داستان خیره کننده و فوق العاده پرفروش اولین نامزد ناپلئون.
این کتاب را از دست ندهید.
این اثر به شکلی خیال انگیز، به احساسات ناپلئون بناپارت جان می بخشد.
پرنس عزیز، نعمت سخن گفتن به این منظور به انسان داده شده تا افکارش را پنهان کند.
تکرار کرد موسیقی دان یا پادشاه. گفتم بهتر است پادشاه شوی، چون پادشاه شدن آسان تر است.
قلبم مالامال از عشق است و در سینه ام سنگینی می کند. تا به حال نمی دانستم که انسان می تواند عشق را هم در جسمش احساس کند.
خواندن زندگینامه افراد موفق و حتی افراد غیر موفق برای همه ما لازم است. اما واقعا چه فایده مهمی برای ما دارد؟
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید
«دزیره» از اون کتابهایی بود که خیلی بیشتر از اونچیزی که انتظار داشتم باهام موند. داستانش حول زندگی ''برنادین اوژنی دزیره کلاری'' میگذره، دختری که خودش ترجیح میده «دزیره» صداش کنن، که معنای «خواستنی» میده. داستان از سال ۱۷۹۴ شروع میشه؛ زمانی که دزیره ِ١۴ ساله، وارد دورهای از زندگی میشه که احتمالاً خودش هم نمیتونه حدس بزنه سرنوشتش قراره به کجا برسه. رمان به شکل ''دفتر خاطرات'' دزیره روایت میشه و زندگی شخصی او کمکم با اتفاقات بزرگی مثل انقلاب فرانسه، ظهور ناپلئون و جنگها و تحولات سیاسی اروپا گره میخوره. دزیره در این مسیر با آدمهایی مثل ناپلئون، ژوزفین و برنادوت روبهرو میشه و از خلال زندگی او، بخش بزرگی از تاریخ اروپا رو میبینیم. با این حال «دزیره» هیچوقت برای خواننده تبدیل به یک کتاب تاریخی نمیشه. انقلابها، جنگها و سقوط حکومتها در کتاب حضور دارن، ولی همهٔ این اتفاقات از داخل زندگی آدمها دیده میشن. آدمهایی که عاشق میشن، ازدواج میکنن، از هم جدا میشن، نگران خانوادهشون میشن و نمیدونن فردا چه اتفاقی قراره براشون بیفته. و همین نگاه انسانی، یکی از اصلیترین دلایلیه که این کتاب تونست اینقدر به خوانندههای خودش نزدیک بشه. اما قبل از پرداختن به داستان، یه نکتهٔ مهم دربارهٔ واقعی بودن اتفاقات کتاب هست که به نظرم هر خوانندهای باید بدونه. دزیره کلاری شخصیتی تاریخی و واقعی بوده و بسیاری از شخصیتها و اتفاقات کتاب هم ریشهٔ تاریخی دارن؛ اما دفتر خاطراتی که میخونیم، ساختهٔ آنماری سلینکوئه، نه خاطرات واقعی دزیره. یعنی اینطور نیست که سلینکو یک دفتر خاطرات واقعی از دزیره پیدا کرده باشه و همون رو تبدیل به رمان کرده باشه. فرم دفتر خاطرات صرفاً انتخاب داستانی نویسنده است و گفتوگوهای خصوصی، افکار شخصیتها و بسیاری از جزئیات زندگی و روابطشون، بازسازی و داستانپردازی خود سلینکوئه. بنابراین، «دزیره» رو نباید یک زندگینامهٔ مستند یا سند تاریخی دونست؛ بلکه رمانی تاریخی بر پایهٔ شخصیتها و وقایع واقعیه که نویسنده بخشهایی از اون رو با تخیل خودش ساخته.
