کتاب کار کلاسی ام

تام گیتس 12 - خانواده دوستان و موجودات پشمالو
Family, Friends and Furry Creatures

  • 25 % تخفیف
    قیمت : 22,000 | 16,500 تومان
  • موجود
  • انتشارات: هوپا هوپا
    نویسنده:

مشخصات کتاب کار کلاسی ام
مترجم :
شابک : 978-600-8869-51-1
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 249
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 13
زودترین زمان ارسال : 27 شهریور

از مجموعه ی «تام گیتس»

کتاب تصویری

معرفی کتاب کار کلاسی ام اثر لیز پیشون

کتاب کار کلاسی ام خانواده دوستان و موجودات پشمالو، اثری نوشته ی لیز پیشون است که اولین بار در سال 2017 منتشر شد. تام فراموش کرده که عکس بچگی هایش را به مدرسه بیاورد، کفش هایش صداهای عجیب و غریبی ایجاد می کنند و همین که مشغول دویدن به سمت کلاس است، امبر سر راهش سبز می شود و با عطسه هایش، تمام تن تام را خیس می کند. مگر از این بدتر هم می شود؟ وقتی آقای فولرمن تصمیم می گیرد که «خوراکی های موردعلاقه»، موضوع مناسبی برای پروژه ی تام نیست، او مجبور می شود که دوباره فکر خود را به کار بیندازد. تام در حین انجام تحقیقات برای پروژه ی جدیدش یعنی «خانواده دوستان و موجودات پشمالو»، درمی یابد که پدرش، رازی عجیب درباره ی عمو کوین دارد و والدینش فقط به خاطر یک تکه کیک با هم آشنا شدند و ازدواج کردند!

کتاب کار کلاسی ام

لیز پیشون
لیز پیشون، زاده ی 11 آگوست 1963، تصویرگر و نویسنده ی انگلیسی است که در ادبیات کودک فعالیت می کند.پیشون در لندن به دنیا آمد و در دانشکده ی هنر دانشگاه کمبرول در همین شهر، به تحصیل در رشته ی طراحی گرافیک پرداخت.او مدتی به عنوان طراح هنری با یک شرکت موسیقی همکاری داشت و پس از آن، به تصویرگری و نگارش کتاب های کودک روی آورد.لیز پیشون به همراه همسر و سه فرزندش در برایتون زندگی می کند.
نکوداشت های کتاب کار کلاسی ام
Entertaining, with comical cartoons throughout.
سرگرم کننده، با کارتون هایی طنزآمیز از ابتدا تا انتها.
Book Trust

A hilarious illustrated book.
یک کتاب تصویرسازی شده ی فوق العاده خنده دار.
Amazon Amazon

قسمت هایی از کتاب کار کلاسی ام (لذت متن)
بعد یک خرید موفق (که غیرمعمول هم هست)، راهی می شویم برای برگشتن به خانه. درک برمی گردد خانه شان و حالا من هم بالاخره می توانم استراحت کنم. همان طور که کفش های جدید (قیژ نکننده)ام پایم است، روی تختخواب قشنگ راحتم دراز می کشم و استراحت می کنم. دارم یک بسته تافی را که از قبل نگه داشته ام، می خورم و زل زده ام به سقف و با خودم فکر می کنم ممکن است روزی بهم اجازه بدهند رویش نقاشی کنم یا نه. اگر بتوانم که خیلی خوب می شود، ولی احتمالا کار سختی هم هست.

بعد مامان در را باز می کند... و همین کارش باعث می شود از جا بپرم. سعی می کنم تافی ام را قایم کنم. «تام، عمو کوینت اومده. می آی پایین یه سلامی بهش بکنی؟» «مجبولم؟» (حرف زدن با دهان پر تافی سخت است.) «آره. لطفا چند قرن هم طول نده اومدنت رو.» «آه ه ه ه ه!»

واقعا دلم نمی خواهد هیچ کدام از عکس های بچگی ام را بیاورم مدرسه. هیچ وقت. ولی آقای فولرمن گفت اگر یادمان برود، ایمیل یادآوری برای والدینمان می فرستد و این قضیه را خیلی خیلی وخیم تر می کند، چون مامان خیلی زیاد به ایمیلش سر می زند و درجا می رود معذب کننده ترین عکس هایی را که از بچگی ام هست، پیدا می کند.