کتاب «نقد سنت از نگاه اندیشمندان عرب» نوشته عبدالإله بلقزیز با ترجمه سیدمحمد آلمهدی، سومین جلد از پروژه چهارجلدی نویسنده با عنوان «عرب و مدرنیته» است که به معرفی یکی از پیچیدهترین و بنیادیترین دغدغههای فکری معاصر جوامع عربی، یعنی تقابل و تعامل میان مدرنیته و سنت میپردازد. بلقزیز در این اثر، بیش از یک قرن تلاش نظری روشنفکران عرب از اواخر قرن نوزدهم تا دوران معاصر را در مواجهه با میراث گذشته بررسی کرده و در واقع دست به یک نقد نقد میزند. پایه نظری کتاب بر این استدلال استوار است که مدرنیته در هر فرهنگی، تنها زمانی میتواند خود و میزان گسستش از گذشته را به درستی بشناسد که در آینه سنت به خود بنگرد. در جوامع بحرانزده خاورمیانه، گذشته صرفا یک شیء موزهای نیست، بلکه حضوری مقتدر، زنده و مسلط در زندگی روزمره، سیاست و جامعه دارد. از این رو، اندیشمندان مدرن عرب دریافتند که رویارویی با گفتمان اصالت و سنتگرایی، مستلزم ورود به یک مبارزه معرفتی بر سر تصاحب و تأویل سنت به مثابه یک سرمایه نمادین است. این مبارزه در عمق خود، تلاشی برای تسلط بر اکنون و شکلدهی به آینده محسوب میشود. نویسنده روند تاریخی این مواجهه و مطالعات پیرامون سنت را در سه مرحله یا سه لحظه فکری کلیدی دستهبندی و تحلیل میکند. مرحله نخست، که تحت عنوان تاریخ فرهنگی و تاریخ اندیشه شناخته میشود، با پیشگامانی چون فرح آنتون، جرجی زیدان، طه حسین، احمد امین و عبدالرحمن بدوی رقم خورد. در این دوره، تمرکز محققان بیشتر بر خوانش جزئی یا جامع تاریخ فرهنگ، گردآوری، فهرستبندی و بازنشر علمی متون کهن متمرکز بود تا پایههای رویارویی علمی با جزماندیشی فراهم شود. مرحله دوم که از دهه شصت میلادی آغاز شد، مرحله نقد سنت است. در این دوره، نسل جدیدی از پژوهشگران با بهرهگیری از روششناسیهای نوین، سنت را از دو منظر ایدئولوژیک و ساختاری-تاریخی به چالش کشیدند. در رویکرد ایدئولوژیک و ماتریالیستی تاریخی، چهرههایی چون طیب تیزینی، حسین مروه و حسن حنفی با پروژه ایدئولوژی اصالت و نوسازی برجسته میشوند؛ در حالی که در نقد ساختاری، تأویلی و تاریخی-انتقادی، اندیشمندانی مانند ادونیس، نصر حامد ابوزید، علی اوملیل و عبدالمجید شرفی به واکاوی متن، تاریخمندی سنت، سلطه متن و به حاشیه راندن عقل پرداختند. مرحله سوم که از دهه هشتاد میلادی شکل گرفت، نشاندهنده انتقال از نقد متون به نقد عقل و ابزارهای معرفتی تولیدکننده سنت است. در این بخش از کتاب، پروژههای تاریخساز محمد عابد جابری در نقد عقلانیت عربی، رویکردهای ساختارگرا و نشانهشناسانه محمد ارکون در نقد عقل اسلامی و اسلامشناسی کاربردی، و تحلیلهای عبدالله عروی در نقد عقلانیت و مفهوم عقل، به شکلی موشکافانه و انتقادی بررسی میشوند. بلقزیز با تکیه بر این سیر تطور تاریخی، نشان میدهد که گفتمان مدرنیته تلاش کرده تا با عبور از رویکردهای تقلیلگرایانه، سنت را از منظر روشهای کیفی تحلیل کند. در نهایت، این کتاب به عنوان یک مرجع جامع، نهتنها تاریخچهای از اسطورهزدایی و نقد تاریخی ارائه میدهد، بلکه خود این پروژههای انتقادی را نیز به تیغ نقد میسپارد تا نشان دهد گفتمان مدرنیته عربی برای اثبات کارایی خود، راهی جز عبور آگاهانه، روشمند و انتقادی از مسیر سنت ندارد.
درباره عبدالاله بلقزیز
عبدالاله بلقزيز استاد فلسفه در دانشگاه حسن دوم مراکش است. او نویسنده چندین کتاب از جمله شکل گیری اسلام سیاسی: نبوی و سیاست (2005) و اعراب و مدرنیته: یک مطالعه در گفتمان مدرنیست ها (2007) می باشد.