مطالعه کتاب؛ شیرین و راحته و به نظرم پیشنیاز خاصی هم نداره. اگر دربارهٔ انقلاب فرانسه، ناپلئون و تاریخ اروپا در اون دوره چیزهایی بدونید، طبیعتاً بعضی قسمتها رو بیشتر درک میکنید و اسمها و اتفاقات براتون آشناتر خواهند بود، ولی بدون این اطلاعات هم میشه کتاب رو راحت دنبال کرد؛ چون نویسنده نهتنها اطلاعات زیادی رو در اختیار خواننده میذاره، بلکه خود داستان رو هم به سادگی روایت میکنه. با این حال، چهار ویژگی در «دزیره» هستند که اون رو فراتر از یک رمان معمولی میبرن: فرم روایت، شخصیتپردازی، پرداختن به ناپلئون و فضاسازی تاریخی. اول، فرم دفتر خاطرات. دزیره در ابتدای داستان یک دفتر خاطرات از پدرش میگیره و ازش میپرسه که چی توش بنویسه. پدرش ازش میخواد سرگذشت ''همشهری دزیره کلاری'' رو بنویسه. این ایده در طول داستان همراه خواننده میمونه و در پایان دفترچه و داستان، به زیباترین شکل به نقطهٔ شروع برمیگرده: دزیره میگه «سرگذشت همشهری دزیره کلاری اینجا تموم میشه»، چون از اینجا به بعد، او دیگه یک همشهری نیست و تبدیل به چیز دیگهای شده! به نظرم این پیوند میان آغاز و پایان، یکی از زیباترین جنبههای کتابه. دوم، شخصیتپردازی. سلینکو آدمهای داستان رو طوری میسازه که هرچه جلوتر میرید، سرنوشتشون براتون مهمتر میشه. کمکم دیگه فقط دنبال اتفاقات تاریخی نیستید، بلکه زندگی آدمهایی رو دنبال میکنید که هر کدوم گذشته، رابطهها و تصمیمهای خودشون رو دارن. این ویژگی در همهٔ رمانهای بزرگ، حتی با وجود حجم و گستردگی زیادشون، به یک اندازه دیده نمیشه؛ اما «دزیره» موفق میشه فاصلهٔ میان خواننده و شخصیتها رو کم کنه و کاری کنه که سرنوشتشون واقعاً براش اهمیت پیدا کنه. شاید به همین دلیله که تمامکردن کتاب و رفتن سراغ کتابی دیگه، تا مدتی میتونه سخت باشه؛ چون خواننده باید از فضای آشنا و آدمهایی جدا بشه که مدتی باهاشون زندگی کرده.
سوم، پرداختن به ناپلئون و دنیای اطرافش. درسته که دزیره راوی داستانه و ما اتفاقات رو بیشتر از زاویهٔ دید او میبینیم، ولی در طول کتاب تصویر قابل توجهی از ناپلئون و اطرافیانش شکل میگیره. ناپلئون فقط یک فرمانده و امپراتور نیست که اسمش در کنار جنگها و فتوحات بیاد؛ روابطش با اطرافیان و خانواده، جاهطلبیها، تصمیمها و بخشهایی از شخصیتش رو هم میبینیم. به همین دلیل، فکر میکنم کسانی که به زندگی ناپلئون و دوران امپراتوری فرانسه علاقه دارن، از این کتاب لذت زیادی ببرن. چهارم، فضاسازی تاریخی. بعضی صحنههای کتاب واقعاً جلوی چشم آدم ساخته میشن. یکی از قسمتهایی که بیشتر از همه در ذهنم مونده، توصیف مراسم تاجگذاری ناپلئونه. سلینکو از آبوهوا، محیط، کلیسای نوتردام و حالوهوای آدمهایی که در مراسم حضور دارن، طوری مینویسه که خواننده میتونه تقریباً صحنه رو تجسم کنه. اینجا حس میکنید نویسنده فقط نمیخواد یک اتفاق تاریخی رو تعریف کنه؛ میخواد شما رو به دل اون اتفاق ببره. به نظرم همین توانایی در فضاسازی باعث میشه تاریخ در «دزیره» چیزی فراتر از مجموعهای از اسمها و رویدادها باشه. مجموع این چهار ویژگی باعث شده «دزیره» با وجود حجم زیادش، رمان روان و خوشخوانی باشه و خواننده رو بهراحتی با خودش همراه کنه. البته در تجربهٔ خواندن یک کتاب ۹۶۰ صفحهای، کیفیت ترجمه و ویرایش هم اهمیت زیادی داره؛ چون حتی داستانی جذاب هم اگر نثر سنگینی داشته باشه یا از نظر چاپ و ویرایش ایرادهای زیادی توش دیده بشه، ممکنه خواننده رو خسته کنه. به همین دلیل، بد نیست به ترجمه و کیفیت چاپی که من خوندم هم اشاره کنم.
