کتاب سان ست

Sunset

مشخصات کتاب سان ست
مترجم :
شابک : 978-6220101208
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 173
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2011
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 30 مهر

امد دریافت جایزه ی داچستر (جایزه ی کتاب آلمان) سال 2011

معرفی کتاب سان ست اثر کلاوس مودیک

رمان سان ست اثری است بدیع و خلاقانه که دستمایه اش زندگی و دوستی برتولت برشت و لیون فویشت وانگر، دو نویسنده ی سرشناس آلمانی با شهرت جهانی است. دوستی این دو نویسنده در مونیخ سال های ۱۹۲۰ آغاز شد و پس از فرار از آلمان، به دلیل مخالفت با هیتلر، در تبعید ادامه یافت. برشت و فویشت وانگر در کالیفرنیا زندگی می کردند و با نویسندگان سرشناس دیگری که آن ها هم در تبعید به سر می بردند همچون توماس مان ، هاینریش مان و فرانتس ورفل و نیز معروف ترین روشنفکران، تهیه کنندگان، کارگردانان و هنرمندان هالیوود در ارتباط بودند. بسیاری از نویسندگانی که از تعقیب نیروهای ضربت نازی در امان مانده و به آمریکا فرار کرده بودند، به زودی با این واقعیت تلخ روبه رو شدند که در امریکا هم در امان نیستند. آن ها هم، مانند بسیاری از روشنفکران امریکایی، تحت نظر نیروهای امنیتی سیاست مدار و تندرو جمهوری خواه، جوزف مک کارتی، بودند؛ سناتوری که در دوران جنگ سرد خطر کمونیسم را در امریکا بسیار بزرگ جلوه می داد و نویسندگان و هنرمندان بسیاری را به اتهام طرف داری از کمونیسم و توطئه بر ضد امریکا به دادگاه های نمایشی و تفتیش عقاید احضار می کرد. هنرمندانی چون چارلی چاپلین، آرتور میلر و بسیاری دیگر نیز تحت تعقیب مک کارتی قرار گرفته بودند.

کتاب سان ست

قسمت هایی از کتاب سان ست (لذت متن)
فردا هم برشت را در برلین به خاک می سپارند. برایش مراسم سوگواری رسمی برگزار می کنند، برای کسی که دوست نداشت جایی بماند که از آن آمده و جایی باشد که به آن می رود. همان جایی هم که منتظر بود از آن جا سفرش را ادامه بدهد جایش نبود. هیچ جا جایش نبود. با صدایی آرام در حد یک فکر گفت «پس آن خداحافظی ابدی بود.» برشت و فویشت روی ایوان خانه خداحافظی کرده بودند، ولی آن خداحافظی آخرین دیدار آن ها نبود. آخری صحبت، نگاه و دست دادن او با برشت، آخرین باری که برشت از داخل ماشین برای او دست تکان داده بود، وقتی بود که به سمت بلوار سان ست می رفت. برشت در آخرین ناممه اش بار دیگر از برنامه ی سفر اروپایی که هر چند وقت یک بار دوباره با تردید و ابهام مطرح می شد. اما چنین سفری سر نخواهد گرفت، تمام شد، به باد رفت و دیگر هرگز نخواهد افتاد.