با ایده هایی ارزشمند درباره ی این که چطور می توانیم آزادی مان را در آینده ای مبهم حفظ کنیم.
این نویسنده ی آمریکایی، تمام توهمات و پندارهای غلط درباره ی خودمان را از بین می برد.
روشنگرانه و هشداردهنده.
رئیس جمهور، یک ناسیونالیست است که با وطن پرست بودن تفاوت دارد. یک ناسیونالیست، ما را تشویق می کند که در بدترین حالتی که می توانیم، باشیم و سپس به ما می گوید که بهترین هستیم.
این تفکر آمریکایی عجیب مبنی بر این که پول دادن به کمپین های انتخاباتی، آزادی بیان است به این معنی است که ثروتمندان از آزادی بیان و قدرت رأی بسیار بیشتری نسبت به سایر شهروندان برخوردار هستند.
قهرمان رمان دیوید لاج می گوید که آدم از آخرین باری که در حال معاشقه است، خبر ندارد. رأی دادن هم مثل همین است. برخی از آلمانی هایی که در سال 1932 به حزب نازی رأی دادند، بدون شک می دانستند که این آخرین انتخابات واقعا آزاد خواهد بود، اما اکثر مردم هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتند.
می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.
متاسفاته نویسنده انگار هیچ ایده ای راجب زندگی در سایهی استبداد نداره . اینو فصلای آخر به راحتی میشه متوجه شد. بخصوص فصلی که راجب استفاده نکردن از اینترنت خواننده رو نصیحت میکنه. اگر یکبار مطالعه و مشاهدهی عمیق از زندگی کسانی که زیر سایهی استبداد زندگی میکنند داشت، میتونست متوجه بشه اینترنت برای فردی که با استبداد مبارزه میکنه حکم اسلحه رو داره . حکم پیام رساندن به جهان رو داره . حکم رو کردن دست حاکم رو داره. پس برای همینه که حکومت مستبد در شرایط اضطرار اولین کاری که میکنه قطع اینترنته. چون اینترنت صلاح مردم در برابر حکومته. یا زمانی که نویسنده گفته بود مطمئن بشید یه گذرنامهی معتبر داشته باشید. انگار اصلا توی باغ نیست این دوستمون. یا در فصلای اخر وقتی راجب افراطیگری صحبت میکرد هم باز انگار مشاهدات و مطالعات کامل و جامعی نداشته در این زمینه. خلاصه که مطالعش برای یکبار خوب بود. از بعضی فصلای اخر سرسری گذر کردم چون مثل آموزش دادن جمع و منها به دانشجوی ریاضیات محض میموند. ولی خوبه یکبار مطالعه بشه. ولی آثار بهتری برای درک بهتر استبداد فک میکنم وجود داشته باشه.
بنده کتاب نشر گمان رو خوندم. ترجمهش به نظرم خوب بود و متن رو بهخوبی منتقل کرده، ولی ویراستاری یه جاهایی مشکل داشت؛ با این حال، مشکلات اونقدر نبودن که نتونید کتاب رو بخونید یا لذت نبرید. درباره محتوای کتاب، به نظرم چند فصل اول واقعاً بیطرفانه و قابلتأمل بود. نویسنده تو این فصلها موضوع رو با یه دید باز بررسی کرده و باعث شده خواننده بتونه عمیقتر فکر کنه. اما از فصل هفتم به بعد، انگار نویسنده مسیرش عوض کرد.
در این کتاب ، شما با خواندنِ مختصر و مفید و گزینشیِ تاریخ سیاسی و اجتماعی قرن بیستم ، با بیست درس مهم در ارتباط با چگونگیِ مواجهه با نظامهای استبدادی یا توتالیتر و روش هایِ غلبه بر آنها برای رسیدنِ به آزادی و عدالت ، آشنا میشوید. نکاتِ ارائه شده کاملاً منطبق با شرایط امروزی بوده و کاربردی میباشند.
لطفاً مشخصات ترجمه نشر گمان اصلاح شه
سلام و وقت به خیر. متشکریم از تذکر شما. اصلاح شد
کدوم ترجمه بهتره ؟
ترجمهی پژمان طهرانیان چاپشده در نشر نو روانتر و مناسبتره. چنین متنی یه ترجمهی ساده و روان میطلبه اما بابک واحدی متن رو ثقیل و حتی بعضا گنگ برگردونده.