من ترجمه ایرج پزشکزاد از انتشارات فردوس رو مطالعه کردم و در کل راضی بودم. نثر ترجمه روان و خوشخوانه و فکر میکنم این موضوع برای کتابی با این حجم اهمیت زیادی داره. با اینکه کتاب ۹۶۰ صفحه است، هیچوقت احساس نکردم نثر ترجمه جلوی داستان رو میگیره یا خواندنش رو خستهکننده میکنه. برعکس، روانبودن ترجمه یکی از دلایلی بود که تونستم این حجم از کتاب رو نسبتاً راحت بخونم. البته چاپی که من خوندم بینقص نبود. در طول کتاب با غلطهای املایی، جا افتادن بعضی حروف و چسبیدن کلمات به هم روبهرو میشیم که برای کتابی در این اندازه، بهتر بود با دقت بیشتری اصلاح میشدن. نکتهٔ دیگه، کمبود پانویس و توضیحات تاریخیه. در طول کتاب اسم شخصیتها، مکانها، تاریخها و اتفاقات تاریخی زیادی مطرح میشه و من دوست داشتم برای بعضی از این موارد توضیح کوتاهی وجود داشته باشه. تا جایی که دیدم، تقریباً چنین توضیحاتی در کتاب نیست و فقط یک مورد توضیح مترجم رو داخل پرانتز دیدم. البته این مسئله فهم داستان رو دشوار نمیکنه، چون خود رمان اطلاعات لازم رو تا حد زیادی در اختیار خواننده میذاره؛ با این حال، چند پانویس بیشتر میتونست کتاب رو از این نظر کاملتر کنه. در نهایت، «دزیره» برای من فقط یک رمان تاریخی خوب نبود؛ واقعاً کتاب دوستداشتنیای بود. با وجود ۹۶۰ صفحه و انبوهی از شخصیتها و اتفاقات تاریخی، چیزی که بعد از تمام شدنش بیشتر از همه در ذهن میمونه، جنگ و سیاست نیست؛ آدمها هستن. تمام کردن چنین کتابی حس عجیبی داره. از یک طرف خوشحالی که این همه از خوندنش لذت بردی، اما از طرف دیگه، جدا شدن از شخصیتهایی که مدت زیادی همراهت بودن آسون نیست. شاید همین بهترین نشونهٔ تأثیرگذاری یک رمان باشه: اینکه بعد از بستن آخرین صفحه، بیشتر از اینکه خوشحال باشی کتاب رو تموم کردی، ناراحت باشی که دیگه قرار نیست با اون آدمها همراه بشی.
هنوز کتاب رو کامل مطالعه نکردم ولی برام عجیبه نشر افق به چه بزرگی داخل کتاب نوشته متن کامل، ولی خیلی جاها رو حذف کردن (: بعد مقایسه با نشر فردوس به این نتیجه رسیدم.
نشر افق دو جلدی هستش انگار🤔
اگر میخواهید در زمان فرانسه و با ناپلئون قدم بزنید این کتاب همپای خوبی است جمله ای از کتاب که دوستش داشتم:در زندگی شب هایی وجود دارد که هیچ وقت به پایان نمیرسد
داستان جذاب و ترجمه پزشکزاد اجازه نمیده این کتاب رو زمین بگذارید.
یکی از زیباترین و تاثیرگذارترین کتابها که سالها پیش خوندم و خالی از لطف نیست مجدد تم بخونم
من ترجمه مرضیه صادقی زاده از انتشارات آتیسا رو از مادرم هدیه گرفتم و خوندم. بسیار کتاب زیبایی بود و بنظرم همه باید یکبار این کتاب رو بخونن. با سرگذشت دزیره میفهمیم که شاید سرنوشت داستان قشنگتری برای ما در نظر داره و گاهی اوقات باید رها کنیم و خودمونو به دست سرنوشت بسپاریم.
کدوم ترجمه بهتره؟
ایرج پزشکزاد _ فرهنگ معاصر
من همین تازگیا تمومش کردم با ترجمه ایرج پزشک زاد از نشر فرهنگ معاصر خیلی راضی بودم چون هم ترجمه روان و خوبی داشت هم اینکه حس نمیکردم سانسور شده باشه...صحنههای بوسه و بقیه چیزها رو کامل داشت
کسی کتاب دزیره رو با ترجمه همایون پاکروان نشر جامی تهیه کرده ؟ ترجمه خوبی هست یا اینکه ترجمه ایرج پزشک زاد از نشر فرهنگ معاصر بخرم ؟ کدوم نشر سانسورش کمتره ؟
بارها از استادان و افراد اهل کتاب شنیدم که بهترین ترجمه، ترجمه ایرج پزشکزاد (نشر فردوس) هست؛ من ترجمههای دیگه رو نخوندم اما با خوندن ۵۰ صفحه اول متوجه حجم زیادی از غلط املایی، اشتباهات نوشتاری و حتی گرامری شدم؛ جای تعجب داره که با گذشت ۲۷ بار چاپ این اشتباهات اصلاح نشدن. جدا از این موضوع برای من عجیبه که این ترجمه، بهترین ترجمه موجوده، میتونست بسیار روانتر و امروزیتر ترجمه بشه و ای کاش نشرهای به نام تصمیم بگیرن این اثر رو ترجمه کنند. این اثر لیاقت ترجمه بهتری دارد.
