تیرک فرسوده ای را در آتش انداختم و نمی دانستم که انبوه مورچه ها در آن لانه کرده اند. تیرک چوبی شرق شرقی کرد، مورچه ها سرازیر شدند و در ناامیدی پا به فرار گذاشتند. درحالی که در زبانه های آتش می سوختند، به بیرون می گریختند و در خود می پیچیدند. تیرک چوبی را برداشتم و به گوشه ای انداختم. حال، مورچه های زیادی نجات یافتند، آنها بر روی شن ها و میوه های سوزنی کاج می دویدند. اما عجیب بود: آنها از آتش نمی گریختند. به سختی بر ترس خود چیره شدند، به عقب برگشتند و روی برگرداندند. قدرتی آنها را به عقب می کشید، به وطن ترک شده شان.
«سولژنیتسن» در سال 1970، جایزه ی «نوبل ادبیات» را به دست آورد اما نپذیرفت برای دریافت جایزه اش به شهر «استکهلم» برود چرا که نگران بود حکومت شوروی، اجازه ی بازگشت به کشور را به او نخواهد داد.
نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.
در این مطلب، نکاتی ارزشمند را درباره ی چگونگی نوشتن داستان های کوتاه خوب با هم می خوانیم
ضرباهنگ سریع، طرح داستانیِ یک وجهی، و وجود ایجاز از ویژگی های «داستان های کوتاه» هستند
یکی از بهترین کتابایی بود که خوندم مخصوصا داستان جوجه اردک و پیری.
اصلا کتابی نبود که انتظار داشتم، حسی منفی بهم میده...که البته با توجه به وضعی که نویسنده در آن زمان داشت منطقی است اما طبق انتظاری که من از یک داستان کوتاه داشتم نیست. از کتاب خوشم نیومد اصلا. قسمت نمایش داده شده شاید بهترین قسمت کل کتاب بود و بقیه اش رو من نپسندیدم