قلعه کارپات ها

The Carpathian Castle

  • 15 % تخفیف
    قیمت : 9,000 | 7,650 تومان
  • تمام شد ، اما میاریمش 😏
  • انتشارات: دبیر دبیر
    نویسنده:
مشخصات کتاب قلعه کارپات ها
مترجم :محمود درویشیان
شابک :978-600-5955-67-5
قطع :رقعی
تعداد صفحه :142
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1892
نوع جلد :جلد سخت
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :---

ژول ورن از برترین و پرفروش ترین نویسندگان ادبیات فرانسه

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1981 ساخته شده است.

معرفی کتاب قلعه کارپات ها اثر ژول ورن | ایران کتاب

کتاب قلعه کارپات ها، رمانی نوشته ی ژول ورن است که نخستین بار در سال 1892 چاپ شد. در روستای ورست واقع در کوه های کارپاتِ منطقه ی ترنسیلوانیا، اتفاقاتی عجیب و اسرارآمیز در حال وقوع است و ساکنین روستا اعتقاد دارند که شیطان، قلعه ی نزدیک محل زندگیشان را به تسخیر خود درآورده است. کنت فرانتز دوتلک که به تازگی به این منطقه آمده، از داستان های مربوط به این اتفاقات عجیب به وجد می آید و تصمیم می گیرد خودش به قلعه برود و اوضاع را بررسی کند. دوتلک درمی یابد که مالک قلعه، یکی از آشنایان او یعنی مردی به نام رادولف دوگورتز است. این دو نفر سال ها قبل، برای به دست آوردن عشق و علاقه ی بانویی به نام لاستیلا با هم رقابت می کردند. کنت دوتلک تصور می کرد که لاستیلا مرده است اما به هنگام ورودش به قلعه، با تصاویر این زن و صدای او را رو به رو می شود.

کتاب قلعه کارپات ها

ژول ورن
ژول گابریل ورن، زاده ی 8 فوریه ی 1828 و درگذشته ی 24 مارس 1905، نویسنده، شاعر و نمایش نامه نویس فرانسوی بود که بیشتر شهرتش را مدیون نگارش کتاب های ماجرایی اش بود که دنیای داستان های علمی–تخیلی را دگرگون کرد.ژول ورن در خانواده ای مرفه در منطقهٔ بندری شهر نانت فرانسه متولد شد. به خواست پدرش تحصیلاتش را در رشتهٔ حقوق به پایان برد، اما ذوق نمایشنامه نویسی و رمان نویسی او را بر آن داشت که کم کم به سوی ادبیات کشیده شود. اگر چه در ابتدا در این کار موفق نبود و از دیدگاه مالی هم در مضیقه قرار گر...
نکوداشت های کتاب قلعه کارپات ها
An intriguing mysterious story.
یک داستان اسرارآمیز جذاب.
Steampunk

Exciting.
هیجان انگیز.
Book Depository

قسمت هایی از کتاب قلعه کارپات ها (لذت متن)
این داستان که شاید در وهله ی اول به نظر شما موهوم بیاید با آن که افسانه ای بیش نیست اما صورت عمل به خود گرفته و عینا اتفاق افتاده است. اینکه ما در عصری هستیم که علم شگفتی های بزرگی را حل نموده است و اگر این داستان امروز مورد قبول شما یا افکار عمومی نباشد، با پیشرفت هایی که در زمینه ی اختراعات و بررسی های علمی می شود، روزی می رسد که از صورت افسانه خارج می گردد و به آن توجه بیشتری خواهد شد.

ای قصر کهنه!... ای قلعه ی فرتوت! بیخود به خود مبال... سه سال دیگر از عمر تو بیشتر باقی نیست و درخت قان کهنه ی تو بیش از سه شاخه دیگر ندارد.

«این ماشین دستگاهی است که گرمی و سردی هوا را به خوبی نشان می دهد.» «به! اینکه ماشین نمی خواهد. من وقتی با یک پیراهن عرق می کنم، می فهمم که گرم است و وقتی زیر پوستین می لرزم، معلوم می شود که سرد است.»