دلیلش چیزی نیست که شما فکر میکنید،ترجمهٔ پزشکزاد بیشک بهترین و کاملترین ترجمهٔ این اثر هست،ولی ویراستاری نشر فردوس بهشدت مشکل دارد و پر از غلط هست که ارزش ترجمه را هم زیر سوال برده است،پیشنهاد میکنم نسخهٔ نشر فرهنگ معاصر را مطالعه بفرمایید که به اوج هنر و نبوغ مترجم پی ببرید،با تشکر.
جناب رضائیان آیا ترجمهی پزشکزاد رو با شهدی و متن اصلی مطابقت دادید که نتیجه گرفتید بهترین ترجمه متعلق به کدومه؟ این کتاب رو میخواهم مطالعه کنم بین ترجمهی شهدی و پزشکزاد ماندم.
من این کتاب را از انتشارات فردوس خوندم. داستان تاریخی و جالبه. امان از ویراستاری این کتاب،امان! آدم توقع نداره داخل کتاب این حجم از اشتباه ویراستاری ببینه اونم تکراری مثلا مادام شده مدام😑. بلاگ نیست که آدم چشم پوشی کنه ، کتابه .
کتابش عالیه من مدتها بود که دنبالش بودم و شنیده بودم یکی از قشنگترین رمانهای احساسیه و واقعا همینطور بود و تاریخ و عشق و سیاست وقتی با هم ترکیب میشن محشره مخصوصا اون قسمتش که ژولی به دزیره میگفت تو اصلا به امپراطور احترام نمیگذاری و اون رو آدم حساب نمیکنی و دزیره گفت ؛ژولی یادت نره که اتفاقا اولین کسی که آدم حسابش کرد من بودم
هر دو جلد از نشر افق خوندم واقعا داستان جذابیه
روایت شیرین، ظریف و استادانه نویسنده، زمختی تاریخ رو تلطیف کرده.. بسیار جذاب و گیرا.. انطباق بیشتر رویدادهای رمان با تاریخ اروپا، اثر رو گیراتر کرده.. علاقمندان به تاریخ قطعاً لذت خواهندبرد و چهبسا کسایی که بعداز خوندنش به تاریخ علاقمند بشن.. ترجمه آقای پزشکزاد کمک بزرگی به حفظ زیبایی اثر کرده
در اینکه این کتاب شاهکاره و ارزش خوندن داره شکی نیست... اما این کتاب از نشر فردوس اشکالاتی داره... جل سخت این کتاب طوری صحافی شده که کتاب خوندن رو براتون سختمیکنه و این ایراد از صحافیه... فونت نوشتههای کتاب هم که نگم اصلا... و ایراد اصلی اینه که کتابی به این شاهکاری از مترجمی به این کار درستی اینقدر اشتباه تایپی و املایی داشته باشه...
کیفیت کاغذ فرهنگ معاصر اصلا خوب نیست. به نظر از کاغذ اسیدی استفاده شده و خیلی زود تغییر رنگ میده
لطفا میشه راهنمایی کنید کدوم نشر با ترجمه آقای پزشکزاد بهتره ؟
من با ترجمه آقای پرویز شهدی مطالعه کردم.به شخصه خوشم اومد.ولی از نقطه نظر اینکه کدوم ترجمه بهتره و معیارهای بهتر بودن چیه.چون اصلا نمیدونم نمیتونم نظری بدهم
چاپ 27 م نشر فردوس فونت نوشتهها ضخیم هستش و اصلا جالب نیست
با ترجمه پزشک ایرجزاد بخونید
کتاب فوق العاده ای بود و بیشتر تاریخی تا عاشقانه و اگه وقت آزاد دارین میتونین تو ۳ ۴ روز بخونیدش؛ طبق یکم تحقیقیم که من کردم کتاب نزدیکی زیادی به واقعیات و اونچه که رخ داده داره؛ دزیره کلاری دختر ساده و کم اعتماد بنفسی بود که تبدیل به ملکه ساده و کم اعتماد به نفسی شد، با اینحال یچیزایی هم گفته نشده تو کتاب و بهتره کمی تحقیق کنین
چیا گفته نشده؟