کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان

Harry Potter and the Prisoner of Azkaban
کتاب سوم از مجموعه ی هری پاتر

مشخصات کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان
مترجم :
شابک : 978-9645757012
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 496
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1999
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 33
زودترین زمان ارسال : 16 آذر

برنده جایزه کتاب کودکان وایت برد

Withebread Childrens Book Award

برنده جایزه برام استوکر Bram Stoker Award

برنده جایزه لوکس بهترین رمان فانتزی Locus Award for Best Fantasy Novel

معرفی کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان اثر جی.کی. رولینگ

هری پاتر و زندانی آزکابان رمانی تخیلی است که توسط نویسنده انگلیسی J.K.رولینگ نوشته شده است و جزو غیرقابل پیش بینی ترین کتابهای اوست.این کتاب سومین کتاب از مجموعه پرطرفدار و پرفروش هری پاتر است که داستانی هیجانی آور را دنبال می کند و با وحشت آغاز می شود. در این کتاب ما ماجرای هری پاتر ، جادوگر جوان را در سال سومش در مدرسه جادوگری هاگوارتز دنبال می کنیم. او به همراه دوستانش رونالد ویلی ، هرمیون و گرانگر در مورد سیریوس بلک ، زندانی فراری از آزکابان تحقیق می کند که به عقیده آنها یکی از متحدان قدیمی لرد ولدمورت است. او همچنین از طریق «سیروس بلک» بیشتر با زندگی پدر و مادر خود آشنا می شود. این کتاب نه سال بعد از چاپ جلد اول کتاب یعنی، در سپتامبر 1999 چاپ شدو تاکنون توانسته است 55 میلیون نسخه در جهان بفروشد.وجود شخصیت هایی مثل «دمنتورها» و «پیتر پتی گرو» این قسمت از مجموعه ی هری پاتر را هیجان انگیز کرده است.اقتباس فیلم از این رمان در سال 2004 منتشر شد که توانست بیش از 796 میلیون دلار به فروش برسد و تحسین منتقدین را نیز در پی داشت. بازی های ویدئویی مبتنی بر هری پاتر و زندانی آزکابان نیز برای چندین سیستم عامل منتشر شد و با استقبال فراوانی مواجه شد.

کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان

جی.کی. رولینگ
جوآن جو رولینگ، زاده ی ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۵، با نام های هنری جی. کی. رولینگ و رابرت گالبریث، نویسنده ی مجموعه کتاب های داستان هری پاتر است. داستان های هری پاتر پس از شهرت جهانی، جوایزی متعدد را از آن خود کرد. این مجموعه ی داستانی به ۶۵ زبان و به طور تقریبی در ۴۰۰ میلیون نسخه منتشر شده است. کتاب های هری پاتر از پرفروش ترین کتاب های تاریخ بشر بوده اند. در سال ۲۰۰۷ فهرست ثروتمندان ساندی تایمز، میزان ثروت رولینگ را حدود ۴۵۴ میلیون پوند (۱٫۰۷ میلیارد دلار) تخمین زد و در بین پولدارترین زنان انگلیس، رولینگ...
نکوداشت های کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان
The huge cast of characters, set against a fantastic backdrop with good doses of action, humor and fun, will surely captivate
تعداد زیاد شخصیت ها ، در برابر یک پس زمینه خارق العاده و میزان اکشن کافی ، شوخ طبعی و سرگرمی قرار دارند. مطمئنا جذاب خواهد بود.
Seattle Times

You don't have to be a wizard or a kid to appreciate the spell cast by Harry Potter.
لازم نیست یک جادوگر یا کودک باشید تا از طلسم شخصیت های هری پاتر قدردانی کنید.
USA Today USA Today

قسمت هایی از کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (لذت متن)
یک چیز عجیب دیگر درباره ی هری این بود که به ندرت انتظار روز تولدش را می کشید. در تمام عمرش حتی یک کارت تبریک به مناسبت روزی تولدش دریافت نکرده بود. دورسلی ها در دو سال گذشته روز تولد هری را کاملا نادیده گرفته بودند و هیچ دلیلی وجود نداشت که امسال غیر از این باشد.

هری پاتر از بسیاری از جهات پسر بچه ی عجیبی بود. از یک سو از تعطیلات تابستان بیش تر از هر وقت دیگر سال متنفر بود. از سوی دیگر واقعا دوست داشت تکالیف مدرسه اش را انجام دهد اما ناچار بود به طور مخفیانه در نیمه های شب به این کار بپردازد. آخر می دانید، او جادوگر بود.

هری با نگرانی ضربه ای به بسته زد. این بار بسیار محکم تر از قبل کاغذ را گاز گرفت. هری چراغ رومیزی را از روی پاتختی برداشت و بالای سرش نگه داشت که برای ضربه زدن آماده باشد. سپس با دست دیگرش قسمت پایین کاغذ کادو را گرفت و فشار داد. از درون آن یک کتاب بیرون افتاد. قبل از آن که روی لبه اش بیفتد و مثل یک خرچنگ عجیب با گام های کوتاه بر روی تخت عقب عقب برود هری توانست اسم کتاب را که با حروف طلایی درخشان بر روی جلد چرمی سبز زیبایش نوشته شده بود بخواند: « کتاب غول آسای غول ها » هری آهسته گفت: « اوه. » کتاب از روی تخت سرنگون شد و با سر و صدای زیادی روی زمین افتاد و به سرعت خود را به آن سوی اتاق رساند. هری پاورچین پاورچین به دنبالش رفت. کتاب در جای تاریکی زیر میز تحریر پنهان شده بود. هری که خدا خدا می کرد دورسلی ها بیدار نشده باشند روی زانو نشست و دستش را به طرف کتاب برد. ـ آخ! کتاب دستش را گاز گرفت و تاپ و توپ کنان از کنارش گذشت. این بار هم بر روی دو جلدش ایستاده بود و با گام های کوتاه می دوید. هری چهار دست و پا به دنبالش رفت، با حرکتی ناگهانی خود را روی آن انداخت و موفق شد آن را بر روی جلدش بخواباند

هری نوک قلمش را که از پر عقاب ساخته شده بود به سمت پایین صفحه لغزاند. با ابروهای درهم کشیده به دنبال مطلبی بود که بتواند از آن در نوشتن مقاله اش با این عنوان استفاده کند: «چرا سوزاندن جادوگران در قرن چهاردهم کار بیهوده ای بود؟ شرح دهید.» قلمش بر روی یک موضوع جالب بی حرکت ماند. عینکش را که شیشه های گردی داشت به بالای بینی اش راند، چراغ قوه را جلوتر برد و شروع به خواندن کرد: افراد غیر جادوگر (که غالبا «مشنگ» نامیده می شوند) در قرون وسطی از سحر و جادو وحشت خاصی داشتند اما در این زمینه از شناخت کافی بی بهره بودند. در موارد نادری که یک جادوگر واقعی را دستگیر می کردند سوزاندن بی فایده بود. جادوگر از یک افسون ابتدایی آتش سردکن استفاده می کرد و بعد وانمود می کرد که از درد به خود می پیچد در حالی که احساس خوشایند و مطبوعی داشت. در واقع، «وندلین شگفت انگیز» چنان از سوزانده شدن لذت می برد که نزدیک به چهل و هفت بار با قیافه های مبدّل ظاهر شد و اجازه داد که او را دستگیر کنند.