؤسسه ی زبان های خارجی در شهر کی یف فارغ التحصیل شد و مترجمی زبان ژاپنی را نیز آموخت. اولین رمان او دو هفته قبل از سقوط اتحاد جماهیر شوروی به چاپ رسید.او یک رمان نویس و متفکر مستقلی است که به روسی می نویسد. وی نویسنده 19 رمان از جمله پرفروش ترین آنها به نام مرگ و پنگوئن ، 9 کتاب برای کودکان و حدود 20 فیلمنامه مستند ، داستانی و فیلم تلویزیونی است. کار وی در حال حاضر به 37 زبان ، از جمله انگلیسی ، ژاپنی ، فرانسوی ، آلمانی ، ای...
قسمت هایی از کتاب زنبورهای خاکستری (لذت متن)
متوجهید که… در منطقه ی ما مدام شلیک می کنند. از یک طرف اوکراینی ها و از طرف دیگر روس ها! جوانک مصاحبه را قطع کرد: «کات! کات! این طوری نمی شود! حرفتان راتکرار کنید، فقط بدون کلمه ی روس ها. روس ها را از کجا در آوردید؟» سرگئیچ متزلزل تکرار کرد: «از یک طرف اوکراینی ها و از طرف دیگر… از سمت کاروسلینو: جدایی طلب ها…»

«سرگئیچ گفت: آیسیلو سویه چه اسم های عجیبی اینجا پیدا می شود! آیسیلو لبخند کم رنگی زد و انگار که چیزی به یادش آمده باشد گفت: اسم من واقعا خیلی کم است. مادرم اسم مرا از روی خواهر کوچک ترش گذاشت. خواهرش موقع تبعید تاتارهای کریمه مرده بود. بچه بود. اینجا بپیچید به چپ همین جا! سرگئیچ پیچید و بلافاصله در برابرش کوهی شگفت انگیز سر برآورد که تا بالا از جنگل سبز و انبوهی پوشیده شده بود و قله از سنگ زرد داشت.