کتاب یادداشت های پنج ساله

Taccuino di cinque anni
کد کتاب : 3028
مترجم :
شابک : 9782000620846
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 352
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2010
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 9
زودترین زمان ارسال : 4 آبان

معرفی کتاب یادداشت های پنج ساله اثر گابریل گارسیا مارکز

این کتاب که تحت عنوان «یادداشت های پنج ساله »توسط نشر«ثالث» به چاپ رسیده است، مجموعه ای از مهم ترین نامه های روزانه گابریل گارسیا مارکز است.
مارکز در این نامه ها به موضوعات مختلفی پرداخته است. خواندن این نامه برای علاقه مندان رمان ها و داستان های او می تواند تجربه منحصر بفردی باشد. به طبع خواندن این نامه شما را با شخصیت واقعی این نویسنده بزرگ آشنا خواهد کرد. نویسنده ای که نام او برای همگان در سرتاسر جهان آشناست.

گابریل گارسیا مارکز (1927 - 2014) در کلمبیا متولد شد. او رمان نویس ، نویسنده داستان کوتاه ، فیلمنامه نویس و روزنامه نگار کلمبیایی بود.
عشق در سالهای وبا و خاطرات فاحشه های مالیخولیایی من ؛ از آثار مشهور او هستند. وی در سال 1982 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.

کتاب یادداشت های پنج ساله

گابریل گارسیا مارکز
گابریل خوزه گارسیا مارکز، زاده ی ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکده ی آرکاتاکا درمنطقه ی سانتامارا در کلمبیا - درگذشته ی ۱۷ آوریل ۲۰۱۴، رمان نویس، نویسنده، روزنامه نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می کرد. مارکز برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ می شناسند که یکی از پرفروش ترین کتاب های جهان...
قسمت هایی از کتاب یادداشت های پنج ساله (لذت متن)
حس کردم بنابر منطقی ناگفتنی، دوستم پیغام را دریافت کرده است. پیغام را روی قطعه ای کاغذ یادداشت کردم تا بعد نتواند به پیش بینی ام شک کند. در ضمن به منظوری بسیار شاعرانه اضافه کردم یک شاخه گل سرخ هم بیاورد. چندی نگذشت که همراه همسرش وارد شد. چیزهایی که از او درخواست کرده بودم و مایع ظرفشویی هم همراهش بود؛ درست از همان مایعی که ما همیشه مصرف می کردیم. هردو، حتی اندکی شرمنده، گفتند سوپر مارکت باز بود و فکر کردیم بهتر است این را هم برای شما بخریم.

مادربزرگم بسیار خونسرد گفت: «از جانب پرودنسیا ایگوآران است که دارد اطلاع می دهد بزودی به این جا خواهد آمد. دیشب خواب دیدم راه افتاده است.» وقتی پدربزرگم به خانه برگشت دیگر لازم نبود تلگراف را باز کنند، چون همراه پرودنسیا ایگوآران آمده بود. برحسب اتفاق در ایستگاه قطار به او برخورده بود، با پیراهنی که رویش پرندگان رنگارنگ داشت و یک دسته گل بسیار بزرگ در دست و مطمئن از این که پدربزرگ به خاطر آن تلگراف به پیشوازش رفته است.