ملکوت رمانی کوتاه و کم حجم، با جملاتی سرشار ، یکی از کم نظیرترین نمونه های ادبی دوره طلایی ادبیات ایران است.
کتاب ملکوت تنها داستان بلند به جا مانده از بهرام صادقی است که در نگارش داستان های کوتاه ید طولایی داشت. به پاس قدردانی از قلم زرین او و بزرگداشت مقامش در نگارش داستان کوتاه، جایزه ادبی به نام این نویسنده فقید درنظر گرفته شده است. ملکوت در همان صفحه نخست میخکوبتان می کند: «در ساعت یازده شب چهارشنبه ی آن هفته، جن در آقای مودت حلول کرد.»
این مواجهه ممکن است سبب شود خواننده با خود فکر کند با یک داستان ماورالطبیعی روبه رو است اما این نشان از تلفیق وجوه رئال و سورئال داستان دارد.
اگر زندگی کلاف نخی باشد… من آنرا باز کرده می بینم. کاملا گسترده و صاف. پیچ و تابش نمی دهم و رشته هایش را به دست و پایم نمی بندم. برای همین است که عده ای را دوست می دارم و عده ای را دوست نمی دارم. اما به کسی کینه ندارم. آماده ام که به دیگران کمک کنم، زیرا دلیلی نمی بینم که از این کار سرباز زنم. هوا و آفتاب و عشق و غذا و علم و مرگ و حیات و کوهها را می پسندم و به آنها دل می بندم. به هرچیز قانعم، اما آن قناعتی که نتیجه ی تصور خاص من از زندگی است.
اگر کسی ادعا کند جیبش پر از پول است خیلی ساده می توان تحقیق کرد و یا به اثبات رساند: کافی است که پولها را در جیبش به صدا دربیاورداگر سکه باشدو با بیرون بکشد و نشان بدهد. اما آیا ممکن است که کسی قلبش را دربیاورد و به محبوبه اش ثابت کند که مالامال از عشق اوست؟
کجا است، کجا است آن روز گرامی که بیاید و روح مرا بشوید؟ زیرا که من می خواهم زنده باشم و زندگی کنم و دوست بدارم و ببینم و بفهمم و حرف بزنم و از مرگ می ترسم و می گریزم که مرا پست می کند و خاک می کند و به دهان کرمها و حشرات می اندازد و…
توصیه میکنم بعد از مطالعهی این اثر حتما سرچ کنید و نقد و تحلیلهای مختلفش رو بخونید. از جمله این مقالهی بسیار راهگشا و مفصل: بشارت به عذاب الیم؛ نقدی پسامدرنیستی به رمان ملکوت بهرام صادقی. از امید طبیبزادهی قمصری
فوق العادسسس واقعا شاهکارهههه
شاهکاری فوقالعاده بود و کم نظیر! فضای تاریک و دلهرهآور اما به شدت جذابی داره که تا مدتی بعد از تموم شدنِ کتاب، همچنان توی ذهن باقی میمونه.. خیلی از خوندنش لذت بردم!
الان بین این دو نشر کدام بدون سانسوره؟ انتشارات زمان که پیدا نمیشه!
من همیشه یه گاردی نسبت به خوندن کتابای ایرانی دارم؛ دقیقا مثل فیلم و سریالای ایرانی که نگاه نمیکنم هیچوقت؛ ولی این کتاب به نظرم واقعا جذاب بود؛ عجب نویسندهای! حیف آثار کمی ازش موجوده...
