کابوی تحمل ناپذیر

پنج داستان و دو خطابه
El Gaucho Insufrible

مشخصات کتاب کابوی تحمل ناپذیر
مترجم :
شابک :978-6226401043
قطع :رقعی
تعداد صفحه :260
سال انتشار شمسی :1398
سال انتشار میلادی :2003
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :2 شهریور

برنده ی جایزه ی آلتازور سال 2004

معرفی کتاب کابوی تحمل ناپذیر اثر روبرتو بولانیو | ایران کتاب

بولانیو می گوید: «به راستی سالم تر است سفر نکردن، سالم تر است جنب نخوردن و هرگز از خانه پا بیرون نگذاشتن، بهتر است در زمستان خود را با لباسی گرم بپوشانید و تنها در تابستان شال گردنتان را بردارید، سالم تر است نه دهان بگشایید و نه پلک برهم زنید، سالم تر است نفس نکشیدن. اما حقیقت این است که نفس می کشید و رهسپار سفر می شوید.» و او خود در این سفر لای تک تک منافذ، در پی هر قدمی که برمی دارد، با و در ادبیات نفس می کشد. چه آنکه خود، ادبیات را محصول رگباری شگفت از خون، عرق، اسپرم و اشک می داند.

وقتی بولانیو کتاب حاضر را به ناشرش تحویل می داد، در مخیله اش هم نمی گنجید که روزهایش به شماره افتاده اند. و کمتر از پانزده روز بعد در انتظار پیوند کبد از دنیا رفت و کابوی تحمل ناپذیر را هرگز به چشم ندید. با این همه آنگاه که خطابه ی «ادبیات + بیماری = بیماری» را به رفیق و پزشک معالجش ویکتور بارگاس تقدیم می کرد، گویا صدای جرس را از دوردست ها می شنید که با صلای نویسنده ی محبوبش، بورخس در هم آمیخته بود که می گفت: «تنها آنچه گذشته است، از آن ماست.»

کتاب کابوی تحمل ناپذیر

روبرتو بولانیو
روبرتو بولانیو، زاده ی 15 ژوئیه 1953 و درگذشته ی 28 آوریل 2003، نویسنده و شاعر شیلیایی و از پیشگامان موج نوی داستان نویسی آمریکای جنوبی است.او زندگی ای را از سر گذراند که مشخصه ی اصلی اش آوارگی بود. پدرش راننده کامیون و مادرش معلم بود. در زمان کودکی بولانیو، او و خانواده اش بین شهرهای مختلف شیلی سرگردان بودند و بالاخره در سال 1968 به مکزیکوسیتی مهاجرت کردند. در این زمان، اشتهای او به ادبیات سر باز کرد و چنان حریصانه می خواند که به بت تمام زندگی اش، خورخه لوئیس بورخس پهلو می زد.روبرتو هر چه به...
قسمت هایی از کتاب کابوی تحمل ناپذیر (لذت متن)
سال ها پیش دوستی داشتم به نام جیم و از آن موقع تا حالا هرگز امریکایی ای غمگین تر از او ندیده ام. مردان سرخورده زیادی دیده ام، اما هیچ آدمی را ندیده ام که به اندازه جیم غمگین باشد. یک بار برای سفری که قرار بود دست کم شش ماه طول بکشد به پرو رفت، اما خیلی زود برگشت و دوباره دیدمش. بچه های بی خانمان مکزیکی از او می پرسیدند شعر از چی ساخته می شود، جیم. جیم گوشش با آن ها بود و نگاهش به ابرها و بعد عق می زد: کلمات، سخنوری، جستجوی حقیقت. تولد مسیح. درست مثل وقتی که از مریم باکره به شما الهام می شود.