کتاب شب نشینی باشکوه

Magnificent nightlife
کد کتاب : 13352
شابک : 978-9643514419
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 126
سال انتشار شمسی : 1402
سال انتشار میلادی : 1961
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 12
زودترین زمان ارسال : 1 مرداد

معرفی کتاب شب نشینی باشکوه اثر غلامحسین ساعدی

"شب نشینی باشکوه" اثری است از "غلامحسین ساعدی" ملقب به "گوهرمراد" که مجموعه ای از داستان های کوتاه این نویسنده و نمایش نامه نویس پرآوازه ی ایرانی را در بردارد. آنچه در "شب نشینی باشکوه" با آن مواجه هستیم، یکی از نخستین تلاش های صورت گرفته در پی ریزی شیوه ای از داستان نویسی است که در آن جهان اشباح و مردگان همراه با فضایی وهم آلود ارائه شده است.
آنچه "غلامحسین ساعدی" در به تصویر کشیدن آن در این مجموعه داستان، تاکید داشته، نمایی از پوچی، یکنواخت بودن، و ملال های زندگی کارمندی است که به خوبی هم از پس آن برآمده است. او در بستری از فضاسازی های وهم آلود، دغدغه ها و مشکلات اجتماعی مربوط به زندگی روزمره ی این قشر از جامعه را توصیف می کند و وحشت و اضطراب ناشی از این سبک زندگی را در خلال عملکرد و رفتار هر کدام از شخصیت ها به تصویر می کشد. این دوازده داستان خواندنی و تامل برانگیز که خط فکری مشابهی دارند عبارت اند از: «شب نشینی باشکوه»، «چتر»، «حادثه به خاطر فرزندان»، «ظهر که شد»، «مراسم معارفه»، «سرنوشت محتوم»، «استعفانامه»، «خواب های پدرم»، «مفتش»، «دایره ی درگذشتگان»، «مسخره نوانخانه» و «مجلس تودیع».
زندگی کارمندی در صحنه های مختلفی در این مجموعه به توصیف کشیده شده است و یک صحنه مراسمی از تودیع کارمندان بازنشسته ی شهرداری است. صحنه ی دیگر داستان ویرانی کارمند اداره ی ثبت آمار و احوال بوده و بعدی به تعویض روسای این اداره به صورت پیاپی می پردازد. یکی از ترس کارمندی که نگران است به اختلاس متهم شود سخن می گوید و دیگری بحث و جدل های کارمندان بر سر به رخ کشیدن فرزندانشان می باشد. وجه مشترک تمام این داستان ها همانطور که مشاهده می شود، زندگی کارمندی بوده و این مساله در فضایی سرد و موقعیت هایی گریزناپذیر وصف می شود.

کتاب شب نشینی باشکوه

غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز – درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز می‌نوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامه‌نویسان زبان فارسی به‌شمار می‌رفت.ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد به‌شمار می‌رفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست.
قسمت هایی از کتاب شب نشینی باشکوه (لذت متن)
برنامه را آقای شهردار افتتاح کردند. تا ایشان از جایگاه مخصوص پشت میز خطابه برسند، مدیر مدرسه ی گنج دانش، میکروفون را امتحان کردند، معاون اداره ی قند و شکر لیوانی آب روی میز گذاشتند و آقای قدبلندی که ردیف اول نشسته بود، بلند شد و چراغ روی میز را روشن کرد. ساعتی از شب رفته بود، ابر ضخیمی آسمان را گرفته بود، گاه به گاه آذرخش بدرنگی از پنجره به داخل تالار می ریخت. حضار ترسیده و نگران بیرون را نگاه می کردند و باد آشفته ای خبر می داد که باران به زودی شروع خواهد شد. سخن رانی آقای شهردار چنین شروع شد:

- و اکنون می گویم کجایی ای سردار بزرگ، تا به چشم خود ببینی که از این بیست و چهار نفر مأمور بازنشسته شهرداری، چه عده ای بر ملت ایران افزوده شده است. و باز برای این که بهانه ای به دست معاندین و خائنین پیشرفت وطن عزیز نیفتد، آمار دقیقی را به سمع حضار محترم می رسانم. از بازنشستگان مرحوم، بیست و هفت اولاد ذکور و سی ویک نفر اناث بر جای مانده است. و از بازنشستگانی که در حال حیاتند، هفتادوهشت نفر اولاد ذکور و هشتادوسه نفر اناث، که جمعا می شود دویست و نوزده نفر، بله آقایان، چه میراث و خدمتی بزرگ تر از این که از بیست و چهار نفر، دویست و نوزده نفر فدایی بر جمعیت وطن گرامی افزوده شده باشد. ممکن است عده ای بپرسند که سرنوشت این عده چه خواهد شد. من با صدای بلند و اعتراض آمیز به اشخاص بدبین جواب می دهم که در دوران کنونی، زندگی همه ی این ها درخشان خواهد بود. عده ی زیادی از این ها چنان استعداد شگرفی دارند که حتما و حتما میزهای ریاست را تسخیر خواهند کرد، و عده ی دیگر، در هر شغل و مقامی که باشند، نام وطن عزیز را بلندآوازه ساخته، موجب مباهات بزرگان و روسا، خواهند شد. بلی حضار محترم. غرض نقشی است کز ما بازماند، که هستی را نمی بینم بقایی.