کتاب وارامو

Varamo

مشخصات کتاب وارامو
مترجم :
شابک : 978-964-4084-89-8
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 92
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2002
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 18 آذر

سزار آیرا از نویسندگان پرفروش آرژانتین

معرفی کتاب وارامو اثر سزار آیرا

کتاب وارامو، رمانی نوشته ی سزار آیرا است که اولین بار در سال 2002 منتشر شد. داستان این رمان به ماجرای یک روز از زندگی یک کارمند خرده پای دولت می پردازد؛ او پس از پرسه زدن در گوشه و کنار شهر در کل شب، در نهایت تحسین شده ترین شاهکار در اشعار مدرن آمریکای مرکزی را می نویسد و نام خود را بر سر زبان ها می اندازد. اما نکته ی عجیب این است که وارامو تا پنجاه سالگی، قبل از این حتی یک مصراع شعر نیز نگفته و حتی به نوشتن شعر فکر هم نکرده بوده است. رمان وارامو، داستانی تمثیلی و کنایه آمیز در مورد حرفه و الهامات شاعری، ظرافت نبوغ هنری، و نیاز ما برای بخشیدن بافتی تاریخی، ملی، روانشناسانه و زیبایی شناختی به ادبیات است.

کتاب وارامو

سزار آیرا
سزار آیرا، زاده ی ۲۳ فوریه ی ۱۹۴۹، نویسنده و مترجمی آرژانتینی است که به عنوان یکی از چهره های برجسته ی ادبیات معاصر آرژانتین شناخته می شود. آیرا در کرنل پرینگلس آرژانتین به دنیا آمد و از سال ۱۹۶۷ تا کنون در بوینس آیرس زندگی می کند. او علاوه بر نویسندگی و ترجمه، در دانشگاه های بوینس آیرس و روزاریو نیز تدریس کرده است. آیرا را پس از بورخس مهم ترین نویسنده ی آرژانتین می دانند. اغلب آثار او به خاطر موجزنویسی، حجمی بین ۸۰ تا صد صفحه دارند. ضرباهنگ آرام و نثر باطمأنینه یکی از ویژگی های نوشته های اوس...
نکوداشت های کتاب وارامو
An original and enjoyable work.
اثری بدیع و لذت بخش.
Amazon Amazon

It invites the reader to become an accomplice in the author’s irresistible game.
این اثر از مخاطب دعوت می کند تا در بازی غیر قابل مقاومت نویسنده، همدست شود.
Barnes & Noble

For those who like writing in the vein of García Márquez and other masters of 20th-century Latin American literature.
برای آن هایی که نوشتن به شیوه ی گارسیا مارکز و دیگر استادان ادبیات آمریکای لاتین در قرن بیستم را دوست دارند.
Library Journal Library Journal

قسمت هایی از کتاب وارامو (لذت متن)
در نیمه ی پایین خیابان موربی که از یکی از گوشه های میدان جدا می شد، تغییری ناگهانی در حال و هوای موجود به وجود آمد (یا همه چیز در ذهن او بود؟). قبل از این که بفهمد چرا، متوجه شد از زیر بار سنگینی و فشار خردکننده ای رها شده است، از سنگینی زمان. چه اتفاقی افتاده بود؟ همه چیز تغییر کرده بود بدون این که هیچ چیز تغییر کند. به درون خود نگاه کرد، عمیق تر و عمیق تر جست و جو کرد.

معمولا قانون جاذبه را به سرعت ربط می دهیم، فراموش می کنیم این قانون می تواند هر زمانی که بخواهد بر حرکات فوق العاده کم سرعت هم حاکم باشد. ناگهان فضا خالی به نظر رسید و وارامو با سرعت بیشتری حرکت کرد. رها از نوای شیپور، ذهنش چرخش کوتاه عجیبی انجام داد، تصمیم گرفت دیگر فکر نکند.

و از خودش پرسید آیا واقعا صدا آن قدر که به نظر می رسید طول کشیده بود. این باعث شد به فکر آن خیالات واهی یا خطاهای شگفت‎ انگیز در زمان بیفتد: برای شخصی در درون ماجرا طوری به نظر می رسد انگار یک عمر گذشته، در حالی که برای شخص دیگری فقط یک لحظه بوده است، برای سیبی که از شاخه به زمین می افتد، زمان چندان طول نمی کشد. اما شاید همیشه همین طور بوده است.