رمان حسینی، داستان از خود گذشتگی های لازم برای حفظ امید و خوشحالی، و قدرت عشق در غلبه بر ترس ها است.
چیزی که این رمان را سرزنده و مهیج می کند، دید و دقت حسینی در تار و پود زندگی روزمره و توانایی اش در به تصویر کشیدن طیف وسیعی از احساسات انسانی است.
یک موفقیت هنری دیگر با فروش بالا و تضمین شده، برای این نویسنده ی بی باک.
از تاکسی پیاده شدند. بابا با انگشت اشاره کرد: آن جا هستند، ببینید. طارق از تعجب دهانش بازماند. لیلا هم همین طور. به فکرش رسید که اگر صد سال دیگر هم عمر کند، هرگز چنین چیز باشکوهی نخواهد دید. دو تندیس غول پیکر از «بودا» آن جا قد برافراشته بود. انگار به آن سه نفر زل زده بودند. همان طور که از دوهزار سال پیش تا کنون به کاروان هایی که در مسیر جاده ی ابریشم از این دره می گذشتند، چشم دوخته بودند.
انگشت اتهام همه ی مردها، مثل عقربه ی قطب نما، که مدام روبه شمال است، همیشه رو به یک زن نشانه می رود، همیشه.
لیلا سه قطره ی خون روی قالیچه دید. خون خودش. پدر و مادرش را مجسم کرد که بعدها روی همین کاناپه می نشینند، غافل از گناهی که او مرتکب شده است. شرم به سراغش آمد و احساس گناه. در طبقه ی بالا، تیک تاک ساعت توی گوش لیلی طنین بلند و غریبی داشت. انگار که چکش قاضی بود که هی به میز می خورد و محکومش می کرد.
آثاری که شروع کننده ی مسیرهای حرفه ایِ درخشانی بودند و در برخی موارد، یک شَبه خالق خود را به شهرت رسانده اند.
اولین کتابی بود که از خالد حسینی خوندم و باید بگم عااااشق قلمش شدم . در عین سادگی و بدون اضافه گویی به شدت جذاب و گیرا بود قلم نویسنده. حتما این کتاب رو بخونید خیلی قشنگ بود خیلییی. من از نشر ثالث خوندم و راضی بودم
خیلی زیبا و ظریف، شیوا و رسا نوشته شده و میتونه انقدر شما رو در خودش غرق کنه که با تک تک شخصیتها اشک بریزید و زندگی کنید.
واقعا تاثیرگذار و خوب بود یکی از زیباتربن رمانها مخصوصا برای خانمها میتونه رنگ و بوی متفاوت داشته باشه دوتا قهرمان ذین کتاب خانم هستن
تمام کتابهای خالد حسینی زیباست و بسیار دلنشین اما هزاران خورشید تابان از همه زیباتر.
