چشم هایش

Her Eyes

  • قیمت : ۲۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: نگاهنگاه
نویسنده:

معرفی کتاب چشم هایش اثر بزرگ علوی

کتاب چشم هایش، رمانی نوشته ی بزرگ علوی است که اولین بار در سال 1952 به چاپ رسید. این رمان جاودان و ارزشمند، داستان دختری از طبقه ی مرفه جامعه ی ایران به نام فرنگیس را روایت می کند که زندگی پُر ناز و نعمتش، باعث شده که او مهارت خاصی برای درآوردن پول نداشته باشد. او با ناامیدی در یک دانشکده ی هنری در پاریس حضور می یابد و متوجه می شود که نقص ها و اشکالات زیادی در کار او به عنوان یک نقاش وجود دارد. او به ایران باز می گردد تا در فعالیت های سیاسی استاد ماکان، برجسته ترین نقاش ایران، مشارکتی داشته باشد. کتاب چشم هایش که محبوب ترین رمان بزرگ علوی به شمار می آید، تصویری واقع گرایانه و ملموس از ایران در دوره ای پرتلاطم از نوگرایی های تحمیل شده را ارائه می کند.

کتاب چشم هایش


ویژگی های کتاب چشم هایش

جزو فهرست برترین آثار داستانی ایران

مشخصات کتاب چشم هایش
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-673-659-7
تعداد صفحه :269
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1952
سری چاپ :29
نکوداشت های کتاب چشم هایش
Bozorg Alavi's finest novel.
بهترین رمان بزرگ علوی.
Amazon Amazon

By one of the leading prose writers of 20th-century Persian literature.
اثری نوشته ی یکی از برجسته ترین نویسندگان ادبیات ایران در قرن بیستم.
Britannica Britannica

بخش هایی از کتاب چشم هایش (لذت متن)
تو عقب خوشبختی پرسه می زنی. با دیپلم، با مدرک، با پول، با شوهر. با این چیزها آدم خوشبخت نمی شود. باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور، خوشبختی به آدم چشمک بزند. ببین، من علیل هستم. شاید هم سل دارم نمی دانم، در هرصورت بیمار و علیل هستم. مادرم مرا در اتاق کوچکی ته باغ به طوری که صاحبخانه شیون او را نشنود، به دنیا آورده. در آن اتاق پر از نم، بیمارپرورده شده ام. خودم می دانم که عمر من زیاد طولانی نیست، چند سال دیگر بیشتر زندگی نخواهم کرد. اما خوشبخت هستم.

شهرت، افتخار، احترام، همه ی این ها خوب، سودمند و کامیابی است. اما هر آدم مشهوری دلش می خواهد گاهی میان جمعیت گم شود. می خواهد میان مردم بلولد. لذت های آن ها را بچشد، دلهره ی آن ها به سرش بیاید. آن وقت رفاه و آسایش برایش لذت بخش تر است.

بعضی چیزها را نمی شود گفت. بعضی چیزها را احساس می کنید. رگ و پی شما را می تراشد، دل شما را آب می کند، اما وقتی می خواهید بیان کنید می بینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می فشارد، در آن نیست.