صخره تانیوس

The Rock of Tanios

  • قیمت : ۱۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: نشر ثالثنشر ثالث
مترجم: شهرنوش پارسی پور
نویسنده:

معرفی کتاب صخره تانیوس اثر امین معلوف

کتاب صخره تانیوس، رمانی نوشته ی امین معلوف است که اولین بار در سال 1993 انتشار یافت. تانیوس، فرزند کوه های لبنان در دهه ی 1880 بود، در زمانی که دولتمردان مصری با سلطه ی حکومت عثمانی مواجه بودند و بریتانیایی ها و فرانسوی ها مدام به همراه هم و یا علیه یکدیگر توطئه چینی می کردند. این رمان به یاد ماندنی با تصویر صخره ای آغاز می شود که تانیوس آخرین بار بر روی آن دیده شد و سپس به افسانه ی شگفت آور ناپدید شدن او می پردازد. تانیوس، فرزند نامشروع شیخی قدرتمند بود که همه ی کارهایش، نتیجه ای جز آشوب و هرج و مرج در روستای خود نداشت. زمانی که پدرخوانده ی تانیوس باعث مرگ یکی از رقیبان سیاسی قدرتمند خود می شود، این دو به همراه یکدیگر از خانه ی خود می گریزند. آن ها در این گریز، وارد دنیای جاسوسان بین المللی و سیاستمداران می شوند و تانیوس خیلی زود استعدادهای خود را نشان می دهد.

کتاب صخره تانیوس


ویژگی های کتاب صخره تانیوس

برنده جایزه گنکور 1993

مشخصات کتاب صخره تانیوس
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-380-837-2
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1993
تعداد صفحه :363
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب صخره تانیوس
A tale full of intrigue, twists of fate.
داستانی سرشار از دسیسه و پیچ و خم های سرنوشت.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A rich exploration of myth, passion and loyalty.
کاوشی غنی در اسطوره، احساس و وفاداری.
Amazon Amazon

The reader is propelled into the world of myth yet gains a very real sympathy for the characters.
مخاطب وارد دنیایی اسطوره ای می شود اما در عین حال، احساسی بسیار واقعی از همدلی را نسبت به شخصیت ها پیدا می کند.
Library Journal Library Journal

بخش هایی از کتاب صخره تانیوس (لذت متن)
کوه های من اینگونه اند: آن ها احساسی توأمان از میل به خانه ماندن و شوق سفر کردن را به وجود می آورند، مکانی برای سکنی گزیدن و گذر کردن هستند، مکانی هستند که در آن، شیر و عسل بر روی زمین جاری است، اما خون هم همینطور. نه بهشت اند و نه جهنم. برزخ اند.

آیا به دنبال حقیقت پشت افسانه نرفته بودم؟ زمانی که فکر کردم به قلب حقیقت رسیده بودم، او یک افسانه بود.

تقدیر از درون ما می گذرد و می گذرد، مانند سوزن کفاش که از چرم در دستانش عبور می کند.