کتاب «زبان و اندیشه» سومین نسخه از مجموعه مقالات برجسته چامسکی در زمینه زبان و ذهن است که اولین بار در سال 2006 منتشر شد. شش فصل اول ، که در ابتدا در دهه 1960 منتشر شد ، سهم مهمی در نظریه زبان شناسی داشته است. این نسخه آنها را با یک فصل اضافی و یک پیشگفتار جدید تکمیل می کند و رویکرد تأثیرگذار چامسکی را به قرن بیست و یکم می آورد.
در فصلهای 1 تا 6 کارهای اولیه چامسکی در مورد ماهیت و کسب زبان به عنوان یک سیستم بیولوژیکی دارای ژنتیک (گرامر جهانی) ارائه شده است ، که از طریق قواعد و اصول آن به دانش داخلی (زبان I) دست می یابیم. در پنجاه سال گذشته ، این چارچوب باعث ایجاد انفجار تحقیق در مورد طیف وسیعی از زبانها شده است و برخی از سوالات نظری عمده را به همراه داشته است. فصل پایانی با بازنگری در مسائل کلیدی ، رویکرد «زیست زبانی» را که کار چامسکی را از آغاز تا به امروز هدایت کرده است ، و چالش های جدید و مهیجی را برای مطالعه زبان و ذهن مطرح کرده است.
نوام چامسکی ، استاد زبان شناسی در موسسه فناوری ماساچوست است. کتابهای متعدد وی شامل افق های جدید در مطالعه زبان و ذهن (انتشارات دانشگاه کمبریج ، 2000) و درباره طبیعت و زبان (انتشارات دانشگاه کمبریج ، 2002) است.
آورام نوآم چامسکی (زادهٔ ۷ دسامبر ۱۹۲۸) زبانشناس، فیلسوف، دانشمند علوم شناختی، مورخ، منتقد اجتماعی و فعال سیاسی آمریکایی است. او که گاه «پدر زبانشناسی مدرن» نامیده میشود، یکی از چهرههای اصلی در فلسفه تحلیلی و یکی از بنیانگذاران حوزهٔ علوم شناختی است. او برندهٔ جایزهٔ استاد زبانشناسی در دانشگاه آریزونا و استاد بازنشسته در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) است. او نویسنده بیش از ۱۵۰ کتاب در موضوعات مختلف مانند زبانشناسی، جنگ، سیاست و رسانههای جمعی است. از نظر ایدئولوژیک، او با آنارکو-سندیکالیسم و سوسیالیسم لیبرترین همسو میشود.
نوام چامسکی به عنوان یک روشنفکر منتقد دولتهای غربی به ویژه آمریکا شناخته شده است. او مخالف دخالت نظامی آمریکا در خاورمیانه و آغاز جنگ در این منطقه بوده است. او مشکل ترورسیم در خاورمیانه را ناشی از عملکرد آمریکا و اسرائیل میداند.زبان، موضوعی به مراتب جالبتر و مهمتر از آن است که تنها در اختیار عالم کهنه نگر فقه اللغه یا تقلیل گرای ( reductionist ) معاصر باقی بماند؛ زیرا در این میان وحدتی وجود دارد که از دو فرض نشئت می گیرد. یکی از این دو، فرض را بر این می گذارد که رابطه میان روان آدمی و گفتار به مراتب ظریفتر و پیچیده تر از حدی است که بتوان دریافت. و فرض دوم بر این پایه است که زبان اگرچه یکی از راههای ایجاد ارتباط ما با دیگران است، ولی نه تنها بیانگر اندیشه بلکه حاکی از عاطفه و احساس نیز هست، به گونه ای که تحلیل صرفا عقلایی زبان چیزی بیش از توضیح شیمیایی گل سرخ برای توصیف این گل به دست نخواهد داد.
