کتاب جادوگران

The Magicians

  • 20 % تخفیف
    قیمت : 35,200 | 28,160 تومان

  • موجود
  • انتشارات: باژ باژ
    نویسنده:
مشخصات کتاب جادوگران
مترجم : اشکان کریمیان
شابک : 978-600-8939-20-7‮‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 661
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 29 مهر

دو جلدی

برنده جایزه الکس

سریالی بر اساس این کتاب در سال 2014 ساخته شده است.

معرفی کتاب جادوگران اثر لو گراسمن

کتاب جادوگران، رمانی نوشته ی لو گراسمن است که اولین بار در سال 2009 منتشر شد. کوئنتین کلدواتر، پسری نابغه اما نه چندان خوشحال است. او که استعداد عجیبی در ریاضیات دارد، عاشق مجموعه ای از رمان هایی فانتزی است که در سرزمینی جادویی به نام فیلوری می گذرند و زندگی واقعی اش در مقایسه با این داستان ها، برایش بسیار ناامیدکننده و کسالت بار جلوه می کند. وقتی کوئنتین به شکلی غیرمنتظره در یک کالج جادو پذیرفته می شود، انگار همه ی رویاهایش به واقعیت تبدیل شده اند. اما قدرت های جدید کوئنتین، مسیر زندگی این شخصیت را تغییر می دهند و او را در نهایت با رازی تاریک درباره ی داستان سرزمین جادوییِ فیلوری مواجه می کنند. سرزمین داستان های فانتزیِ دوران کودکی او، بسیار تاریک تر و خطرناک تر از چیزی است که کوئنتین می تواند تصور کند.

کتاب جادوگران

لو گراسمن
لو گراسمن، زاده ی 26 ژوئن 1969، رمان نویس و روزنامه نگار آمریکایی است.گراسمن در ماساچوست به دنیا آمد. او در سال 1991 در رشته ی ادبیات از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد. گراسمن سپس در دوره ی دکترای ادبیات تطبیقی در دانشگاه ییل شرکت نمود اما قبل از اتمام دوره، از ادامه ی آن انصراف داد.
نکوداشت های کتاب جادوگران
An unexpectedly moving story.
داستانی که به شکل غیرمنتظره ای تکان دهنده است.
The New Yorker

One of the most daring and inventive works of literary fantasy in years.
یکی از جسورانه ترین و خلاقانه ترین آثار ادبیات فانتزی در سال های اخیر.
Barnes & Noble

Fresh and compelling.
تازه و هیجان انگیز.
Washington Post Washington Post

قسمت هایی از کتاب جادوگران (لذت متن)
کوئنتین یکی از شعبده هایش را انجام داد. کسی متوجهش نشد. سه نفری در آن سرما با هم روی پیاده روی ناهموار کنار خیابان راه می رفتند؛ جیمز، جولیا و کوئنتین. جیمز و جولیا دست هم را گرفته بودند. حالا دیگر اینطور شده بود. پیاده رو زیاد عریض نبود، برای همین کوئنتین مثل بچه های اخمو پشت سر آن دو راه می رفت. ترجیح می داد فقط او باشد و جولیا یا فقط خودش؛ اما نمی شد هم خدا را داشته باشد هم خرما را. حداقل از اوضاع فعلی که همین را می شد برداشت کرد.

کوئنتین لاغر بود و قدبلند اما از روی عادت قوز می کرد، جوری که انگار سعی داشت در برابر باد ناشناخته ای که از آسمان می وزید، دوام بیاورد؛ بادی که قرار بود پیش از همه قدبلندها را هدف قرار دهد.