یک داستان ماجرایی بسیار هیجان انگیز.
«ژول ورن» به نظر بسیاری از صاحب نظران، پدر «داستان علمی تخیلی» است؛ نویسنده ای که برخی از مشهورترین رمان های ماجرایی را نوشته و سال های سال است که مخاطبین با داستان هایش خاطره دارند
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
یکی از جابترین کارهای ژول ورن هست و یک مقداری شباهت به دور دنیا در هشتاد روز داره البته ژول ورن در این کتاب از طنر و هجو بیشتری بهره برده کلا بخوام بگم کار جالبیه از خواندش پشیمان نمیشید از لحاظ ترجمه من ترجمهی انتشارات خوارزمی و انتشارات ققنوس رو پیشهناد میکنم
ببینید،این داستان را نباید با داستانهای مثلا داستایفسکی مقایسه کنیم. ژول ورن برای مان ماجراجویی دارد؛اصلیترین خصیصه اش این است. در این داستان هم میخواست به فلسفه اضداد اشاره کند و اینکه خوشبختی بواسطه بدبختی شناختنی و ارزشمندست. آثار ژول ورن بیشتر معادل فیلمهای پاپ کرنی هستند.
از چرتترین کتابهایی که خوانده ام. حیف وقت.
خیلی داستان جذاب و غیرقابل پیشبینی بود
خیلی مسخره بود