از میان ما، آنانی که شیفته کلمات اند و عبارتی زیبا به وجدشان می آورد، می دانند که کلمات تنها ابزار آدمی برای بیان آلام درون، ادای احترام، طرح یافته ها و ابراز توافق با رخدادهایی است که از درون یا برون بر ما می گذرد. ما نیز، همچون تمامی عاشقان، هرقدر بتوانیم بر آنچه دوست داریم می افزاییم. عاشقی بیهوده نیستیم و عشقمان برای زندگی است.
اندیشه خود باید با فهم نقادانه رابطه بیان زبانی با شّم عمیقتر و پایدارتر انسان، همراه شده باشد. نیروی انگیزنده زبان است که می گیرد، می لرزاند، دگرگون می سازد و از این رهگذر انسان را انسان می کند. و زبان چه به گفته درآید و چه خاموش بماند، تنها خصیصه براستی انسانی است. بدین لحاظ، زبان به مثابه نیروی کلیتها ( power of universals ) ، در ما به ودیعه گذاشته شده است، تا از محیط اطراف خود فراتر رویم و مالک جهانی برای خود باشیم. به این ترتیب، ما با الحاق نیروی پرشتاب و بی قرار موجودیت فردیمان به نیروی از پی آینده و حجیمتر زبان، به حالتی از سیلان جهانی پا می نهیم. و برای چنین امری تنها یک منشا و منبع وجود دارد که همانا ماهیت ذهن است.
کتاب «زبان و اندیشه» نوام چامسکی— به ترجمهی استاد کوروش صفوی — تنها یک کتاب زبانشناسی دانشگاهی نیست؛ بازتاب پنجاه سال سلطهی نظریهای انقلابی است که هم ستایش شده و هم هدف تندترین انتقادات قرار گرفته است؛ این کتاب سفری به عمیقترین لایههای آنچه ما را انسان میسازد. چامسکی در این اثر استدلال میکند که زبان صرفاً ابزار ارتباط نیست، بلکه «روحی جسمیتیافته» است که ما را قادر میسازد رنجها، عواطف و اندیشههایمان را بیان کنیم. او با نقل قولی از فیلسوف بزرگ آلمانی، ویلهلم فون هومبولت، این ایده را خلاصه میکند: «ما انسانیم، نه بدان خاطر که زبان داریم، بل از آن رو که خود زبانیم.» هستهی نظریه: دستور زبان جهانی و ذهن ماژولار نظریهی محوری چامسکی، موسوم به «دستور زبان جهانی»،ادعا میکند کودکان با یک چارچوب ذهنی فطری برای یادگیری زبان به دنیا میآیند. این ایده که ذهن انسان از «توانشهای» نیمه مستقل (ماژولار) مانند توانش زبانی تشکیل شده، چشمانداز علوم شناختی را دگرگون کرد. او در «زبان و اندیشه» زبان را «تنها خصیصه براستی انسانی» میخواند که ریشه در زیستشناسی مغز دارد. نقد ریشهای نظریههای سنتی چامسکی در این کتاب به سراغ نظریههای کلاسیک فلسفه زبان — مانند الگوی فرگه — میرود و نشان میدهد که چرا این نظریهها در تبیین واقعیت زبانی ناتواناند. آیا واقعاً «زبان مشترکی» بین همه انسانها وجود دارد؟ آیا واژهها به اشیاء ثابت در جهان اشاره میکنند؟ مثال سادهای مثل واژه «لندن» — که میتواند همزمان به یک مکان جغرافیایی، مردمش، تاریخش و حتی حالوهوای عاطفی آن اشاره کند — نشان میدهد که زبان بسی فراتر از یک نظام نشانهای ساده است. زبان، خلاقیتی نامحدود یکی از جذابترین بخشهای کتاب، تأکید چامسکی بر «جنبه خالق» زبان است. ما هر روز جملاتی میسازیم که هرگز قبلاً نشنیدهایم، داستانهایی میگوییم که تازهاند، و شعرهایی میسراییم که از عمق وجودمان میجوشد. این خلاقیت نامحدود — که چامسکی آن را با الهام از دکارت مطرح میکند — نشان میدهد زبان تنها پاسخ به محرکهای بیرونی نیست، بلکه فوران خودانگیخته ذهن انسان است.