کتاب سوء قصد به ذات همایونی

Zate Homayooni

مشخصات کتاب سوء قصد به ذات همایونی
شابک : 978-6002295293
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 277
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 3 آذر

معرفی کتاب سوء قصد به ذات همایونی اثر رضا جولایی

سوءقصد به ذات همایونی یک رمان تاریخ ساز است. رضا جولایی با نوشتن این رمان نگاهی نو به مفهوم تاریخ در داستان نویسی ایرانی افزود. رمان روایت اعضای جریانی مارکسیستی است در دوران استبداد محمدعلی شاه قاجار در تهران و ترور نافرجام این شاه که دلیلی می شود بر سرکوب های بعدی او…

جولایی با قدرت خیال و به خدمت گرفتن تاریخ نگاری شخصی اش جهانی آفریده که در آن می توان روح آزادی خواهی، تنهایی و هراس را مشاهده کرد. رمانی که در آن استالین و صادق هدایت هم حضور خود را دارند و چنان جذاب و پر حادثه نوشته شده که عملا یکی از نمادهای رمان نویسی ایران در سی سال گذشته است. جولایی در این رمان پرکشش سرنوشت هایی می سازد که در تاریخ رسمی خبری از آن ها نیست و انگار اوست که این ارواح را احضار می کند تا از یک گذشته ی دور بگویند، مصداقی شوند از «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» دهخدا. رضا جولایی با نوشتن این رمان جهانی دیگر آفرید.

کتاب سوء قصد به ذات همایونی

رضا جولایی
رضا جولایی متولد سال 1329 در تهران است. کتاب‌های «حکایت سلسله پشت کمانان»، «جامه به خوناب»، «شب ظلمانی یلدا»، «حدیث دردکشان»، «تالار طرب‌خانه»، «جاودانگان»، «نسترن‌های صورتی»، «باران‌های سبز» و «سیماب و کیمیای جان» از آثار این نویسنده‌اند.
قسمت هایی از کتاب سوء قصد به ذات همایونی (لذت متن)
تا سال ها بعد هربار رفتار تازه ای در شخصیت او پیدا می کرد، ته دل از او خوف داشت نه برای آن که می توانست مثل آب خوردن، نفس انسانی را خفه کند و لحظه ای بعد به آرامی غذایش را تا آخر بخورد؛ بی رحمی را در وجود خیلی ها دیده بود. این مرد مقوله ی دیگری بود. از ظلماتی که در وجود او موج می زد می ترسید.

و در اصل شاید حقی برای شما وجود ندارد. دل تان را الکی خوش کرده اید. هرکس که کار کرد حق دارد؟ ابدا، هر کس که زور دارد حق دارد. حق بدون زور شوخی است. لطیفه است برای آدم های قلدر. شما حتا حق نفس کشیدن هم ندارید. می توانند نفس تان را هم ببرند و نمی توانید اعتراض کنید مگر آن که زور داشته باشید. اما یک نفر آدم مفلوک چه زوری دارد؟ صد نفر چی؟ هزار نفر؟ ده هزار و صد هزار ای… از طریق پیوستن به تشکیلات است که می توانید نفس کشیدن را شروع کنید.

ستاره ها در آسمان می درخشید. روز نهایی نزدیک بود. آیا عدالت به اجرا در می آمد؟ وقتی جوان تر بود فکر می کرد یک شبه می شود دیوارها را ویران کرد. به تدریج متوجه شده بود جامعه، مردم و کل جهان پچیده تر از آن است که بتوان تصور کرد. یاد گرفت که صبور باشد. در عین شتاب در کار جهان، می بایست انضباط و ظرافت با دقت بسیار مرعی شود و در عین حال آموخت که معنای عدالت در هر اقلیم و زبان و جماعت صدها تفسیر و معنا دارد. یک بار از خود پرسیده بود آیا به دنبال سراب نیست.