کتاب کمبود

Scarcity: Why Having Too Little Means So Much
نگاهی به کمبود فردی و اجتماعی
کد کتاب : 23340
مترجم :
شابک : 978-6002784056
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 310
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 25 خرداد

نامزد کتاب سال فاننشال تایمز سال 2013

برنده جایزه کتاب ویلیام جیمز سال 2014

معرفی کتاب کمبود اثر سندهیل مولاینیتن

یک بررسی شگفت آور و جذاب از اینکه چگونه کمبود - و پاسخ های نادرست ما به آن - به زندگی، جامعه و فرهنگ ما شکل می دهد.
چرا افراد موفق در آخرین لحظه، کارها را انجام می دهند؟ چرا فقر ادامه دارد؟ چرا سازمان ها در اطفای حریق گیر می کنند؟ چرا انسان های تنها به سختی با دیگران دوست می شوند؟ به نظر می رسد این پرسش ها به هم مربوط نیستند، اما «الدار سفیر» و «سندهیل مولای ناتان»، نویسندگان این کتاب، نشان می دهند که همه آنها نمودهایی از یک ذهنیت هستند که از درون ذهنیت «کمبود» بیرون آمده اند.
با استفاده از تحقیقات پیشرفته علوم رفتاری و علوم اقتصادی، مولای ناتان و سفیر در کتاب کمبود نشان می دهند که کمبود، روانشناسی مشابهی را برای هر کسی که می خواهد با چیزی کمتر از نیازش کنار بیاید، ایجاد می کند. افراد مشغول به همان دلایلی که فقرا و کسانی که از کارت های اعتباری استفاده می کنند، در مدیریت پول خود کوتاهی کرده و نمی توانند زمان خود را به طور کارآمد مدیریت کنند. دینامیک کمبود نشان می دهد که چرا در رژیم های غذایی مقاومت در برابر وسوسه ی خوردن سخت است، چرا دانشجویان و مدیران مشغول، وقت خود را مدیریت نمی کنند و چرا کشاورزان نیشکر پس از برداشت هوشمندی بیشتری نسبت به قبل دارند. هنگامی که از نظرگاه کمبود و راهکارهایی که تحمیل می کند، فکر می کنیم، مشکلات زندگی مدرن بیشتر به چشم می آیند.
مولای ناتان و سفیر درباره چگونگی تأثیر کمبود بر زندگی روزمره ما بحث می کنند، حکایاتی از خودشان را بازگو کرده و ارتباطات شگفت انگیزی ایجاد می کنند که این تحقیق را زنده می کند. کتاب آنها روش جدیدی برای درک اینکه چرا فقرا فقیر می مانند و افراد پرمشغله پرمشغله می مانند فراهم می کند، و نه فقط نشان می دهد که چگونه کمبود، ما را به بیراهه می برد، بلکه همچنین نشان می دهد چگونه افراد و سازمان ها می توانند برای رضایت و موفقیت بیشتر، کمبود را مدیریت کنند.

کتاب کمبود

سندهیل مولاینیتن
سندهیل مولاینیتن استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، برنده جایزه نوابغ MacArthur است و حیطه تخصصی او تحقیقات مربوط به اقتصاد توسعه، اقتصاد رفتاری و مالی شرکت ها است. او در کمبریج، ماساچوست زندگی می کند.
نکوداشت های کتاب کمبود
Extraordinarily illuminating.
به شکل فوق العاده ای درخشان.
New York Review of Books New York Review of Books

Scarcity is a captivating book, overflowing with new ideas, fantastic stories, and simple suggestions that just might change the way you live.
کمبود یک کتاب جذاب است ، سرشار از ایده های جدید ، داستان های خارق العاده و پیشنهادات ساده که ممکن است شیوه زندگی شما را تغییر دهد.
Steven D. Levitt

Sendhil Mullainathan and Eldar Shafir show how the logic of scarcity applies to rich and poor, educated and illiterate, Asian, Western, Hispanic, and African cultures alike.
سفیر و مولای ناتان نشان می دهند که چگونه منطق کمبود در فرهنگ های ثروتمند و فقیر ، تحصیل کرده و بی سواد ، آسیایی ، غربی ، اسپانیایی و آفریقایی به یک شکل اعمال می شود.
Anne-Marie Slaughter

قسمت هایی از کتاب کمبود (لذت متن)
کمبود معنای گسترده ای دارد و می توان آن را به چیزهای بسیاری نسبت داد. اما در نگاه کلی، کمبود یعنی کم داشتن، یعنی پیشی گرفتن نیازها و خواسته ها بر داشته ها. همه ما درگیر کمبودهای گوناگونی هستیم؛ این کمبودها دست ما را می بندند و نمی گذارند به آنچه می خواهیم دست یابیم. هر کمبود با خود محدودیت هایی می آورد. انسان فقیری که دچار کم پولی است نمی تواند هر چیزی را که نیاز دارد بخرد. انسان گرفتاری که دچار کم وقتی است نمی تواند کارهایش را سر وقت تمام کند. اما آیا اثرهای کمبود به همین محدودیت های ظاهری خلاصه می شود؟

ذهن انسان توانایی های شگرفی دارد. شما می توانید هر روز اطلاعات بسیاری را وارد حافظه خود کنید، می توانید بارها این اطلاعات را فرابخوانید، و می توانید آن ها را با هم بیامیزید و ایده ها و اندیشه های نو بسازید. اما ذهن در کنار توانایی های شگرفش، کاستی ها و محدودیت هایی هم دارد. برای مثال، توجه همزمان به بیش از یک چیز معمولا دشوار و حتی ناممکن است. شما نمی توانید همزمان به حرف های دو نفر گوش کنید، نمی توانید هنگام گفتگو با تلفن همراه به درستی رانندگی کنید، و نمی توانید همزمان که می دوید مسئله ریاضی حل کنید. همه ما تا اندازه ای از ظرفیت محدود توجه خود آگاهیم و می دانیم تمرکز بر یک کار معمولا ما را از کارهای دیگر بازمی دارد. اگر هم بخواهیم چند کار جداگانه را با هم انجام دهیم، یا از دقتمان کاسته می شود یا مجبوریم هر دم بر یک کار تمرکز کنیم و یک به یک انجامشان دهیم. به گفته دانشمندان، برخلاف حافظه بلندمدت، ظرفیت توجه ما « ثابت » است و با تلاش و تمرین هم بیشتر نمی شود.