1. خانه
  2. /
  3. کتاب داستانی مرموز

کتاب داستانی مرموز

3.2 از 2 رأی

کتاب داستانی مرموز

scritti costieri.
٪10
280000
252000
معرفی کتاب داستانی مرموز
«داستانی مرموز» از نوشته‌های بسیار اولیهٔ گابریل گارسیا مارکز می‌آید؛ زمانی که هنوز «صد سال تنهایی» نوشته نشده بود و او در روزنامهٔ El Heraldo شهر بارانکیا ستون‌هایی با عنوان «زرافه» (La Jirafa) می‌نوشت. هستهٔ این اثر سلسله‌ای از یادداشت‌های داستانی است که در سال ۱۹۵۰ با «یک داستان مرموز» (Un cuento de misterio) آغاز شد و طی چند هفته ماجراهای زن اشرافی عجیبی را ادامه داد که مارکز او را «مارکیز» می‌نامد. این نوشته‌ها بعدها در مجموعهٔ آثار مطبوعاتی دورهٔ جوانی او گرد آمدند؛ بنابراین با رمانی مستقل و ازپیش‌طراحی‌شده روبه‌رو نیستیم، بلکه با تجربه‌ای میان ستون روزنامه، داستان دنباله‌دار، طنز و خیال‌پردازی ادبی مواجهیم. ماجرا از همان ابتدا قواعد واقعیت معمول را کنار می‌گذارد. مارکیز زنی چندزبانه و اشرافی است که وقوع امور ناممکن را با خونسردی کامل می‌پذیرد. شوهرش بوریس اغلب دور از خانه است و هدایایی غیرعادی برای او می‌فرستد: قاتلی حرفه‌ای، فیلی سفید، اشیایی با خصوصیات نامعقول و موجوداتی که مرز میان هدیه، شوخی و حادثه را از میان می‌برند. در نخستین نوشته، حتی آمدن مردی برای کشتن مارکیز چنان عادی تلقی می‌شود که گفت‌وگوی آن دو بیش از آنکه به صحنه‌ای جنایی شباهت داشته باشد، شبیه اجرای آداب اجتماعی است. مرگ، قتل و ناممکن‌بودن به جای ایجاد وحشت، وارد منطق روزمرهٔ این جهان می‌شوند. نکتهٔ جالب‌تر، تغییر رابطهٔ میان نویسنده، شخصیت و خواننده در ادامهٔ ستون‌هاست. مارکز ابتدا مارکیز را شخصیتی آشکارا خیالی می‌سازد، اما بعد خود واقعیت‌داشتن او را موضوع بازی قرار می‌دهد. در یکی از نوشته‌ها زنی به تحریریه می‌آید و ادعا می‌کند همان مارکیز است؛ در نوشته‌های دیگر، مخاطبان دربارهٔ بوریس و زندگی این زن نامه می‌فرستند یا مدعی شناختن شخصیت‌ها می‌شوند. به این ترتیب، داستان از محدودهٔ ماجراهای مارکیز خارج می‌شود و خود مرز میان گزارش روزنامه‌ای و اختراع ادبی را دست می‌اندازد. این تجربه برای شناخت مسیر بعدی مارکز اهمیت دارد. در اینجا هنوز با ساختمان پیچیده و کنترل‌شدهٔ «صد سال تنهایی» یا داستان‌های پخته‌تر او روبه‌رو نیستیم، اما چند ویژگی اصلی جهان بعدی‌اش حاضرند: راوی اتفاقی محال را با لحنی کاملا عادی گزارش می‌کند، اغراق بدون توضیح وارد واقعیت می‌شود و امر خارق‌العاده برای شخصیت‌ها کمتر شگفت‌آور از زندگی معمول است. بااین‌حال بهتر است این نوشته‌ها را فورا نمونهٔ کامل «رئالیسم جادویی» ننامیم؛ طنز سوررئال، بازی مطبوعاتی و شوخی با قراردادهای روایت در آن‌ها به همان اندازه مهم‌اند. نقطهٔ قوت «داستانی مرموز» آزادی و بی‌پروایی تخیل مارکز جوان است. منطق هر قسمت می‌تواند با یک اغراق آغاز شود و آن‌قدر جدی ادامه پیدا کند که خود نامعقول‌بودنش به منبع طنز تبدیل شود. ضعف آن نیز از همان خاستگاه مطبوعاتی می‌آید: این نوشته‌ها معماری یک رمان کامل را ندارند، برخی موتیف‌ها بیشتر حاصل بازی هفتگی نویسنده با مخاطبان‌اند و مجموعه عمدا به انسجام آثار بزرگ‌تر مارکز نمی‌رسد. اما شاید همین ناتمام‌بودن تاریخی ارزش اصلی آن باشد. در «داستانی مرموز» می‌توان نویسنده‌ای را دید که هنوز سبک مشهور خود را تثبیت نکرده و در برابر چشم خواننده در حال آزمایش مرز میان خبر و اختراع، واقعیت و اغراق، و نویسنده و شخصیت است؛ مرزی که بعدها یکی از حاصلخیزترین مناطق ادبیات او خواهد شد.
درباره گابریل گارسیا مارکز
درباره گابریل گارسیا مارکز
گابریل خوزه گارسیا مارکز، زاده ی ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکده ی آرکاتاکا درمنطقه ی سانتامارا در کلمبیا - درگذشته ی ۱۷ آوریل ۲۰۱۴، رمان نویس، نویسنده، روزنامه نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می کرد. مارکز برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ می شناسند که یکی از پرفروش ترین کتاب های جهان است.مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی رئالیسم جادویی بود، اگرچه تمام آثارش را نمی توان در این سبک طبقه بندی کرد. پزشکان در سال ۲۰۱۲ اعلام کردند که مارکز به بیماری آلزایمر مبتلا شده است.او برای نوشتن کتاب خاطرات روسپیان غمگین من، چاپ ۲۰۰۴، حدود ده سال وقت صرف کرد. در ژانویه ی ۲۰۰۶ اعلام کرد که دیگر تمایل به نوشتن را از دست داده است. میراث او، مجموعه ی بزرگی از کتاب های داستانی و غیرداستانی است که با پیوند دادن افسانه و تاریخ در آن، همه چیز را ممکن و باورکردنی می نماید. گابریل گارسیا مارکز در سال ۱۹۸۲ جایزه ی ادبی نوبل را دریافت کرد و بنیاد نوبل در بیانه ی خود او را «شعبده باز کلام و بصیرت» توصیف کرد. تمام داستان های وی به نثری نوشته شده اند که از نظر رنگارنگی و جاذبه ی غریبشان، فقط می توان آن ها را با کارناوال های آمریکای جنوبی مقایسه کرد.گابریل گارسیا مارکز، در روز پنجشنبه ۱۷ آوریل ۲۰۱۴، در ۸۷ سالگی، در مکزیکوسیتی درگذشت. جسد وی فردای آن روز در روز آدینه در مکزیکوسیتی سوزانده و بخشی از خاکستر جسد وی به زادگاهش کلمبیا منتقل شد.
مقالات مرتبط با کتاب داستانی مرموز
مقایسه ترجمه‌های کتاب «صد سال تنهایی» اثر «گابریل گارسیا مارکز»
مقایسه ترجمه‌های کتاب «صد سال تنهایی» اثر «گابریل گارسیا مارکز»
ادامه مقاله
برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکای لاتین»
برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکای لاتین»

