در این مطلب، نکاتی ارزشمند را درباره ی چگونگی نوشتن داستان های کوتاه خوب با هم می خوانیم
این نوع از ادبیات از صحنه های تاریک و دلهره آور و روایت های ملودراماتیک بهره می گیرد تا با ساختن فضاهای عجیب و غریب، پر رمز و راز و ترسناک، ما را به صندلی هایمان میخکوب کند
بخش زیادی از چیزی که آن را «زندگی طبیعی انسان» می نامیم، از ترس از مرگ و مردگان سرچشمه می گیرد.
کدوم مترجم بهتر ترجمه کرده؟
سلام. داستان به خودیِ خود یجور شاهکاره! اثر آموزندهایه که گوشهای از دغدغههای زنان رو چنان هنرمندانه به تصویر میکشه که حتی بدون داشتن هیچ دیدگاه فمینیستی هم، شما رو با این جریان همراه و همدل میکنه. متاسفانه هر دو ترجمه دخل و تصرف دارن و زیاد جالب نیستن. من متن کامل داستان رو دادم به هوش مصنوعی (جمنای در حالت پرو) ترجمه کنه. موقع خواندن همزمان با نسخه انگلیسی هم چک میکردم. خیلی خوب انجام داد.
در نظری که نوشتم منظورم خود داستان «کاغذدیواری زرد» از این مجموعه بود.
جایی در ابتدای داستانِ «کاغذدیواری زرد» در نسخه انگلیسی میگوید: "John laughs at me, of course, but one expects that in marriage." اما مترجم، خانم نیلی انصار، ترجمه کردهاند: «البته جان به این حرفهایم میخندد، اما خب کار هر مردی این است که زنش را دست بیندازد.» محتوای ادبی، باید با وفاداری به متن اصلی ترجمه شوند. نویسندگان هر کلمه و لحنی را با نیت خاصی انتخاب میکنند و مینویسند. تغییر جملات داستان بر مبنای برداشت یا سلیقه شخصی کار بسیار اشتباهی است و به شخصیتپردازی و جزئیات ظریف داستان لطمه وارد میکنند. انتظار بیشتری از نشر نی داشتم.
کتاب یازده داستان کوتاه داره ...بهغیر از سهتا از داستانها بقیهشون رو دوست داشتم و درکل خوشحالم که کتاب رو خوندم. تم فمینیستی داستانها رو هم خیلی دوست داشتم
داستان از زبان زنی روایت میشه که افسردگی بعد از زایمان داره و حالا شوهرش که پزشک هم هست اصلا مریضی رو جدی نمیگیره و سعی میکنه دائما حواس خودش و زنش رو پرت کنه و بهش بفهمونه که مریض نیس فقط باید یه مدتی رو تو خونه بمونه که سلامتیشو به دست بیاره! حالا زن بیشتر وقتها تو اتاق مونده و به کاغذ دیواری زرد رنگ زل زده و سعی میکنه بفهمه کاغذ دیواری چرا اینجوریه و ادامه داستان!