شاهکار هابز در تئوری سیاسی.
یک دستاورد ادبی باشکوه و برجسته ترین اثر فلسفه ی سیاسی در زبان انگلیسی.
از آثار شکل دهنده ی اندیشه ی غرب.
جهنم، حقایقی است که دیر مورد توجه قرار گرفته اند.
منشأ هر جرم، گونه ای از نقص در درک، یا اشتباهی در استدلال، یا نیرویی ناگهانی از احساسات است.
من اغلب به بی معنایی رویاها توجه می کنم اما هیچ وقت رویای بی معنایی افکارم در زمان بیداری را نمی بینم.
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
۵۷۲ صفحه ۹۸۰ هزار تومن !؟
او در این کتاب فاخر و بسیار خواندنی و سرشار از حیقیت، افکار سادهاندیشانی چون مارکس را به کل مردود کرده است... مارکس و تمام خوش بینان سیاسی تاریخ باید ماستهایشان را کیسه کنند.
دوست عزیز این کتاب قرن ۱۷ نوشته شده کتاب کاپیتال مارکس قرن ۱۹ خواهشمندم هر دو کتاب رو بخونید و اینستاگرامی نگاه نکنین
آقای فتحالهی گرامی، مطلب شما از منظر سطحی درست هست، اما از نظر مفهومی بی پایه و اساس. بازه زمانی نوشته شدن لویاتان و کاپیتال، هیچ ربط مستقیم یا غیرمستقیمای برای سنجش ارزش کتاب نیست. تفکرات کارل مارکس تنها به انجام انقلاب و فراگیری آن بسنده شده و فراتر از یک آرمانشهر پوچ نیست. اما تفکرات توماس هابز نتیجه تجربه جنگ داخلی و ناآرامیها و سپس ثبات نسبی در انگلستان هست. هابز در نگرش خود، از تجربه زمانهاش استفاده کرده و با شناخت نسبی خود از مفهوم حقیقت و متافیزیک طبیعی برای تحلیل قدرت بهره برد. هرچند که پس از کانت، این نگرش منسوخ شد و ذهن به خودآگاهی نسبی رسید، اما برای هگلینهای جوانی مثل مارکس و فایرباخ (Feuerbach)، این شناخت دانش ناشناخته باقی مانده و آنها سعی کردند تا با قلدری اخلاقی (که تنها در اخلاقیات مسیحی جواب میدهد)، دست به فشارهای اخلاقی بزنند. تفکرات مارکس و نئو مارکسیسم به قدری تخیلی و نتیجه درک نسبی هست که هر گونه انتقاد تنها با پاسخهای مبهم و مغلطههای بیارزش مواجه خواهد شد. چه از طرف خودشان و چه از طرف هوادارانشان. البته قابل درک هست، چراکه نگرش "در سمت درست تاریخ ایستادن" به آنها احساس مفید بودن میدهد، فارغ از اینکه این جمله خود نوعی دیکتاتوری اخلاقی بوده و از نگاه مفهومی، نگرشی کاملا پوچ هست. چپجهانی، تلاش گروهی متفکرانی بود تا با کمک مفاهیم انتزاعی اما جذاب، یاران پرصدا و دارای درک نسبی را دور خویش جمع کرده و فریاد آزادی سر دهند (هرچند که خود، مفهوم آزادی را درک نکرده یا مفهوم آن را طبق نظر خود تغییر میدهند تا هرگز از آن "سمت درست" خارج نشوند). پیروز باشید
برای بحث انتقادی و به روز در مورد اسطوره لویاتان میتونید کتاب « جنگ داخلی از جورج آگامبن » رو مطالعه کنید.
تفکر هابز و کلا فلسفه وجودی سیاسی انسان هیچگاه مطرود نمیشود بلکه ادامه ، واسازی ، اصلاح و درک یا فراموش میشود . بحث زیست سیاسی لویاتان با هرنوع جهت گیری که دارد امروزه مورد توجه فلاسفه رادیکالی مانند ژیژک ، جورج آگامبن و ... است که خوانش آن را در قالب اسطوره لویاتان و حد نهایی بشریت که شناخت بدن ( ملت ) توسط بدن ( ملت ) و انهدام سر ( به عنوان حاکم و مانع خودشناسی بدن ) را با همهی پیامدها ، مهم و ارزنده میسازد!
برای نقد کتاب لویاتان بهتر است زمان نگارش کتاب را مد نظر قرار داد بنظر بنده تفکر هابز گرچه امروز مطرود است ولی در زمان خود قابل ستایش است
برای شناخت انگلستان " دست غیب" که شعارهائی نظیر " تفرقه بیانداز حکومت کن" و یا " ایرانی را باید گرسنه نگهداشت و عرب را سیر ! " بویژه برای هر ایرانی واجب است که فلاسفه تراز اول این کشور را بشناسند و افکارشان را که انگلستان زاده آن دیدگاهها و اندیشمندان است خوب بدانند تا دلیل آن شعارها را درک نمایند !.
کتابی بسیار مهم از یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ و با ترجمه ای عالی که البته کتاب دشواری هم هست.
کتابی مهم و دشوار که باید خوانده شود هرچند کارل مارکس بسیار به نویسنده اتنقاد کرده است. جمله معروف هابز این است انسان گرگ انسان دیگر است و طبیعت محل جنگ همه علیه همه است
مارکس خودش محل انتقاده، انسانی کج اندیش با افکار گمراه کننده
امروز نظرات هابز و نگاه اینگونه به انسان تحت شعاع قرار گرفته و در یافتههای مردمشناسها چنین نظرات سیاهی موضوعیت نداره
من فکر میکنم در ایران کنونی همین گونه است (چه خوشمان بیاید و چه نیاید) ، یعنی انسان گرگ انسان است . متأسفانه این واقعیت حال حاضر هست !
نظرات سیاه؟
ضمن تشکر از ایران کتاب،معرفی کتاب احتمالاً کپی شده از قسمتی از معرفی کتاب از جایی دیگر است.چون اصلاً کتاب معرفی نشده در این متن.یعنی منو به خرید که سهله به توجه هم قانع نکرد.