محبوبه ویتگنشتاین

Wittgenstein's Mistress

مشخصات کتاب محبوبه ویتگنشتاین
مترجم :زینب آرمند
شابک :978-964-334-776-5‮
قطع :رقعی
تعداد صفحه :310
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1988
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :3 مرداد

دیوید مارکسن از نویسندگان پرفروش در آمریکا

معرفی کتاب محبوبه ویتگنشتاین اثر دیوید مارکسن | ایران کتاب

کتاب محبوبه ویتگنشتاین، رمانی نوشته ی دیوید مارکسن است که اولین بار در سال 1988 انتشار یافت. این رمان به داستان زنی می پردازد که مجاب شده—و در نهایت به شکلی شگفت انگیز مخاطبین را مجاب می کند—که تنها کسی است که بر روی زمین باقی مانده است. او احتمالا دیوانه است اما با این حال، شخصیتی آنچنان جذاب و دلنشین دارد که مخاطبین را وادار می کند با اندیشه ها و تأملات عجیب و گاها هذیان گونه اش درباره ی همه چیز و همه کس، از یوهانس برامس و رابطه ی جنسی گرفته تا هایدگر و هلن تروآ، همراه شوند. او در کنار این تأملات، به تحلیل جوانبی از گذشته ی پرمشکلش می پردازد که گام به گام او را به وضعیت کنونی اش کشاندند. کتاب محبوبه ویتگنشتاین، اثری فوق العاده جذاب و به یاد ماندنی است که بدون تردید، می تواند یکی از بدیع ترین داستان های زمانه ی ما لقب بگیرد.

کتاب محبوبه ویتگنشتاین

دیوید مارکسن
دیوید مارکسن، زاده ی 20 دسامبر 1927 و درگذشته ی 4 ژوئن 2010، رمان نویسی آمریکایی بود. مارکسن در آلبانی نیویورک به دنیا آمد. او در کالج یونیون و دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و حرفه ی نویسندگی را با روزنامه نگاری و ویراستاری کتاب آغاز نمود. مارکسن همچنین مدتی به عنوان مدرس در دانشگاه های کلمبیا و لانگ آیلند فعالیت کرد. اولین رمان او در اواخر دهه ی 1950 به چاپ رسید.
نکوداشت های کتاب محبوبه ویتگنشتاین
A novel unlike anything anyone has ever written before.
رمانی متفاوت از هر چیزی که هر کس قبلا نوشته است.
Amazon Amazon

Brilliant and often hilarious.
درخشان و اغلب بسیار خنده دار.
San Francisco Review of Books

This extraordinary book is a journey into loneliness.
این کتاب خارق العاده، سفری به تنهایی است.
The Guardian

قسمت هایی از کتاب محبوبه ویتگنشتاین (لذت متن)
وقتی تنها زندگی می کنی، منظره ی آب را ترجیح می دهی. البته همیشه ترنر را هم تحسین می کردم. در واقع نقاشی های خود او از آب باعث این تصمیمم شده بود. یک بار ترنر ساعت ها خودش را به دکل یک کشتی بسته بود تا بتواند دریای طوفانی آن را نقاشی کند. البته مشخص است که خود آن طوفان نبود که ترنر می خواست نقاشی اش کند. هدف او نقاشی کردن تصویری از آن طوفان بود.

فهمیده ام که زبان بعضی وقت ها برای بیان چنین چیزهایی چندان دقیق نیست. درواقع داستان این که ترنر خودش را به دکل یک کشتی بست من را یاد چیزی می اندازد، هرچند یادم نمی آید که من را یاد چه چیزی می اندازد. همین طور یادم نمی آید که آتشی که در تیت داشتم چه جور آتشی بود.

زمان از یاد رفته یعنی دیوانگی، یا زمان از یاد رفته یعنی فراموش شده؟ ولی در هر دو صورت، در آن دیوانگی شکی نبود. مثلا، وقتی به سمت آن نقطه ی ناشناخته در ترکیه رانندگی می کردم تا محوطه ی باستانی تروآ را ببینم.