ویلت

Villette

مشخصات کتاب ویلت
مترجم :
شابک :978-964-185-239-1
قطع :رقعی
تعداد صفحه :711
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1853
نوع جلد :جلد سخت
سری چاپ :7
زودترین زمان ارسال :29 تیر

شارلوت برونته از نویسندگان برجسته ی ادبیات کلاسیک انگلیس

سریالی بر اساس این کتاب در سال 1970 ساخته شده است.

معرفی کتاب ویلت اثر شارلوت برونته | ایران کتاب

کتاب ویلت، رمانی نوشته ی شارلوت برونته است که اولین بار در سال 1853 انتشار یافت. لوسی اسنو پس از فرار از گذشته ای ترسناک در انگلیس، زندگی جدیدی را به عنوان یک معلم در مدرسه ای شبانه روزی در پایتخت کشوری خارجی آغاز می کند. او که تلاش می کند تا هم از نیازهای بیرونی و هم از اندوه درونی خود خلاص شود، درمی یابد که علاقه اش به دکتری ثروت طلب و پروفسوری زورگو، استقلال ارزشمند و سخت به دست آمده ی او را مورد تهدید قرار داده است. کتاب ویلت که آخرین رمان شارلوت برونته به حساب می آید، در زمان سوگواری نویسنده در غم از دست دادن خواهران و برادرانش نوشته شده است. این داستان جذاب، به شکل غافلگیرکننده ای مدرن است و بینش های روانشناسانه ی شارلوت برونته و درک عمیق او از تنهایی انسان، درخششی خاص به این اثر بخشیده است.

کتاب ویلت

شارلوت برونته
شارلوت برونته، زاده ی ۲۱ آوریل ۱۸۱۶ و درگذشته ی ۳۱ مارس ۱۸۵۵، نویسنده و شاعر انگلیسی بود.شارلوت برونته فرزند سوم خانواده ی هشت نفره ی (پنج خواهر، یک برادر) کشیشی انگلیکن ایرلندی تبار به نام پاتریک برونته بود که در آوریل ۱۸۱۶ در دهکده ی تورنتن در نزدیکی شهر بردفورد به دنیا آمد. نام مادر او ماریا برانول بود که اختصارا «نی» نامیده می شد. خانواده ی برونته در سال ۱۸۲۰ به دهکده ی هاورث در چند کیلومتری تورنتن، نقل مکان کردند که یک سال پس از این نقل مکان، مادر آن ها به دلیل بیماری سرطان درگذشت و وظیف...
نکوداشت های کتاب ویلت
It portrays a woman struggling to reconcile love, jealousy, and a fierce desire for independence.
این اثر، زنی را به تصویر می کشد که تلاش می کند عشق، حسادت و علاقه ی شدید خود به استقلال را ارضا کند.
Penguin Random House Penguin Random House

One of Brontë’s finest novels.
یکی از برترین رمان های برونته.
Virginia Woolf

A moving tale of repressed feelings and of a woman's right to love and be loved.
داستانی تکان دهنده درباره ی احساسات سرکوب شده و حق یک زن برای دوست داشتن و دوست داشته شدن.
Amazon Amazon

قسمت هایی از کتاب ویلت (لذت متن)
همان شب، ساعت نه، خدمتکاری را فرستادند دنبال کالسکه ای که قرار بود مهمان کوچولوی ما را بیاورد. من و خانم برتن به انتظار این مهمان کوچک توی اتاق پذیرایی نشسته بودیم. جان گراهام برتن برای دیدن یکی از همکلاسی هایش به حومه ی شهر رفته و پیش ما نبود. مادرخوانده ام در این یکی دو ساعت انتظار، روزنامه ی عصر را می خواند. من هم خیاطی می کردم، آن شب هوا بارانی بود. تازیانه ی باران به پنجره ها می خورد و باد هم خشمگین و بی قرار می غرید.

به شما که اولین بارتان است، حسودی ام می شود. می دانید که هر تجربه ی اولی چه قدر جالب و خوشایند است.

گفتم: «در این لحظه ایشان البته ناخوش به نظر می رسند؛ ولی شاید علتش گذرا باشد. احتمالا دکتر جان دلخورند یا کمی مضطرب.» نمی دانم چه عکس العملی نشان داد؛ چون اصلا به قیافه اش نگاه نکردم. ژورژت داشت با انگلیسی شکسته بسته اش از من می پرسید که آیا اجازه دارد یک لیوان «اوسوکره» بخورد یا نه. من به انگلیسی جوابش را دادم. فکر می کنم دکتر جان برای اولین بار متوجه شد که من همزبانش هستم. تا آن موقع خیال می کرد من غیرانگلیسی ام، به من می گفت «مادموازل» و همیشه هم درباره ی مراقبت از بچه با من فرانسه حرف می زد. به نظرم رسید که می خواهد چیزی بگوید؛ اما صلاح دید نگوید، و جلوی زبانش را گرفت.