بیش از هر ژانر و سبک دیگر، این «رئالیسم جادویی» بود که دوران شکوفایی «ادبیات آمریکای لاتین» را در قرن بیستم تعریف کرد
در این مطلب، نکاتی ارزشمند را درباره ی چگونگی نوشتن داستان های کوتاه خوب با هم می خوانیم
مارکز در داستانش به مخاطبین خود نشان می دهد که هر چیزی می تواند ممکن باشد
ضرباهنگ سریع، طرح داستانیِ یک وجهی، و وجود ایجاز از ویژگی های «داستان های کوتاه» هستند
می توان درباره ی رمان صد سال تنهایی گفت که این اثر چیزی حیاتی را در مورد تجربه ی تاریخی صدها میلیون نفر در خود دارد که فقط به آمریکای لاتین خلاصه نمی شود
بذرهای رمان های گارسیا مارکز، پدرِ رئالیسم جادویی، در جوانی اش کاشته شده اند.
اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید
در پریشان ذهنی از دیگر کتابهای پریشان گارسیا مارکز جلو میزند. اگر صد سال تنهایی را به سختی خواندهاید و با آن ارتباط خوبی برقرار نکردهاید مطلقاً سراغ این کتاب نیایید. کتابهای "وقایعنگاری مرگی اعلام شده" و "گزارش یک آدم ربایی" را خیلی پسندیدم ولی "صد سال تنهایی" و مخصوصاً این کتاب به سختی خوانده میشوند و پس از خواندن کتاب با سؤال حالا که چی برخورد میکنیم که من برای این سؤال بی جواب است. البته سلیقه دیگران محترم است و این متن فقط نظر شخصی یک خواننده است.
چرا صفحات دو تا کتاب انقدر فرق دارند؟