جشن بی معنایی

The Festival of Insignificance

مشخصات کتاب جشن بی معنایی
مترجم :
شابک :‏‫‬‭978-600-7556-22-1‮‬‏‬‬
قطع :رقعی
تعداد صفحه :144
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :2013
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :5
زودترین زمان ارسال :4 خرداد

میلان کوندرا، نامزد جایزه نوبل ادبیات و از پرفروش ترین نویسندگان اروپا

معرفی کتاب جشن بی معنایی اثر میلان کوندرا | ایران کتاب

جشن بی معنایی، رمانی نوشته ی میلان کوندرا است که نخستین بار در سال 2013 به انتشار رسید. خلاصه کردن طرح داستانی این رمان جذاب و عجیب از کوندرا، کار چندان راحتی نیست. داستان کتاب جشن بی معنایی، به دو روز از زندگی چهار مرد میانسالی می پردازد که در پاریس معاصر حضور دارند. این رمان مانند اکثر آثار غیرداستانی کوندرا، به هفت بخش تقسیم شده است. هر بخش حول محور زندگی آلن، رامون، داردلو و یا چارلز می چرخد. البته شخصیت های فرعی دیگری نیز حضور دارند که در فصل های مختلف داستان در رفت و آمد هستند. کوندرا در کتاب جشن بی معنایی، تأملی پست مدرن بر بی معنایی زندگی می کند و از طریق ارائه ی داستانی متفاوت و بسیار جذاب، مخاطبین را غرق در افکار و تخیلات گرانبها و کم نظیر خود می سازد.

کتاب جشن بی معنایی

نکوداشت های کتاب جشن بی معنایی
Charming in so many ways.
جذاب از بسیاری از جهات.
Independent Independent

Compelling.
هیجان انگیز.
Los Angeles Times Los Angeles Times

Stunningly profound.
به شکل خیره کننده ای ژرف.
NPR Books

قسمت هایی از کتاب جشن بی معنایی (لذت متن)
بی معنایی، دوست من، مایه ی هستی است. همه جا و همیشه با ماست. حتی جایی که هیچ کس حاضر نیست ببیندش: در فجایع، در جنگ های خونین، در بدترین بدبختی ها. پذیرفتنش در شرایط وخیم و صدا کردنش به نام، شجاعت می خواهد. اما صحبت از به رسمیت شناختنش نیست، بلکه باید بی معنایی را دوست داشت. باید آموخت که چگونه آن را دوست داشت. اینجا، در این باغ، مقابل ما.

زمان شتابان می گذرد؛ به لطف آن، نخست زنده ایم، یعنی این که متهم هستیم و محاکمه شده ایم، سپس می میریم، و چند سال دیگر هم با کسانی می مانیم که ما را شناخته اند، ولی خیلی زود تغییر دیگری صورت می گیرد: مردگان به مردگان قدیمی بدل می شوند، فقط چند نفری، کسان بسیار نادری، نام خود را در خاطره ها باقی می گذارند ولی محروم از هر گونه گواه واقعی، از هر گونه خاطره ی درست، به عروسک های خیمه شب بازی بدل می شوند.

وقتی آدم درخشانی می کوشد زنی را اغوا کند، این زن احساس می کند که در مسابقه ای شرکت کرده است. ناگزیر می شود که او هم بدرخشد. بدون مقاومت تسلیم نشود. حال آن که بی معنایی او را می رهاند. از قید احتیاط ها آزاد می کند. توقع هیچ گونه حضور ذهنی او را ندارد. او را بی هم و غم و بنابراین آسان تر قابل دسترسی می کند. ولی بگذریم، در مورد داردلو، تو نه با یک نفر بی معنا، بلکه با یک نفر خودشیفته سر و کار داری. به معنای درست کلمه توجه کن: آدم خودشیفته، فردی مغرور نیست. آدم مغرور، دیگران را تحقیر می کند، برای دیگران ارزشی کم قائل می شود. خودشیفته برای دیگران ارزشی بیش قائل می شود، زیرا در چشمان هر کس، تصویر خودش را می یابد و می خواهد آن را زیبا کند. بنابراین با خوشرویی به تمام آینه هایش می پردازد.