خانهای خالی، آشپزخانهای ساکت و پسربچهای که روی صندلی نشسته و پلک نمیزند؛ این آغاز رمان کوتاه «آخرین روز از زندگی پیشین» نوشتهی آندرس باربا است. این کتاب در سال ۲۰۲۳ به زبان اسپانیایی منتشر شد و ترجمهی فرانسوی آن با عنوان Le dernier jour de la vie antérieure در سال ۲۰۲۴ به بازار آمد. زنی که در بنگاه معاملات ملکی کار میکند، پیش از رسیدن خریداران به خانهای میرود تا آن را برای بازدید آماده کند. کاری روزمره و بیادعا در انتظار اوست، اما در آشپزخانه با کودکی حدودا هفتساله روبهرو میشود که هیچ توضیح روشنی برای بودنش وجود ندارد. باربا، نویسندهی اسپانیایی، این رمان را در مرز داستان ارواح، ادبیات فانتزی و روایت روانشناختی قرار داده است و همان ابتدا خواننده را وارد فضایی میکند که در آن هیچچیز کاملا سرجای خودش نیست. این مواجهه یک بار اتفاق نمیافتد. زن دوباره به خانه برمیگردد و دوباره کودک را میبیند و کمکم رفتوآمد به آن خانه از یک وظیفهی شغلی به چیزی شبیه وسواس تبدیل میشود. میان او و پسربچه نوعی رابطه شکل میگیرد و خانهای که قرار بود فقط کالایی برای فروش باشد، از صداها، حضورهای ناشناخته و نشانههایی از گذشته پر میشود. ظاهر ماجرا به داستانهای کلاسیک ارواح شباهت دارد، اما منطق روایت بر ترساندن استوار نیست. ناشر فرانسوی کتاب، انتشارات کریستین بورگوا، تأکید کرده که باربا در کنار عناصر فانتزی، به شکنندگی انسان و اثر احساس گناه بر آرامش زندگی نظر دارد. همین نگاه باعث میشود اتفاقهای عجیب خانه بیشتر به درون شخصیت پیوند بخورند تا به بیرون او. زمان در این کتاب تقریبا نقش یک شخصیت را دارد. تکرار دیدارها و از دست رفتن حالت عادی زمان، روایت را به سمتی میبرد که گذشته و حال دیگر دو قلمرو جدا نیستند. عنوان کتاب هم در همین چارچوب معنا پیدا میکند: «زندگی پیشین» چیزی نیست که یکباره تمام شده باشد و کنار رفته باشد. در توضیح ناشر اسپانیایی، عبور زن از زندگی معمولی به جهانی دیگر با گذشتن آلیس از آینه در آثار لوئیس کارول مقایسه شده است. کودک داستان هم تصویری آرمانی و رمانتیک از کودکی نیست؛ باربا بدون نگاه احساساتی به سراغ کودکی میرود و حضور پسربچه برای زن هم جذاب است و هم آشفتهکننده و هرچه رابطهشان پیش میرود، لایههای پیچیدهتری از نسبت بزرگسال و کودک پیدا میشود. پرسش اصلی «آخرین روز از زندگی پیشین» را میتوان اینطور خلاصه کرد: آدم با چیزهایی که پشت سر گذاشته، اما هنوز از آنها عبور نکرده، چه میکند؟ حافظه، احساس گناه، فقدان، تنهایی و رابطههای ناتمام، مضمونهایی هستند که از دل فضای وهمآلود خانه بیرون میآیند.
درباره آندرس باربا
آندرس باربا، زاده سال 1975 در مادرید، نویسنده ای اسپانیایی است. او که آثارش تا کنون به زبان های متعددی ترجمه شده، تعداد زیادی از آثار کلاسیک آمریکایی و انگلیسی را به اسپانیایی ترجمه کرده است.