پسرکی با پیژامه راه راه

The Boy in the Striped Pyjamas

  • قیمت : ۱۳,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: نشر چشمهنشر چشمه
نویسنده:

معرفی کتاب پسرکی با پیژامه راه راه اثر جان بوین

کتاب پسرکی با پیژامه‌ راه راه، رمانی نوشته ی جان بوین است که اولین بار در سال 2006 به چاپ رسید. وقتی برونو یک روز از مدرسه به خانه بازمی گردد، می بیند که اسباب و وسایلش را جمع و جور کرده اند و در جعبه گذاشته اند. جریان از این قرار است که پدر برونو، ترفیع گرفته و حالا آن ها باید به خانه ای جدید بروند که از خانه ی فعلیشان فاصله ی بسیار بسیار زیادی دارد. در محل زندگی جدید آن ها، حصاری بلند که انتهایش دیده نمی شود، برونو را از آدم های عجیبی که در دوردست می بیند، جدا کرده است. اما برونو که عاشق کنجکاوی و کاوش است، پیش خود فکر می کند که حتماً چیزهایی خیلی زیادی هست که او در مورد این مکان نمی داند. او یک روز در حالی که مشغول سرک کشیدن به جاهای مختلف است، با پسری آشنا می شود که زندگی اش با زندگی او بسیار تفاوت دارد. این آشنایی، باعث به وجود آمدن رابطه ای دوستانه می شود که پیامدهای غیرمنتظره ای خواهد داشت.

کتاب پسرکی با پیژامه راه راه


ویژگی های کتاب پسرکی با پیژامه راه راه

از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2008 ساخته شده است.

مشخصات کتاب پسرکی با پیژامه راه راه
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-229-202-5
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :2006
تعداد صفحه :195
سری چاپ :2
نکوداشت های کتاب پسرکی با پیژامه راه راه
A powerful and memorable tale.
داستانی قدرتمند و به یاد ماندنی.
School Library Journal School Library Journal

A unique approach to the understanding of a troubling time in human history.
روشی منحصر به فرد برای درک زمانه ای پر رنج در تاریخ بشر.
BookPage BookPage

The international bestseller that has touched millions of readers around the world.
اثری پرفروش در سطح بین الملل که بر میلیون ها مخاطب در سراسر جهان تأثیر گذاشته است.
Penguin Random House Penguin Random House

بخش هایی از کتاب پسرکی با پیژامه راه راه (لذت متن)
برونو توضیح داد: «اشتباه که زیاد است. مثلا باید بدانی چیزی که کشف می کنی ارزش کشف دارد یا نه. بعضی چیزها جلوی چشمت هستند و تو متوجه نیستی ولی آن ها منتظرند تا کشف بشوند، مثلا قاره ی آمریکا. بعضی چیزها را هم بهتر است به حال خودشان بگذاری، مثلا موش مرده ای که پشت گنجه افتاده.»

پدر سرش را تکان داد، لبخند ملایمی روی لبانش نشست و گفت: «آهان، آن ها. آن ها اصلا آدم نیستند برونو.» برونو اخمی کرد و گفت: «آدم نیستند؟» متوجه منظور پدر نشد. پدر گفت: «خب، دست کم آن آدمی که منظور ماست، نیستند. اما تو لازم نیست نگران آن ها باشی. با تو کاری ندارند. تو به هیچ وجه، هیچ وجه مشترکی با آن ها نداری. فقط با خانه ی جدید کنار بیا و آرام بگیر، این وظیفه ی توست. شرایط را بپذیر تا خودت را پیدا کنی، آن وقت همه چیز راحت تر می شود.»

تفاوت دقیقا در کجا بود؟ او با خود در این باره فکر می کرد. و چه کسی تصمیم می گرفت که چه افرادی پیژامه های راه راه بپوشند و چه کسانی یونیفرم به تن کنند؟