0

کتاب گرترود Gertrud


  • قیمت : ۱۶,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر گرترود
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

هرمان هسه با رمان گرترود، به کاوش تمام نشدنی خود درباره ی جنبه های متفاوت و گاها متضاد هستی و زندگی بشر ادامه داده است. در این داستان، آهنگسازی معروف به نام کان، ماجرای رابطه ی پیچیده ی خود با دو هنرمند را بازگو می کند: دوستش، هاینریش موث که یک خواننده ی اپرای افسرده و خودآزار است و زنی مهربان و با اعتماد به نفس به نام گرترود ایمثور. کان از همان دیدار اول، مجذوب گرترود می شود ولی هاینریش و گرترود که در خلال دادن تستی برای پیوستن به اپرای کان، یکدیگر را ملاقات کرده بودند، با هم رابطه ای عاشقانه شکل داده و ازدواج می کنند. ازدواج این دو نفر، به دلیل تفاوت های اساسی و بنیادین در شیوه ی نگاهشان به زندگی، به شکستی فاجعه بار منجر شده و هر دوی آن ها را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. اما این رابطه ی تراژیک، منبع الهام اپرای کان[مهم ترین موفقیت زندگی هنری او]می شود. تمام رمان های هسه، پژوهش هایی در مورد کمال گرایی و تخیلات ریز و درشت فلسفی بوده و هر کدام از شخصیت های موجود در آثار این نویسنده، بخشی از جنبه های مختلف تفکرات عجیب و عمیق هسه را از خود بروز می دهند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی گرترود



انتشارات: نشر چشمهنشر چشمه
نویسنده: هرمان هسه هرمان هسه
مشخصات گرترود
قطع : رقعی
شابک : 978-964-362-080-6
تعداد صفحه : 195
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 1910
وزن : 180
سری چاپ : 5

ویژگی ها

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1946

نکوداشت
A moving, strangely simple parable.
داستانی تکان دهنده و بسیار سرراست.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Harmoniously weaving the dark and the light.
این کتاب، به زیبایی نقاط تاریک و روشن را در هم می آمیزد.
Scribd

Hesse is a writer of suggestion, of nuance.
هسه، نویسنده ای نظریه پرداز و دقیق است.
Christian Science Monitor Christian Science Monitor

لذت متن
زمانی که زندگی ام را به طور معقول و منطقی بررسی می کنم، علی رغم همه ی اشتباهاتم، موارد چشمگیری از سعادت یا نکبت در آن نمی یابم. گذشته از این، بحث درباره ی نیک بختی یا نگون بختی را ابلهانه می دانم، چرا که شخصا تلخ ترین ایام عمرم را با شیرین ترین روزهای زندگی عوض نخواهم کرد.

نوای موسیقی حتی به کوتاهی مدت یک ضربان قلب، هارمونی و هماهنگی انسان ها و جوامع بشری را در خود دارد. چگونه این همه کذب و کدورت، شرارت و شقاوت می تواند بر انسان ها حاکم باشد، در جایی که ساده ترین نواهای موسیقی دریچه ای از بهشت به رویمان می گشاید.

از زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور و حتی بی تفاوت شده بودم، زندگانی هم با من سازش بیشتری نشان می داد. انسان با همه ی کشش و کوشش ها، به چیزهایی که بیشتر در پی آن هاست، کمتر می رسد.