بیش از هر ژانر و سبک دیگر، این «رئالیسم جادویی» بود که دوران شکوفایی «ادبیات آمریکای لاتین» را در قرن بیستم تعریف کرد

توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»

در این مطلب، نکاتی ارزشمند را درباره ی چگونگی نوشتن داستان های کوتاه خوب با هم می خوانیم

جادوهای واقعی «گابریل گارسیا مارکز»
جادوهای واقعی «گابریل گارسیا مارکز»

مارکز در داستانش به مخاطبین خود نشان می دهد که هر چیزی می تواند ممکن باشد

6 دلیل برای خواندن داستان های کوتاه
6 دلیل برای خواندن داستان های کوتاه

ضرباهنگ سریع، طرح داستانیِ یک وجهی، و وجود ایجاز از ویژگی های «داستان های کوتاه» هستند

صد سال تنهایی : تاریخ آمیخته با جادو
صد سال تنهایی : تاریخ آمیخته با جادو

می توان درباره ی رمان صد سال تنهایی گفت که این اثر چیزی حیاتی را در مورد تجربه ی تاریخی صدها میلیون نفر در خود دارد که فقط به آمریکای لاتین خلاصه نمی شود

چگونه گابیتو به مارکز تبدیل شد؟
چگونه گابیتو به مارکز تبدیل شد؟

بذرهای رمان های گارسیا مارکز، پدرِ رئالیسم جادویی، در جوانی اش کاشته شده اند.

5 دلیل برای خواندن رمان‌های عاشقانه‌‌ و تأثیر آن بر زندگی
5 دلیل برای خواندن رمان‌های عاشقانه‌‌ و تأثیر آن بر زندگی

اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید

نظر کاربران در مورد "کتاب داستانی مرموز"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است

در پریشان ذهنی از دیگر کتابهای پریشان گارسیا مارکز جلو می‌زند. اگر صد سال تنهایی را به سختی خوانده‌اید و با آن ارتباط خوبی برقرار نکرده‌اید مطلقاً سراغ این کتاب نیایید. کتابهای "وقایع‌نگاری مرگی اعلام شده" و "گزارش یک آدم ربایی" را خیلی پسندیدم ولی "صد سال تنهایی" و مخصوصاً این کتاب به سختی خوانده می‌شوند و پس از خواندن کتاب با سؤال حالا که چی برخورد می‌کنیم که من برای این سؤال بی جواب است. البته سلیقه دیگران محترم است و این متن فقط نظر شخصی یک خواننده است.

1405/02/29 | توسطسیدابراهیم معینی
0
| |

چرا صفحات دو تا کتاب انقدر فرق دارند؟

1402/03/31 | توسطمهران بهرامی
0
| |