عشق مریم به پدرش اشک من رو در اورد . چقدر عاشقانه پدرشو دوست داشت . این متن از کتاب که میگفت بزرگترین دشمن یک افغانی خودشه درستترین جمله برای بیان حال این روزهای افغانستانه ، اگر همشون میفهمیدن باید کنار یکدیگر باشند نه رو به روی هم الان افغانستان جور دیگه ای بود. «بسیار رمان دوست داشتنی بود»
قبل از خوندن کتاب بابد خودتون رو از لحاظ ذهنی آماده کنید.واقعا درد و رنجی که تو کتاب هست با تصویر سازیهای خوب خالد حسینی برای هر کسی قابل تحمل نیست
زندگی نکرده مریم.... خیلی زیبا بود
خیلی قشنگه حتما بخرید
فکر میکنم زنان افغان جز مظلومترین زنان جهان هستند.چقدر در حقشون ظلم میشه ،آخه چرا یه دختر کم سن سال باید با یه پیرمرد عروسی کنه و این امر براشون عادی باشه،حتی تصورش هم مشمئز کننده ست... آخر کتاب که آمریکا ، طالبان رو بیرون کرد خیلی لذت بخش بود ... اینکه زنها دوباره حق حیات و زندگی پیدا کردن و چقد غمگینم که این کشور دوباره توسط طالبان ظالم تصرف شده
داستان پختگی و چفت و بست بهتری نسبت به بادبادکباز داشت بنظرم و چه خوب که اول اونو خوندم.. درد و رنج پنهان و آشکار در اثر واقعاً خوب منتقل شده و همونطور که در بادبادکباز عرض کردم وجوه مشترک و قرابت فرهنگی ما با افغانستان، ارتباط با رمان رو آسون و سریع میکنه.. یه نکته اشاره کنم که شاید نویسنده باتوجه به اینکه ساکن آمریکاس قصد نداشته بهش بپردازه و شاید هم در اثر دیگری فصل افغانستان پساآمریکا رو نوشته باشه و اون القای تلویحی نقش امریکا بعنوان ناجی افغانستان هست.. ((نیمچه اسپویل: در پایان اثر شاهد آرامش مردم و آشکارشدن دوباره زیباییهای افغانستان هستیم؛ درحالیکه اون روزها آغاز جنایات بیست ساله امریکا و انگلیس در این کشور به بهانهای پوچ و آوارگی بیشازپیش مردمش هست..)) ترجمه نشر مروارید بجز در یکی دو مورد جزئی خیلی خوب بود و شنیدم که مترجمین از مشاوره با صاحبنظران افغان هم استفاده کردن
به نظرم خالد حسینی چنین داستان را واقع گرایانه نوشته که گویی خود رنج مریم و لیلا را دیده و چشیده است. دیگر خصوصیات مثبت آن جذاب و غیرقابل پیش بینی بودن داستان بود.
سلام کدوم نشر و ترجمه روان و عالیه ؟
الان که این نظر در مورد این کتاب مبنوبسم دهمین روز جنگ با اسراییلِ. حالا میتونم حس و هوای ترس و صدای انفجار تو کتابهای خالد بفهمم. کتاب قشنگی بود که بعد از بادبادک باز خوندم
خیلی داستان قشنگی داشت ، بعد از بادبادک باز، دومین اثر از آقای خالد حسینی بود که خوندم و خوندنش رو به علاقمندان به داستان و رمان توصیه میکنم
هنوزم وقتی جلد کتابث توی کتابخونم میبینم یاد مظلومیت و زجر مریم میوفتم...داستان روایت داستان زندگی چند شخصیته که در یه جایی از داستان سرنوشتشون بهم میرسه و بسیار گیرا و غم انگیزه
من بندرت رمان میخونم وبیشتراهل مطالعات جدی هستم وکتابهای علمی وتاریخی میخونم ولی این رمان جذاب روخوندم خیلی خوشم اومد وبسیارکتاب خوبیه به نظرمن این رمان افغانی خیلی بهترازرمانهای ایرانیه واقعا این اثرعالیه
رمان خواندن هم مطالعهی جدیه! چرا فکر میکنید ارزش خواندن رمان از خواندن مثلا فلسفه کمتره؟
کتابی فوقالعاده خوندنی و البته بسیار غمناک. ( به نظرم از بادبادک باز هم غم انگیزتر بود) بعضی جاها اشک آدم رو درمیاره اما پیشنهاد میکنم حتما بخونین.
طفلک زنان💔🥲
کدوم ترجمه بهتره؟
مهدی غبرایی ، زیبا گنجی و پریسا سلیمان زاده و حمیدرضا بلوچ
هم این رمان هم بادبادک باز منو کشتن ...واقعا غم انگیز بی نهاایت ناراحت کننده اما متاسفانه ملموس برای خانمها ...فوق العاده بود
بی نهایت فوق العادست. به هیچ عنوان از این اثر بی نظیر نگذرید .اصلا حیفه همچین کتابیو نخونید