0

کتاب بن بست نورولت Dead End in Norvelt


  • قیمت : ۱۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر بن بست نورولت
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

کتاب بن بست نورولت، با ترکیب اتفاقات واقعی و عناصر تخیلی، داستان دو ماه شگفت انگیز از زندگی پسری به نام جک گانتوس را روایت می کند. پدر و مادر این پسر دائما در حال دعوا و مرافعه هستند و زمانی که جک را به منظور تنبیه، در خانه محبوس می کنند، تمام برنامه های او برای ماجراجویی در تعطیلات خراب می شود. اما فرصت فرار از این تنبیه، زمانی فرا می رسد که جک اصلا انتظارش را نمی کشد؛ مادرش او را به کمک همسایه ی سالخورده شان می فرستد و جک به همراه این فرد، اتفاقات بسیار عجیب و غریبی را تجربه می کند: مواجهه با افراد تازه درگذشته، قول و قرارهای پیچیده و غیرمعمول، رانندگی زیر سن قانونی، درس هایی از تاریخ، فرشتگان جهنمی و تعداد بی شماری دعوا های خونین. این داستان بسیار جذاب و بی نهایت غافلگیرکننده، به خوبی نشان دهنده ی توانایی و استعداد نویسنده ی اثر است و مخاطبین خود را وادار به خندیدن به غیرقابل انتظارترین اتفاقات می کند. در دنیای کتاب بن بست نورولت، گذشته در زمان حال می گذرد، زمان حال گیج کننده و آشفته است و درباره ی آینده به هیچ وجه نمی توان اظهار نظر کرد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی بن بست نورولت



انتشارات: افقافق
نویسنده: جک گانتوس جک گانتوس
مشخصات بن بست نورولت
قطع : رقعی
سال انتشار میلادی : 2011
شابک : 978-964-369-872-0
وزن : 335
تعداد صفحه : 360
سال انتشار شمسی : 1393
سری چاپ : دوم

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی نیوبری و جایزه ی اسکات ادل سال 2012

نکوداشت
Wildly entertaining.
بسیار سرگرم کننده.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A fast-paced and witty read.
کتابی با ضرب آهنگ سریع و کنایه آمیز.
School Library Journal School Library Journal

An ode to a time and place.
غزلی از زمان و مکانی خاص.
The Horn Book

لذت متن
در شهر ما تعداد بچه ها کم است و شاید به همین دلیل بچه های این شهر با بچه های شهرهای دیگر فرق دارند، مثلا بانی یک دختر ریزه میزه است که بهترین دوست من به حساب می آید. آن قدر قدکوتاه است که می تواند بدون خم شدن از زیر میز ناهارخوری رد شود. یک بار سعی کردم این کار را بکنم، اما نزدیک بود گردنم قطع شود. اسم واقعی اش استلاهافر است و پدرش صاحب سالن عزاداری. او همه را مجبور کرده بانی صدایش بزنند. پدرش از تیم بیس بال حمایت می کرد، برای همین اسم ما را گذاشته بودند: جوخه ی مرگ هافر. البته خیلی هم بی معنا نبود، چون اسم اصلی تیم ما دزدهای دریایی بود و روی کلاه های مان عکس جمجمه و اسکلت آدمیزاد.

هیچ وقت به جنگ نرو. حتی اگر برنده شوی، نبرد در درون تو هیچ گاه پایان نمی گیرد.

به تاریخ نوشته شده توسط فاتحان، مشکوک باش.