یکی از بهترین کتابهایی که خوندم نمادگرایی خیلی قوی و پرسشی در اخر داستان که کل داستان نیاز به بازخوانی میکنه (پس مسیح که بود ؟) از نظر خودم در این داستان شیطان ، خدا و مسیح باهم وجود دارند . پیشنهاد میکنم به این نکات کتاب توجه داشته باشید که بهتر داستان درک کنید .۱ سفر به سمت مغرب ۲ جمله پدر چرا مرا بکشتی ۳ یک بار او را شیطان کشت ولی این بار خودم اورا میکشم ۴ پس مسیح که بود ؟ اگر خوندید و خیلی دوست داشتید کتاب سنگر و قمقمههای خالی هم که داستانهای کوتاه بهرام صادقی پیشنهاد میکنم ولی در حد ملکوت نیست اصلا
ی خورده از نمادگرایاش رو توضیح میدید لطفا تا بیشتر با کتاب ما خو بگیریم و بیشتر متوجه تفکر نویسنده بشیم
کتاب ملکوت از بهرام صادقی یه کتاب در مورد فلسفه مرگ و مرگ اندیشی، که کتاب قالب سورئالیستی داشت. شخصیت «دکتر» در این کتابی نمادی از شیطان است موجودی که در تلاش بر این است ک انسان را از مرگ رها کند ولی انسان را خالی از انسانیت میکند و موجودی که میخواهد جهان رو کنترل کند و وسوسه قدرت را در سر میپروراند. نجات میدهد ولی نجاتش نابودی انسانها است... و «میم لام» برای من در این کتاب نماد یک خدا را داشت و پسر خود را کشت بخاطر اینکه پسرش تحت تاثیر افکار نومیدانه دکتر قرار گرفته بود و روز به روز به تاریکی کشیده میشد. و انگیزه «میم لام» برای کشتن پسر خود، رهایی او از درد و رنجی بود ک گرفتار آن شده بود. و قسمت جالب این تراژدی یاد آور داستان اساطیری است، شبیه به سرنوشت«رستم و سهراب» اما چرا میم لام اعضای خود را قطع میکند! «م.ل» برای رهایی از گناهی و وجدان درونی خود اینکار را میکرد و او خودش را قطعه قطعه میکرد تا گناهی که در درون او بود از آن رهایی یابد. «مرد چاق» تجسم کسی که بخاطر تجربه کردن روز به روز لذتهای دنیوی خود، از مرگ میهراسید بنابراین در آرزوی جاودانگی سیر میکرد شخصیتی که از ترس از مرگ او را به دنبال لذتهای دنیوی کشانده بود. و «منشی» که به دنبال خوشبختی سطحی در این دنیا بود. انسانها رنج میکشند چون معنای زندگی را گم کرده اند. و شاید تنها راه رهایی از درد و رنج، مرگ هست و رسیدن به ملکوت. (برای نابودی از رنج، مرگ را انتخاب میکنند) این رویکرد در بطن خورد ماهیتی اگزیستانسیالیستی و سورئالیسی دارد
عجب محشری بود. خیلی دوست داشتم
کتاب قوی بود
من اصلا از این کتاب خوشم نیومد چندین بار تصمیم گرفتم نصفه ولش کنم ولی تعداد زیادی از دوستام این کتابو دوست داشتند
شاهکار، یکی از بهترین کتابهای ایرانی از نظر لایههای زیاد-نمادگرایی-مفهوم و...
کتاب خوبی بود کمی تم ماورائی داشت ولی کلا رو هوا بود موضوعش تخیلی بود نمیدونم باید یه بار دیگه بخونمش
به این سبک ادبی ، تخیلی نمیگویند ، میگویند سوررئال ، بوف کور هم یک رمان سورئالیستی است ، بین آثار سورئال و تخیلی ( فانتزی ) تفاوتهای بسیار زیادی وجود دارد.
بوف کور، ملکوت، شازده احتجاب. نسخه اُفسا این سه کتاب بینظیر تهیه کتید نه از کتابفروشیها
بی نظیر
به به چه کتابی من هنوز نصف کتابو خوندم اما اینقدر دلهره دارم،واقعا چندین سال بود همچین چیز معرکه ایی نخونده بودم،ممنونم بهرام صادقی بخاطر اثر جاویدانت
دلم میخواد یه کتاب بخونم با موضوعیت شخصیت دکتر حاتم داخل کتاب
هر دو نشر سانسور داره
واقعااا؟ مگه چی داره که سانسور داشت؟ از کجا بدوک سانسور تهیه کنم چون خوندمش یبار
از انتشارات زمان تهیه کنید کتاب رو
سانسورش زیاد نیست ینی با اینکه یه مقدار سانسور جزعی داره اما کاملا میفهمی داستان چی میخواد بگه و اینکه کتاب عالی بود .انتشارات معین خوندم
میشه لطفا اگر مقدار سانسور قابل نوشتن هست و زیاد نیست بنویسید و بگید کدوم صفحه است؟
در خوندن اثار بهرام صادقی شک نکنید.اما از نشر نیلوفر خرید نکنید.بخش هاییش رو سانسور کرده.
بر عکس ! من هر دو نسخه را خوانده ام و نسخهی انتشارات معین کمی سانسور دارد
سلام این کتاب از کدوم انتشاراتی بهتره؟
انتشارات زمان ، سخت گیر میاد ولی کامل ، بدون سانسور و ویرایش سلیقه ای هستش
سلام این کتاب از کدوم انتشاراتی بهتره؟