هنر همیشه بر حق بودن

38 راه پیروزی در هنگامی که شکست خورده اید
The Art of Always Being Right

مشخصات کتاب هنر همیشه بر حق بودن
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964311635-4
تعداد صفحه :136
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1830
سری چاپ :12
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

آرتور شوپنهاور از برجسته ترین فیلسوفان قرن نوزدهم

معرفی کتاب هنر همیشه بر حق بودن اثر آرتور شوپنهاور | ایران کتاب

کتاب هنر همیشه بر حق بودن، اثری نوشته ی آرتور شوپنهاور است که نخستین بار در سال 1831 انتشار یافت. این کتاب جالب توجه، رساله ای گزنده و کنایه آمیز است که با نثر منحصر به فرد و تأثیرگذار شوپنهاور، بدون تردید در خاطر مخاطبین ثبت خواهد شد. شوپنهاور در این اثر، سی و هشت روش را برای پیروز شدن بر رقیب در مناظرات و گفت و گوهای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد. این اندیشمند آلمانی برجسته، کتاب هنر همیشه بر حق بودن را با این ایده آغاز می کند که فیلسوفان به شکلی گسترده بر نقش منطق در گفت و گوها تمرکز کرده اند اما توجهی به هنر تاریک تر دیالکتیک (به خصوص پس از امانوئل کانت)، یعنی مجادله نداشته اند. شوپنهاور در این کتاب به مخاطبین نشان می دهد که چگونه می توانید کاری کنید که در گفت و گوها، همیشه حق را به شما بدهند.

کتاب هنر همیشه بر حق بودن

نکوداشت های کتاب هنر همیشه بر حق بودن
A guide to clear thinking and understanding of the art of debate.
راهنمایی برای روشن اندیشیدن و درک هنر مناظره.
Book Depository

Keep this delightful essay at your side and identify the strategies as you hear them.
این مقاله ی لذت بخش را در کنار خود داشته باشید و استراتژی ها را در همان لحظه ای که آن ها را می شنوید، تشخیص دهید.
The Guardian

An amusing, insightful and useful compilation of the best of the darker side of argument.
تلفیقی سرگرم کننده، خردمندانه و ثمربخش از بهترین های وجه تاریک تر مجادله.
Library Thing

قسمت هایی از کتاب هنر همیشه بر حق بودن (لذت متن)
هنر مجادله عبارت است از هنر مباحثه به گونه ای که شخص، فارغ از درستی یا نادرستی موضعش، از آن عقب نشینی نکند. ممکن است به طور عینی حق با کسی باشد، ولی با وجود این، از دید ناظران، و گاهی از نظر خودش، شکست بخورد.

اگر طبیعت بشری پست نبود بلکه کاملا شریف بود، می بایست در هر مباحثه ای فقط در پی کشف حقیقت می بودیم. نمی بایست کمترین اهمیتی می دادیم به این که حقیقت به سود عقیده ای اثبات می شود که ما با بیانش بحث را آغاز کردیم یا به سود عقیده ی رقیبمان. می بایست این مسئله را بی اهمیت، یا، به هر حال، حائز اهمیتی ثانویه تلقی می کردیم. ولی، در شرایط فعلی، نگرانی اصلی طرفین بحث، همین است.

به این منظور، انسان باید پیش از سخن گفتن، بیندیشد. ولی، در مورد اکثر مردم، نخوت ذاتی با پرحرفی و فریبکاری ذاتی توأم است. انسان ها پیش از این که بیندیشند، سخن می گویند؛ و حتی اگر پس از آن بفهمند که سخن نادرستی بر زبان رانده اند، باز هم می خواهند این امر را وارونه جلوه دهند. علاقه بر حقیقت، که ممکن است تصور شود تنها انگیزه ی آن ها از بیان سخنی بوده که مدعی درستی اش هستند، جای خود را به منافع و مصالح ناشی از نخوت می دهد.