1. خانه
  2. /
  3. کتاب برف

کتاب برف

نویسنده: جان بنویل
3.6 از 1 رأی

کتاب برف

Snow
انتشارات: یاد آرمیتا
٪15
400000
340000
معرفی کتاب برف
کتاب «برف» نوشته‌ی جان بنویل یک رمان جنایی-ادبی است که در ظاهر با یک معمای قتل کلاسیک شروع می‌شود، اما خیلی زود از چارچوب معمول داستان‌های پلیسی فاصله می‌گیرد و تبدیل می‌شود به مطالعه‌ای درباره‌ی قدرت، مذهب، سرکوب و فروپاشی آرام اعتماد اجتماعی در ایرلند دهه‌ی ۱۹۵۰. بنویل که هم به خاطر نثر دقیق و چندلایه‌اش شناخته می‌شود و هم تجربه‌ی نوشتن رمان‌های جنایی با نام مستعار «بنجامین بلک»، در این کتاب تلاش کرده یک پرونده‌ی جنایی را تبدیل کند به یک فضای بسته‌ی اجتماعی؛ جایی که هر جمله و هر سکوت، بخشی از یک ساختار پنهان‌تر را لو می‌دهد.
داستان در زمستان سال ۱۹۵۷ در منطقه‌ای روستایی در ایرلند جریان دارد؛ جایی که برف سنگین همه‌چیز را کند و خاموش کرده، جسد یک کشیش کاتولیک در عمارت خانواده‌ی اشرافی آزبورن پیدا می‌شود، قتلی که از همان ابتدا هم خشونت‌بار است و هم مشکوک، اما نکته‌ی مهم‌تر این است که هیچ‌کس علاقه‌ای به روشن شدن کامل ماجرا ندارد. از مقامات کلیسا گرفته تا اعضای خانواده و حتی نیروهای محلی، همگی انگار ترجیح می‌دهند این قتل در هاله‌ای از ابهام باقی بماند. در همین فضای بسته، کارآگاه سنت‌جان استرافورد وارد می‌شود؛ شخصیتی آرام، دقیق و تا حدی بیرونی نسبت به محیط، که هم از نظر مذهبی (پروتستان بودن در جامعه‌ای کاتولیک) و هم از نظر ذهنی، نوعی فاصله با اطرافیان دارد.
ابتدا ساختار یک «معمای قتل در خانه‌ی اشرافی» را حفظ می‌کند، اما خیلی زود مشخص می‌شود که مسئله فقط پیدا کردن قاتل نیست. هرچه روایت جلوتر می‌رود، تمرکز از «چه کسی مرتکب قتل شده» به سمت «چرا حقیقت پنهان می‌شود» تغییر می‌کند. خانه‌ی آزبورن به‌تدریج تبدیل می‌شود به یک مدل کوچک از جامعه‌ای بزرگ‌تر؛ جایی که روابط قدرت، نفوذ کلیسا و ساختار طبقاتی، همه در هم تنیده‌اند. شخصیت‌ها به جای توضیح مستقیم، با سکوت، تغییر لحن، و نیمه‌حقیقت‌ها حرف می‌زنند. اطلاعات همیشه ناقص است و همین نقص، بخشی از طراحی آگاهانه‌ی روایت است. خواننده مدام در موقعیتی قرار می‌گیرد که باید از روی نشانه‌های کوچک، لایه‌های پنهان را حدس بزند، بدون اینکه هیچ چیز به‌طور کامل آشکار شود.
برف در این رمان مثل یک لایه‌ی سفید و سنگین عمل می‌کند که هم‌زمان دو کار انجام می‌دهد: از یک طرف همه‌چیز را می‌پوشاند و از طرف دیگر همه‌چیز را بی‌حرکت می‌کند. سکوت، سرما و انزوا در سراسر متن جریان دارد. خانه‌ی اشرافی هم مثل یک فضای بسته‌ی تئاتری عمل می‌کند؛ جایی که شخصیت‌ها ناچارند در کنار هم بمانند، بدون امکان فرار از گذشته یا حقیقت. در چنین فضایی حتی گفت‌وگوهای ساده هم بار معنایی پیدا می‌کنند؛ یک مکث کوتاه، یک نگاه یا یک جمله‌ی نصفه‌کاره، گاهی بیشتر از روایت مستقیم اطلاعات می‌دهد. بنویل از همین جزئیات استفاده می‌کند تا نشان دهد حقیقت در این جهان نه پنهان، بلکه عمدا مدیریت و کنترل می‌شود.
رمان «برف» به شکل غیرمستقیم به ساختار قدرت در ایرلند دهه‌ی ۵۰ اشاره دارد؛ جایی که کلیسای کاتولیک نقش تعیین‌کننده‌ای در زندگی فردی و جمعی دارد. قتل یک کشیش در چنین بستری فقط یک حادثه‌ی جنایی نیست، بلکه نوعی اختلال در نظم ظاهرا پایدار جامعه است. اما این اختلال به جای اینکه به شفافیت منجر شود، بیشتر به سمت پنهان‌کاری هدایت می‌شود. کارآگاه استرافورد هم در این میان صرفا یک ناظر بی‌طرف نیست؛ او درگیر همان ساختاری است که سعی در کشف آن دارد.
درباره جان بنویل
درباره جان بنویل
ویلیام جان بنویل در سال ۱۹۴۵ در وسکفورد ایرلند به دنیا آمد. او سیزده رمان منتشر کرده است. بنویل ساکن دوبلین است. او با نوشتن رمان دریا در سال ۲۰۰۵ جایزه ی ادبی من بوکر را از آن خود کرد.
مقالات مرتبط با کتاب برف
خاطره، زمان و مرگ در آثار «جان بنویل»
خاطره، زمان و مرگ در آثار «جان بنویل»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب برف" ثبت می‌کند