کتاب 12 قانون زندگی

Twelve Rules for Life
نوشداروی بی نظمی

مشخصات کتاب 12 قانون زندگی
مترجم :
شابک : 978-600-8738-48-0
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 450
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 2 آبان

از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز و آمازون

در فهرست کتاب هایی که زندگی تان را دگرگون خواهند کرد

معرفی کتاب 12 قانون زندگی اثر جردن پیترسون

کتاب 12 قانون زندگی، اثری نوشته ی جردن پیترسون است که اولین بار در سال 2018 به انتشار رسید. روانشناس برجسته، جردن پیترسون با ترکیب حقایق دنیای کهن و آخرین یافته های پیشرفته ترین تحقیقات علمی، به برخی از اساسی ترین و پیچیده ترین سوالات انسان ها می پردازد. سیستم عصبی گونه ای از خرچنگ ها، چه اطلاعاتی می تواند در رابطه با موفقیت در زندگی به ما بدهد؟ چرا مصریان باستان، توانایی داشتن توجه دقیق به مسائل را به عنوان یکی از بلندمرتبه ترین خدایان مورد پرستش قرار می دادند؟ انسان ها وقتی ناراحت، مغرور و یا انتقام جو می شوند، چه راه هایی را انتخاب می کنند؟ دکتر جردن پیترسون در این کتاب ارزشمند به مسائلی چون نظم، آزادی، ماجراجویی و مسئولیت پذیری می پردازد و تمام خرد و حکمت جهان در طول تاریخ را در 12 قانون کاربردی و ژرف برای زندگی خلاصه می کند.

کتاب 12 قانون زندگی

جردن پیترسون
جردن پیترسون، زاده ی 12 ژوئن 1962، روانشناس و نویسنده ای کانادایی است. پیترسون دانش آموخته ی دانشگاه های آلبرتا و مک گیل است. او پس از پایان تحصیلات به دانشگاه هاروارد رفت و در آنجا ابتدا استادیار و سپس استاد دپارتمان روانشناسی شد. پیترسون در سال 1998 به عضویت هیئت علمی دانشگاه تورنتو درآمد و استاد روانشناسی این دانشگاه شد.
نکوداشت های کتاب 12 قانون زندگی
Humorous, surprising and informative.
طنزآمیز، غافلگیرکننده و آموزنده.
Penguin Random House Penguin Random House

Fascinating and brilliant.
شگفت انگیز و درخشان.
The Times

قسمت هایی از کتاب 12 قانون زندگی (لذت متن)
قوانین؟ باز هم قوانین؟ واقعا؟ آیا زندگی بدون قوانین خشک و بی روح که موقعیت های ویژه و فردی ما را مورد توجه قرار نمی دهند، به اندازه کافی پیچیده و محدود نیست؟ فرض کنیم مغز ما پلاستیک است و به طور متفاوتی بر اساس تجربه های زندگیمان پرورش می یابد، پس چرا باید توقع داشت که تعداد کمی قوانین بتواند برای همه ی ما مفید باشد؟

پس ما مورد قضاوت قرار می گیریم. خدا در نهایت به موسی «ده پیشنهاد نداد»، بلکه «ده فرمان» داد؛ اگر من فردی آزاد باشم، اولین واکنشم به یک فرمان شاید واقعا این باشد که هیچکس، حتی خدا، حق گفتن این که چه کاری باید بکنم را ندارد؛ ولو این که برایم مفید باشد. اما داستان کوساله ی طلایی نیز به ما یادآوری می کند که بدون قوانین، فوری به برده های امیال خود تبدیل خواهیم شد، و هیچ راه فراری از آن نخواهد بود.

اگر تولید مردان تحصیل کرده در دانشگاه با کمبود مواجه شود، خانم های خواهان ازدواج هم مشکل بیشتری خواهند داشت. اولا خانم ها تمایل شدیدی دارند تا با افرادی که وضعشان خوب است و در رده های بالای سلسله مراتب قرار دارند، ازدواج کنند. آن ها همسری را ترجیح می دهند که وضعیتی مساوی یا برتر با خودشان داشته باشد. این در فرهنگ های مختلف صدق می کند. اما این امر برای مردان صدق نمی کند و کاملا تمایل دارند با رده ی پایین تر از خود ازدواج کنند (همانطور که داده های پیو نشان می دهد)، اگرچه ترجیح می دهند همسرشان به نوعی جوانتر باشد. گرایش اخیر به سمت خالی کردن میان رده ها نیز افزایش یافته است، زیرا خانم های ثروتمند تمایل فزاینده ای به ازدواج با مردان ثروتمند دارند. به همین دلیل و به خاطر کاهش شغل های تولیدی پردرآمد برای مردان (از هر 6 مرد آمریکایی که در سن کار قرار دارد، یک نفر بیکار است)، هم اکنون انگار ازدواج برای اغنیا رزرو شده است. نمی توانم این موضوع کنایه آمیز و سیاه را جالب قلمداد کنم. ازدواج هم هم اکنون به یک کالای لوکس تبدیل شده است. چرا یک ثروتمند باید به خودش ظلم کند؟