خوشی ها و روزها

Pleasures and Days

مشخصات کتاب خوشی ها و روزها
مترجم :
شابک :978-9643051143
قطع :رقعی
تعداد صفحه :240
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :1896
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :7
زودترین زمان ارسال :---

معرفی کتاب خوشی ها و روزها اثر مارسل پروست | ایران کتاب

خوشی ها و روزها در واقع مجموعه ای است شامل قصه ها، مقاله ها، شعرهای منظوم و منثوری که پروست جوان در آن سال ها در نشریات ادبی روز به چاپ می رساند، اما نکته جالب چیدمان این قطعات مختلف کنار هم این است که پروست آنها را به توالی زمانی، موضوعی یا حتی سبک ادبی نچیده بلکه یک چیدمان دورانی است که در واقع ترتیب اصلی همان هفت جلدی ابدی او (در جست وجوی زمان از دست رفته) را به کار برده یعنی قصه اول کتاب دقیقا با قصه آخر کتاب مرتبط می شود یا حتی به نوعی جوابگوی قصه اول می شود. خوشی ها و روزها با بدبینی و عدم باور هویت انسانی شروع می شود و با میل به باور خوشبختی و اراده انسانی که به تعبیر آقای سحابی همان جاودانگی است که در خلق آفرینش هنری اتفاق می افتد، پایان می یابد.
بخش های مهمی از یادداشت های کتاب خوشی ها و روزها چکیده مجله جست وجو است. پروست جوان با نگرش مذهبی و نوعی آرمانگرای رمانتیک که شاید تحت تاثیر رمانتیسیم قرن 19 فرانسه بوده کم کم به نویسنده میان سالی که آرام تر و ژرف تر به فضای درون خود نزدیک می شود و به وجدان انسانی ایمان می آورد، تبدیل می شود. خواندن خوشی ها و روزها جدا از لذت خواندن یک کتاب از نوع دیگر از پروست و یک ترجمه خوب از آقای سحابی برای کسانی که ادبیات را به صورت جدی تری دنبال می کنند به منزله یک کارگاه بسیار تاثیرگذار است.

کتاب خوشی ها و روزها

مارسل پروست
مارسل پروست با نام کامل والنتین لویی ژرژ اوژن مارسل پروست، زاده ی ۱۰ ژوئن ۱۸۷۱، درگذشته ی ۱۸ نوامبر ۱۹۲۲، نویسنده و مقاله نویس فرانسوی است. او به دلیل نگارش اثر عظیمش با عنوان در جستجوی زمان از دست رفته، یکی از بزرگ ترین نویسندگان تاریخ ادبیات قلمداد می شود.در سال ۱۸۹۲ فعالیت های ادبی جدی پروست آغاز شد و او همکاریش را با نشریه ی لو بانکه شروع کرد. در این نشریه ۱۵ مقاله از پروست چاپ شد که بعدها در کتاب خوشی ها و روزها دوباره منتشر شد. در سال ۱۸۹۶ رمان بی اعتنای وی در نشریه ی زندگی معاصر چاپ شد...
قسمت هایی از کتاب خوشی ها و روزها (لذت متن)
هواهای نفسانی آدمی را به هر سو می کشاند، اما چون سپری شد شما را چه می ماند،؟ عذاب وجدان و اضمحلال روان. شادمانه می رویم و غمین باز می آییم، و خوشی های شام اندوه بامداد است. این چنین کام دل اول خوش می آید اما عاقبت می آزرد و می کشد.

اگر چنان است که سنت اگوستن می گوید، دوباره پاکدامن شدن از بودنش دشوار تر باشد، می توانم بگویم که من این نیکی دشوار را شناختم.