دادگاهی ویژه که شهروندان مظنونین هستند و از بین تماشاچیان به میز محاکمه کشیده میشوند.افراد مسلح، مسلسل به دست، به سمت تماشاچیان نشانه رفته اند. فرشته عدالت با چشمان بسته، در یک دست مسلسل کلاشینکف و در دست دیگر ترازویی دارد که در یک کفه آن چکش و در کفهی دیگر داس گذاشته اند، در انتهای صحنه قرار دارد. و مطمئن باشد قاضی هرگز اشتباه نمیکند.
(( دادستان: بی گناهها دقیقا آزاردهندهترین موجودات هستند. گناهکار با یک تق توی شکم یا کله به حرف میآید و نشان میدهد که جسد کجاست. ولی بی گناه کله شقی میکند و نمیگوید جسد کجاست و مرتب به بی گناهی خیالی خود استناد میکند.))
((گارلکین: ... وقتی میگویند از ردیف تان خارج نشوید، یعنی خارج نشوید. که اینطور. رو پیدا کرده اند. دریغ از یک ذره نظم، دریغ از یک ذره شعور. تازه میگویند آزادی ندارند. اگر بهتان آزادی بدهند که نمیگذارید سنگ روی سنگ بند شود.))